هراس من
باری
همه از مردن
در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو - 1341
فرمانداری استان تهران با تجمع در مقابل مجلس موافقت نکرد
تجمع اعتراضی جمعی از روزنامه نگاران
فرمانداری استان تهران با در خواست عده ای از خبرنگاران در خصوص کسب مجوز برای تحصن در برابر مجلس شورای اسلامی مخالفت کرد .
خبرنگاران و روزنامه نگران مقیم تهران علی رغم مخالفت مقامات ؛ همزمان با آغاز به کار مجلس هفتم در هفته پیش رو ( صبح یکشنبه) مقابل ساختمان مجلس تجمع خواهند کرد .
پیش از این ماشاالله شمس الواعظین سردبیر روزنامه های توقیف شده جامعه ، توس و نشاط اعلام کرده بود که در مقابل مجلس علیه رفتار های ناپسند نمایندگان با اهالی مطبوعات ورسانه ها تحصن خواهد کرد .
خبرنگاران که تا این لحظه موفق به دریافت مجوز از سوی مقامات نشده اند اینک در نظر دارند تا در کنار شمس الواعظین از حرمت همکاران و صنف خود حمایت کنند . همچنین روز چهارشنبه نامه ای از سوی جمعی از روزنامه نگاران خطاب به ریاست مجلس هفتم نوشته شد که به دفتر روزنامه ها ارسال و امضای آن ادامه دارد .
ناگفته نماند که این نامه که خبرگزاری ایسنا آن را در همان روز منتشر ساخته است تنها به امضای سردبیران و دبیران تعلق دارد که می توان از آن به عنوان یک ضعف نام برد . جا داشت که تهیه چنین نامه ای بدون در نظر گرفتن جایگاه سازمانی خبرنگاران صورت
می گرفت چراکه اینک مهمترین مرکز حملات و اهانت ها خبرنگاران هستند .
صبح يكشنبه در مقابل مجلس
شمسالواعظين تحصن ميكند
ماشاءالله شمسالواعظين، سردبير روزنامههاى توقيف شده ,توس,، ,جامعه, و ,نشاط, گفت :
در دفاع از پاكدامنى خبرنگاران سراسر كشور، روز يكشنبه صبح
در مقابل ساختمان مجلس شوراى اسلامى تحصن ميكنم. 
شمسالواعظين در گفتوگو با خبرنگار سياسى خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، با اعلام عزاى عمومى براى روزنامهنگاران در اعتراض به آنچه كه بيحرمتى آشكار كوچكزاده به نمايندگان افكار عمومى و خبرنگاران و تهمت به پاك دامنى روزنامهنگاران ميخواند و همچنين در اعتراض به سكوت مجلس و هتك حرمت روزنامهنگاران، تصريح كرد: صبح يكشنبه همزمان با نخستين روز كارى مجلس شوراى اسلامى در هفته آتي، در مقابل مجلس
تحصن خواهيم كرد.
سردبير روزنامه توقيف شده جامعه زمان پايان تحصن خود
را مقارن با اخراج نامبرده و عذرخواهى رييس مجلس شوراى اسلامى
از ملت ايران به ويژه خبرنگاران عنوان كرد.
مجلس در برابر خبرنگاران
***به زودی در صورت دریافت مجوز از وزرات کشور جمعی از خبرنگاران
علیه این رفتارهای نابخردانه مجلس نشینان اعتراض خواهند کرد.
تا اینجای کار یکی از دستاورد های مجلس هفتم برخورد غیر مدنی با خبرنگاران بوده است.
اول نوبت مسیح علینژاد بود و اینک نوبت به ایرج جمشیدی رسیده است .
گفته بودیم که تهمت به علینژاد آغاز پرونده سازی علیه خبرنگاران رسانه ها است ؛
دیگر سکوت جایز نیست . مجلس خانه ملت است نه محفل زور گویان !
*************************
۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۴ - روزنامه شرق :
تعرض كوچك زاده به خبرنگار پارلمانى شرق
انتقاد چند تن از نمايندگان مجلس درباره چگونگى انتشار اخبار مجلس در مطبوعات و نحوه ارتباط كارپرداز فرهنگى مجلس با رسانه ها براى دقايقى جو علنى مجلس را ملتهب كرد.
