هراس من
باری
همه از مردن
در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو - 1341
۱ - برای نوشتن بهانه کم نیست ، قلم ها شکسته است.
۲ - مدت هاست که روزنامه نمی خوانم . روزنامه نگاری که روزنامه نخواند موضوعی بود که سال ها با همکاران درباره اش بحث می کردم. حالا روزنامه ای نمی بینم . راستی شما روزنامه ای سراغ دارید که خواندن و نخواندش فرقی به حالتان کند ؟ .
۳ - کالاهای فرهنگی ما سبک شده اند ، وزن و منزلتی ندارند ، تحریریه ها آشفتگی اش بیش از پیش است .
۴ - چشمم در طبقات کتابخانه می چرخد ؛ چاپ های قدیمی راضی ام می کند به خواندن .
۵ - دیگر نمی توان سرسری مردم را به دلیل کم خوانی نشریات سرزنش کرد ، این مردم حق دارند که کیوسک های مطبوعات را از بابت خرید سیگار رونق بخشند .
به کدامین جرم ؟ پرسش این است : چرا ؟
مسعود باستانی از جمله روزنامه نگاران زندانی ، امسال سالگرد ازدواجش با مهسا امرآبادی را گوشه زندان گذراند .
برخی از دوستان به دیدار همسر مسعود که خود نیز از همکاران مطبوعاتیمان است رفتند ، آنکه از آزادی اش دیری نمی گذرد . 
مهسا خانه را گرم نگه داشته است تا مسعود بازگردد و می دانیم که چنان نماند و چنین نیزهم نخواهد ماند ... به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی .
ضربان قلب بهنود باز ايستاده است . 21 ساله اي كه دقايقي پس از ساعت 5 روز يكشنبه 19 مهر به جرم قتل به قتل رسيد . بزه اما در كودكي روي داده بود . بهنود متولد سال خشونت بود . 1367 سال اعدام و اعدام شد بي آنكه التماسش بر دل صاحب دم نشيند . 17 ساله بود كه خشونتي سخت مرتكب شد . ناخواسته در يك نزاع جمعي ، سينه ي احسان را شكافت . بهنود بي مادر اما خود قرباني خشونت بود و شد . از مرداد 1384 چهار سال در زندان زيست . شايد هزاران بار با تصور پيكر خويش بر چوبه دار ، مرده بود.
خشنونت عليه بهنود و بهنود ها ، داغي است بر دل ايران . بهنود 14 سال بيش نداشت كه در برابر ديدگانش مادر را به گور سپرده بودند ...
صادرات گاز يكي از مهمترين و حساس ترين مقولات در ديپلماسي اقتصاد ايران است . مساله اي كه در سال هاي اخير به دلايل گوناگوني پر رنگ تر از گذشته به چشم مي خورد . رشد شتابان مصرف داخلي و برنامه هايي كه گاه خلاف واقعيت هاي سياسي ، بلند پروازانه به نطر مي رسد موجب شده تا در محافل كارشناسي اقتصاد انرژي و سياسي موضوع صادرات گاز بحث هايي جدي را پديد آورد .
براي ورود به اين دست مباحث اما پيش از هرچيز بايد ديد كه در عمل مسوولان چه كرده اند و آيا اساسا موازنه اي ميان اقدام و برنامه هاي آتي وجود دارد .
سيد رضا كسايي زاده بهترين گزينه اي است كه در ميان مسوولان مي تواند پاسخگويمان باشد . كسي كه سال ها در مجموعه مديران وزارت نفت حضور داشته است و از نقطه اي به شركت ملي صادرات گاز پا گذاشت كه نياز داخلي را با توجه به مسووليت توزيع به خوبي درك مي كرد . كمبود گاز در زمستان سخت 86 را مديريت كرد و به اين ترتيب مسووليت صادرات را عهده دار شد .
كسايي زاده مي گويد كه ايران بايد حداقل سهم 16 درصدي بازار گاز جهان را در اختيار گيرد و خبر از گسترش مذاكره با اروپايي ها مي دهد . در اين گفتگو سعي شد تا علاوه بر مروري موردي بر آنچه گذشته به خبرهايي تازه نيز دست يابيم ...
مصائب دامن گير صنعت نفت ايران پيش از ظهور احمدي نژاد در راس دستگاه مجريه كشور كم نبود كه پس از سوم تير و شعارهاي مصرانه بر وجود مافيا ، هم شدت يافت . سوم تير 84 چنان نقطه عطفي بود در حيات وزارت نفت و توسعه صنعتي كه بخش اعظم درآمد ارزي كشور را حاصل كرده است .
ادبيات ايرانيان البته " نقطه عطف " را هماره باري مثبت مي نهد حال آنكه اين نقطه اي است كه از آن امتداد يك منحي را در جهتي ديگر از سير قبلي ، مي توان پي گرفت و چنين است كه الزاما حركت پس از عطف ، در راستاي محور مثبت نيست.
نقطه عطف وزارت نفت در جمهوري اسلامي ايران بي ترديد ، زماني است كه براي نخستين بار رئيس يك دولت خبر از وجود مافيايي مي دهد كه شاهرگ اقصاد كشور را در اختيار دارد . اين جريان تا جايي پيش رفت كه...
* اين يادداشت در ايران امروز منتشر شده است.