اعتراضات از آنجا آغاز شد كه «مهدى كوچك زاده» نماينده تهران در تذكرى آيين نامه اى حركت به سمت تريبون ناطق پيش از دستور در جلسه علنى مجلس را تكذيب كرد و آن را «خلاف واقعيت و داستانى خيالى» ناميد.
چند روزنامه صبح تهران روز دوشنبه اخبارى منتشر كردند مبنى بر اينكه چند تن از اعضاى ائتلاف آبادگران از جمله الياس نادران و مهدى كوچك زاده نسبت به ايراد نطق پيش از دستور ناصر نصيرى نماينده دشت مغان در حمايت از كانديداتورى هاشمى رفسنجانى اعتراض كردند.
كوچك زاده امروز با استناد به گزارش منتشر شده در روزنامه شرق گفت: اين روزنامه در شماره روز دوشنبه در وسط صفحه هفت در خصوص نطق يكى از همكارانم كه در آن از يكى از نامزدهاى رياست جمهورى حمايت شده بود، با تيتر «اعتراض به نطق نصيرى» نوشت كه افروغ به نشانه ناراحتى از اين نطق صحن علنى مجلس را ترك كرد و مهدى كوچك زاده نيز در حين نطق به سمت تريبون حركت كرد كه سعيد ابوطالب مانع حركت او شد.
كوچك زاده با اعتراض نسبت به اين بخش از گزارش روزنامه شرق گفت: اين داستان خيالى حاكى از يك جريان حساب شده و برنامه ريزى شده براى تخريب چهره اصولگرا و عدالتخواه مجلس از يك سو و تبليغ برخى از كانديداها در قالب نوعى مظلوم نمايى و همچنين تلاش براى كتمان برخى سياست ها و عملكردهاى گذشته است.
وى گفت: اين مطالب در حالى منتشر شده است كه كسى به سوى تريبون ناطق حركت نكرد.
. غلامعلى حدادعادل رئيس مجلس هم در پاسخ به تذكر آيين نامه اى كوچك زاده از وى خواست تا تكذيبيه خود را به روابط عمومى مجلس ارائه دهد.
اما پس از اينكه جلسه علنى مجلس پايان يافت، مهدى كوچك زاده كه به نظر مى رسيد همچنان از گزارش منتشر شده عصبانى است به سمت خبرنگار پارلمانى شرق كه اين گزارش را تنظيم كرده بود، آمد و وى را با الفاظى ناپسند مخاطب قرار داد.
كوچك زاده كه به علت عصبانيت تا حدودى كنترل رفتارى خود را از دست داده بود پس از گذشت لحظاتى بار ديگر و با عصبانيت بيشتر خبرنگار شرق را با الفاظ ناپسند ديگرى تهديد كرد
كوچك زاده اين سخنان را در حالى بيان مى كرد كه با دست خود چانه خبرنگار پارلمانى شرق را گرفته بود و مرتب او را به چپ و راست هل مى داد.
در اين لحظه «على زادسر» نماينده جيرفت سر رسيد و از كوچك زاده خواست تا بر اعصاب و رفتار خود مسلط شود. زادسر پس از گذشت چند دقيقه به جمع خبرنگاران پارلمانى كه شاهد اين ماجرا بودند آمد و گفت: من از جانب نمايندگان از شما خبرنگاران عذرخواهى مى كنم و خواهش مى كنم به خاطر اين كه مسائل حاشيه اى و بى مورد پيش نيايد از دامن زدن به اين موضوع خوددارى كنيد.
اما اين تمام ماجرايى كه ديروز در مجلس رخ داد، نبود.
«سعيد ابوطالب» نماينده تهران و ديگر عضو ائتلاف آبادگران نيز در تذكرى آئين نامه اى هيات رئيسه مجلس و كارپرداز فرهنگى را درخصوص مطالبى كه در روزنامه ها عليه نمايندگان نوشته مى شود، مقصر دانست.وى گفت: هجمه به مجلس و اخبارى كه عليه نمايندگان درج مى شود، در واقع مقابله مطبوعات با كارپرداز فرهنگى هيات رئيسه مجلس است.
ابوطالب سپس به انتقاد از عملكرد كارپرداز فرهنگى مجلس پرداخت و گفت: اگر اين كارپرداز تعامل مناسبى با مطبوعات برقرار مى كرد، اين مباحث رخ نمى داد. وى گفت: ايشان بايد اين رابطه را ترميم كند.اما هنوز يك ساعتى از تذكر نمايندگان نگذشته بود كه محسن كوهكن نماينده لنجان و كارپرداز فرهنگى مجلس توضيحاتى را از تريبون مجلس ايراد كرد. در اين لحظه حداد عادل دستور جلسه علنى مجلس را كه بررسى يك لايحه بود، متوقف كرد و در پى آن كوهكن تذكر آيين نامه اى داد. وى گفت: هيات رئيسه مجلس تصميمات لازم را اخذ مى كند و ما هم مجرى مصوبات هيات رئيسه هستيم.
*****************

خبرنگاری که در مجلس محافظه کاران مورد اهانت قرار گرفت
**************
«از اين به بعد مواظب خودت باش» «بيپدر و مادر»، «يك مشت كذاب از خدانترس و بيدين را من چه كار ميتوانم بكنم؟!» «شرف داشته باش»، «برويد حيا كنيد».
تعجب نكنيد! اين دعواي دو نفر در خيابان نيست كه چنين كلماتي را نثار همديگر ميكنند.
كافي بود ديروز عصر همكاران مطبوعاتي از پارلمان برگردند يا خودت بر روي خبرگزاريها ببيني كه يك نماينده طيف آبادگران مجلس هفتم كه اتفاقاً نايب رئيس كميسيون اصل نود مجلس نيز هست در راهرو مجلس چانه خبرنگار روزنامه شرق-ايرج جمشيدي-را ميگيرد و ميگويد: «از اين به بعد مواظب خودت باش... بيپدر و مادر»!!
گويا برخورد زننده اين نماينده حتي با اين گفتههاي غيراخلاقي به پايان نميرسد او همچنان با تندي ادامه داده است: «شما خبرنگاران يك مشت آدم درغگوييد... سردبيران فاسد مطبوعات كشور يك مشت جوان را كه به خاطر مسائل اقتصادي گرفتار هستند، به كار ميگيرند...»
ديگر از برخي برخوردها و رفتارهاي مجلس هفتم نوشتن مثنوي هزارمن كاغذ است.
سرمقاله وحید پوراستاد در روزنامه اقبال را بخوانید
*******************
مجلسیان باید از جامعه خبرنگاران ایران رسما عذر خواهی کرده و متعد شوند که چنین رفتار هایی را هرگز تکرار نخواهند کرد.این حداقل خواسته فعالین رسانه های این سرزمین است.
در تمنای چراغ
مقوله انرژي را ميتوان بر محورهاي بسياري بسط داد و روي آن انگشت تأمل گذارد. انرژي به صراحت مرتبط است با مسائلي چون تأمين نياز مصرفي شهروندان، صادرات و ارزآوري، محيطزيست، رفاه اجتماعي (بهويژه در كشورهايي چون ايران كه اقتصادي متكي به آن دارند)، پيريزي و يا تقويت صنايع و... .
شكي نيست كه خاورميانه همواره از باب وجود منابع غني انرژي مورد توجه بوده است. تا جايي كه حتي طرح مبارزه با تروريسم دولت بوش پسر نيز از اين دريچه و به تعبير تعرض به بخشي از چنين منابعي نگريسته ميشود. صحت و سقم، درستي يا نادرستي اينگونه تفاسير در اين كوتاه مقال مدنظر نيست. چه اساساً سياسيون از آن مينويسند. اين را گفتيم كه-اگرچه به تكرار- اهميت فراموشي ناشدني بحث انرژي را در ايران، خاورميانه و در نهايت جهان، به گوش هم نجوا كرده باشيم.
ايران در اين شرق ميانه بر ذخاير اثبات شده و عظيمي از انرژي آرميده است. پيش از آنكه گاز در بازار جهاني انرژي اينچنين مورد عنايت واقع شود يعني همان زماني كه گازهاي همراه نفت در پروسه تصفيه در پالايشگاههاي كشور سوخته ميشد، كارشناسان به وجود يك ميدان مستقل گازي در خليجفارس پي بردند. با آنكه ميدان پارسجنوبي به لحاظ "اشتراك ذخاير با شيخنشيني در همسايگي" و "وسعت و حجم بالاي ذخيره" منبعي مهم و غيرعادي بود اما اين كشف آغاز راه نبود. چه، ايران براي شروع عمليات استخراج و حتي پيش از آن، آغاز مطالعات جامع، از دهه 50 تا اواسط 70 خورشيدي به انتظار نشست.
از آنجايي كه تجربه ايراني نشان داده است نميتوان به كلنگزنيها دلخوش داشت از نخستين باري كه كلنگ بر خاك عسلويه به منظور تأسيس منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس كوفته شد تا زمان آغاز كار، باز هم مدتي را در انتظار و چرت زدن گذرانديم.
آنچه تا به امروز گذشته است را كماكان خوانده يا شنيدهايد اما اكنون كه گاز فازهاي يك تا پنج از فاصله 105 كيلومتري عسلويه از اعماق خليجفارس به سوي خاك جنوب كشور در حال استحصال و انتقال است چه بايد كرد؟ اگرچه احتمال دارد چنين پرسشي به ظن بسياري ساده پنداشته شود اما اتفاقاً اميد به يافتن پاسخ، همه منظور اين قلم است.
با اين گاز و آن همه ديگر كه هنوز منتظر مناقصهها و ترك مناقصهها (!) و قهر و آشتي شركتهاي بينالمللي است چه خواهند كرد؟ آيا پيشرفت در توسعه منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس مرادف است با صادرات و فروش؟ آيا فروش گاز ايران امري مذموم بنا بر استدلالهاي آماري و علمي است؟
يا در نگاهي ديگر امضاي يادداشتهاي تفاهم صادرات با كشورهاي همسايه افتخار است؟
به تازگي يكي از استادان دانشگاه بر ضرورت توقف صادرات گاز ايران تأكيد كرده است. درست چندي پيش بود كه تفاهمنامههايي نيز با عمان و كويت اتفاقاً براي صادرات و فروش گاز كشور به امضا رسيد. خط لوله گاز ايران به هند هم از ديگر پروژههاي قديمي است كه دوباره بر سر زبانها افتاده است. صدور گاز به تركيه در جريان است و همهوهمه نشان از سياست فروش و گسترش بازاريابي ايران دارد. بهطور عمده يكي از دلايل ويژه و محوري اين سياستگذاري نوعي رقابت با قطريها عنوان ميشود و اينگونه گاز پارسجنوبي پيشفروش ميشود.
اگرچه دغدغه از دست دادن بازار جهاني نكتهاي واضح و منطقي به نظر ميرسد اما نگاه آن استاد دانشگاه به وضعيت مصرف داخلي، نياز صنايع و حفظ و نگهداري از مخازن نفتي به وسيله اين گاز استخراج شده هم جاي تأمل دارد. به راستي برنامه مدون وزارت نفت بر سر گاز ايران چه بوده و چيست؟ اگرچه ممكن است كه با نزديك شدن به پايان كار دولت وقت، كسي را حوصله پاسخگويي نباشد اما منافع ملي امروز و آيندگان را بايد در كجاي اين تصوير پيشروي يافت؟
آيا بحث انرژي در ايران امروز سراسر معطوف به اهداف سياسي و بهويژه سياست خارجي است؟
آيا ما به لحاظ شرايط بينالمللي "بايد" شرط فعاليت هند و چين در ايران راخريد گاز و الانجي خود قرار دهيم و كيست كه نداند آنان چه قدر مشتاق پروژههاي نفت و گاز ما هستند.
به راستي چرا در اين سالها نه تنها استراتژي مسوولان در اين باب شفاف عنوان نشد بلكه هيچوقت، موافق و مخالف به دور از جنجالهاي جناحي و مجلس به دور يك ميز ننشستند؟
كوتاه سخن آنكه هزينه راهي را كه امروز ميپيماييم، آيندگان بايد بپردازند پس خوشا آنكه مقصد، منافع ملت اين كهن بوم و بر باشد.
علي خردپير - سه شنبه 27 ارديبهشت 1384
مجري طرح جامع مطالعات شبكه برق ايران خبر داد:
زيمنس برنده مناقصه 5/6 ميليارد توماني
رئیس جمهوری نیروگاه گازی بندرعباس را افتتاح کرد
نيروگاه سيكل تركيبي 990 مگاواتي بندرعباس روز گذشته با حضور شخص اول قوه مجريه افتتاح و به بهرهبرداري رسمي رسيد.
محمدخاتمي، رئيس جمهوري پس از افتتاح اين نيروگاه گازي و بازديد از بخشهاي مختلف آن اميدوار شد كه بخش قابل توجهي از نياز استان هرمزگان به انرژي از سوي اين نيروگاه تأمين شود. خاتمي گفت: طرح نيروگاه 990 مگاواتي برق، طرح بسيار مهم و حياتي براي استان است كه شاهد ورود آن به شبكه سراسري برق به منظور تأمين نياز روزافزون استان گلستان و توسعه صنعت استان هستيم. رئيسجمهوري خاطر نشان ساخت كه در زمينه احداث نيروگاه حدود 80 درصد به خودكفايي رسيدهايم اما به خاطر ضرورت و نياز فوري به توليد برق در اين منطقه و نيز براي اينكه ظرفيت ساخت توربين در داخل در كوتاهمدت جواب نميداد بخشي از آن به خارج سفارش داده شد.
حسين محمودزاده، رئيس سازمان توسعه برق ايران نيز طي ايراد سخناني گفت كه با پيوستن اين نيروگاه به شبكه برق سراسري كشور، ظرفيت برق به 37 هزار و 625 مگاوات در ايران افزايش خواهد يافت. محمودزاده گفت: هزينه كل احداث نيروگاه كه در بخش قلعهقاضي واقع در كيلومتر 40 محور بندرعباس، ميناب قراردارد، سه هزار و 850 ميليارد ريال است. وي ادامه داد: اين مبلغ شامل هزينههاي ارزي به مبلغ 62 ميليون و 510 هزار دلار و 302 ميليون فرانك سوئيس و نيز سه ميليون و 850 هزار ريال است.
نيروگاه گازي بندرعباس كه در مساحتي در حدود 106 هكتار احداث شده است اهدافي چون تأمين برق مطمئن ناشي از گسترش مصرف صنايع، كشاورزي، عمومي و خانگي، تأمين بخشي از برق مورد نياز شبكه سراسري برق ايران و نيز ايجاد انگيزه لازم براي افزايش سرمايهگذاري منطقه را در بردارد.
نيروگاههاي از نفس افتاده
در حالي كه نيروگاه بندرعباس به دست رئيسجمهوري و در آخرين روزهاي رياست بر دولت اصلاحات افتتاح ميشود. كاهش نقدينگي صنعت برق در بودجه امسال سبب توقف تعدادي از پروژههاي اين صنعت در اقصي نقاط شهر تهران شده است.
از ابتداي امسال نگراني از خاموشي در تهران و ايجاد اختلال در شبكه سراسري برق وجود داشته است. به گفته محمودزاده، از 37 هزار مگاوات نيروگاه موجود در كشور، پنج هزار مگاوات تن فرسوده و بيش از 30 سال عمر دارند. اين در حالي است كه طبق استانداردهاي فني، نيروگاههاي حرارتي ظرف 30 سال و نيروگاههاي گازي ظرف 15 سال بايد مستهلك شوند كه اين امر در ايران به لحاظ شرايط موجود امكانپذير نبوده و صورت نميگيرد.
از سويي ديگر، سرمايهگذاريهاي كنوني پاسخگوي نياز كامل برق كشور نيست و آنگونه كه به نظر ميرسد بخش خصوصي هم چندان تمايلي براي خريد اين نيروگاههاي فرسوده ندارد. با اين همه در نظرگرفتن طرح جامع مطالعات شبكه برق ايران از سوي توانير يكي از راهحلهاي در نظر گرفته شده براي پيشگيري از خاموشيهايي است كه به نگرانيهاي پيراموني آن اشاره شد.
در كنار آن پيش از اين محمد احمديان، مديرعامل شركت توانير وعده كرده است كه تا پايان شهريور ماه ظرفيتهاي نيروگاههاي كشور به 30 هزار و 970 مگاوات برسد. همچنين حداكثر مصرف برق در تابستاني كه پيش روست 31 هزار و 500 مگاوات پيشبيني شده است كه قرار است واحدهايي از نيروگاههاي دماوند، هرمزگان، كارون سه و سهند با ظرفيت 1500 مگاوات وارد مدار شوند.
پروژه 5 / 6 ميلياردي
غلام پوربني، مجري طرح جامع مطالعات شبكه برق ايران به خبرگزاري ايلنا اطلاع داده است كه شركت زيمنس برنده مناقصه اين طرح شده است. قائم مقام مديرعامل شركت مديريت شبكه برق ايران گفت: پس از انجام مناقصه 11شركت خارجي اسناد مناقصه را خريداري و در پايان، شركت زيمنس بهعنوان برنده مناقصه اين طرح انتخاب شد. ضمن اينكه شركت مديريت شبكه برق ايران نيز بهعنوان نماينده تامالاختيار توانير در ايران براي اين قرارداد معرفي شده است.
پوربني با اشاره به اينكه براي اجراي اين پروژه مطالعاتي 5/6 ميليارد تومان هزينه و 18 ماه زمان اجرايي در نظر گرفته شده است افزود: پس از اتفاق دو حادثه براي شبكه برق كشور كه منجر به خاموشي سراسري در كشور شد كميتهاي مسوول پيگيري مسائل مربوط به پيشگيري از چنين حوادثي تشكيل شد.
شركت زيمنس نيز اعلام آمادگي كرده است تا پس از گشايش LC قرارداد و اخذ پيش پرداختهاي مقدماتي، پروژه را هر چه زودتر آغاز كنند.
چهارشنبه 21 ارديبهشت 1384
آغاز به کار پنجمين همايش ملي انرژي درتهران
وزیر نیرو:۶۴ درصد بیش از متوسط سرانه جهان ؛ انرژِی مصرف می کنیم
درخشان: توقف صادرات گاز ايران ؛ ضروری است
سهم بخش انرژي در توليد ناخالص ملي و سهم آن در سرمايهگذاري كشور 13 درصد و در صادرات كل كشور حدود 80 درصد بوده است.
حبيبالله بيطرف، وزير نيرو ؛ روز گذشته در مراسم افتتاحيه پنجمين همايش ملي انرژي با بيان اين مطلب گفت: پيشبيني ميشود كه تقاضاي جهاني نفت با نرخ 8/1 درصد و گاز با نرخ 8/2 درصد در سال رشد يابد و اين در حالي است كه بايد پاسخگويي به رشد شديد مصرف انرژي در داخل كشور كه طي سالهاي گذشته رشد سالانهاي بالغ بر هفت درصد داشته است را در نظر داشته باشيم. بيطرف از 160 هزار ميليارد ريال حجم سرمايهگذاري در نظر گرفته شده براي توسعه، توليد و انتقال برق مطابق با برنامه چهارم توسعه ياد كرد و قيمتهاي برق را پاسخگوي نياز توسعه ندانست.
وزير نيرو در ادامه استفاده از الگوهاي تأمين مالي انعطافپذير و افزايش استفاده از قراردادهاي جذاب را در كنار اصلاح نظام قيمتگذاري و پرداخت يارانه و افزايش حمايتهاي قانوني از سرمايهگذاران داخلي و خارجي را از جمله راهكارهاي مناسبي براي توسعه برق كشور خواند. بيطرف ضمن تأكيد بر اينكه بهكارگيري الگوي مديريت تقاضا و بهينهسازي مصرف از راهكارهاي ضروري بخش انرژي در كشور است گفت: ميزان مصرف داخلي كشور 20 ميليارد دلار در هر سال است كه از اين ميزان يك چهارم آن قابل صرفهجويي است.
وزير نيرو كه در سالن همايش پژوهشگاه نيرو و در حضور جمعي از متخصصان، مديران و اعضاي مجلس هفتم سخن ميگفت افزود: متوسط رشد سرانه مصرف انرژي كشور حدود پنج درصد در سال بوده است و اين امر موجب شده است كه مصرف سرانه انرژي ايران 64 درصد بيشتر از متوسط جهان و تقريباً دو برابر كشورهاي همسايه باشد.
وي تصريح كرد: براساس نرخ ارز محاسبه شده، شدت مصرف انرژي در ايران سه برابر آسيا و 5/1 برابر متوسط جهان است و يارانهاي بدون قيمتهاي انواع حاملهاي انرژي، از جمله عوامل اصلي مصرف جهاني بهينه انرژي در كشور است. بيطرف اصلاح نظام قيمتگذاري و هدفمند كردن مصرف انرژي از راهكارهايي دانست كه علاوه بر مصرف بهينه انرژي موجب جلوگيري از قاچاق چنين حاملهاي انرژي از كشور ميشود. وزير نيرو كابينه دولت خاتمي، ارزش يارانههاي انرژي را حدود 12 درصد از توليد ناخالص داخلي برشمرد و گفت: در سال 1382 سرانه مصرف انرژي حدود دو ميليون ريال براي هر شهروند محاسبه شده ولي توزيع آن بسيار ناعادلانه بوده است بهطوريكه دو دهك پايين جامعه كمتر از هفت درصد آن ميزان را مصرف كردهاند. وي كه اصلاح نظام يارانهها را عاملي در جهت شفافسازي مالي بين دولت و بنگاههاي انرژي ميداند از خصوصيسازي و رقابتي كردن بازار انرژي در ايران نيز به عنوان عواملي كه نقش مهمي در اين باره خواهند داشت ياد كرد.
بيطرف در بخش پاياني سخنان خود با نگاهي به هشت سال گذشته از وضعيت توليد و توزيع انرژي در كشور گزارشي اجمالي ارائه كرد. وي گفت كه قدرت نصب شده نيروگاههاي كشور به 37 هزار و 200 مگاوات در پايان سال 83 رسيده است و به ظرفيت توليد برق نيز 66 درصد افزوده شده است. وزير نيرو رتبه ايران را در صنعت برق نوزدهم عنوان كرد و خاطرنشان ساخت: طي هشت سال اخير با احداث 190 هزار و 780 كيلومتر شبكه توزيع ظرفيت شبكههاي توزيع ايران بالغ بر 55 درصد افزايش يافته است و در مجموع شاخصها تا 80 درصد رشد داشتهاند. گسترش مبادلات برق با كشورهاي همسايه نيز از ديگر نكاتي بود كه وي يادآور شد. بيطرف گفت: انتقال 300 مگاوات برق ظرفيت، مبادلات ايران با تركمنستان را شامل ميشود كه در ازاي نيمي از اين ميزان، از ارمنستان خدمات فني به كشور وارد ميشود.
وي با اشاره به تقويت اتصالات برق ايران با ارمنستان و اتصال شبكه برق ايران با عراق از پيگيريهاي ايران براي اتصال شبكه برق كشور با روسيه از مسير آسياي ميانه خبر داد. در پايان وزير نيرو مدعي شد كه اكنون 85 درصد از تجهيزات نيروگاهي در كشور توليد ميشود.
آرمان افزايش توليد
مسعود درخشان، استاد دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي ديگر سخنران اين مراسم بود. درخشان با سخناني در مورد سياستهاي انرژي كشور به انتقاد از سياست فروش و صادرات گاز پرداخت.
وي قرن بيستم را قرن فروش نفت ايران و قرن بيست و يكم را قرن فروش گاز كشور خواند و از چنين رويدادي گله كرد. درخشان گفت: وضعيت كنوني سياستهاي انرژي ايران متأثر است از مسائل خليجفارس، بازار منطقهاي و تحولات ساختاري نفت و گاز كشور از نظر ضريب بازيافت و خصوصيات فني اين ميدانها.
اين كارشناس اقتصاد ضمن انتقاد از اينكه در سياستهاي انرژي كشور مسأله عرضه و تقاضا فراموش ميشود از ديدگاه مهندسان و متخصصان بخش انرژي ياد كرد كه كميابي منابع اوليه انرژي را براي آينده گوشزد ميكند. وي نتيجه اين نگاه را عاملي براي افزايش قيمتها خواند و تصريح كرد: نتيجه تمام بحثها اين است كه قيمتها در آينده افزايش مييابند. از سوي ديگر نيز آگاه هستيم كه تقاضا هم رو به رشد است.
درخشان در ادامه سخنان خود ضمن برشمردن نكاتي چون تمركز منابع اوليه انرژي در خليجفارس، نگراني از امنيت عرضه و نگراني از كمبود عرضه در جهان، ذات بازار نفت را شامل قيمتهاي نوساني عنوان كرد و گفت: برنامهريزي بخش انرژي كشور بايد براساس واقعيات باشد نه آرمانها و فرضيات. بيم آن ميرود كه كويت و امارات در بخش صادرات نفت از ما پيشي بگيرند، درحاليكه ما جايگاهي برابر با عربستان سعودي داريم.
وي حجم نفت ذخيره كشور را 450 ميليارد بشكه خواند و سياستهاي تبديل نفت در جا به ظرفيتهاي قابل استحصال را از جمله سياستهاي واقعگرايانه دانست. درخشان بلافاصله و در ادامه اين سخن، از برنامهريزي براي افزايش توليد نفت كشور به ميزان هفت ميليون بشكه در روز تحت عنوان سياستي آرمانگرايانه ياد كرد.
استاد دانشكده اقتصاد علامه طباطبايي گفت: حداكثر توليد نفت كشور، مربوط به سال 1355 به ميزان
۶/۳ ميليون بشكه در روز است از آن پس 35 ميليارد بشكه برداشت داشتهايم كه فشار اين مخازن نيز كاهش يافته است. وي ادامه داد: در سال 1357 با 400 حلقه چاه 1/5 ميليون بشكه برداشت كردهايم. از اين روي بايد ما در حد همين برداشت روزانه چهار ميليون بشكه ظرفيت برداشت خود را حفظ كنيم كه البته راهكار آن تزريق گاز به چاهها است.
درخشان معتقد است گاز توليدي در داخل كشور بايد به تزريق، مصارف صنعتي، پتروشيمي، مصارف خانگي و تجاري و صادرات با توجه به منافع ملي و رعايت منافع نسلهاي آينده تخصيص داده شود. وي كه از جمله معتقدان به ضرورت توقف سياستهاي اعمال شده براي صادرات گاز ايران به خارج از كشور است از كمبود گاز براي تزريق، پرداخت يارانه به كشورهاي مصرفكننده، تحولات بازار جهاني انرژي و افزايش شديد قيمت و رعايت منافع ملي بهويژه منافع نسلهاي آينده ايران بهعنوان دلايلي درخصوص چنين اعتقادي ياد كرد. درخشان با نقلقولهايي از سخنان گذشته وزير نفت پيرامون كمبود گاز براي تزريق ميدانهاي نفتي كه ضايعاتي جبرانناپذير به همراه خواهد داشت خاطرنشان ساخت: امروز ميزان گاز تزريقي 80 ميليون مترمكعب است و اين در حالي است كه 260 ميليون مترمكعب گاز براي اين منظور كمبود داريم و البته صادرات ما به تركيه آغاز شده است! وي افزايش قيمت و كمبود شديد نفت و گاز را دو فرض مهمي خواند كه ضرورت دارد برنامهريزي انرژي كشور مطابق با آن صورت گيرد.
علي خردپير - يکشنبه 18 ارديبهشت 1384
ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم
تورا ای کهن پیر جاوید برنا
تو را ای گرانمایه دیرین ایران
تو ای شور بوم غمین
پر از خون دل و مهربان چهر
تو ای دخت شرمگین امید
تو را دوست دارم ؛ اگر دوست دارم
(اخوان ثالث)
اخبار بین الملل ؛ حاکی از آن است که باری دیگر امارت متحده عربی نسبت به تصاحب جزایر سه گانه ایرانی ( تنب کوچک ؛ تنب بزرگ و ابوموسی ) مدعی شده است . از آنجا که مطابق با اسناد و مدارک تاریخی این سه جزیره متعلق به خاک ایران است و جزو جدایی نا پذیر اراضی این آب و خاک کهن محسوب می شود ساکت ماندن در این باره ؛ به هیچ عنوان بر هیچ ایرانی پسندیده نیست . گویا اروپا هم اینک با اعراب برون مرز همداستان و حمایت گر آنان شده است . در این برحه از زمان که ملت ایران حتی تغییر نام خلیج همیشه فارس ایران را بر نتافته اند تا حدی که موسسه نشنال جئوگرافیک را به عذر خواهی نشاندند لازم است تا این بار هم نسبت به چنین تعرضی یک پارچه و دوشادوش واکنش نشان دهیم . وقت آن است تا ملت ایران از هر قوم و با هر زبان ؛ به دور از گرایش های سیاسی و فرهنگی ؛ باری دیگر طی یک اقدام غیر دولتی ؛ کاملا آزادانه و البته دموکراتیک در گوش جهانیان و به ویژه متعرضان و بد خواهان ؛ ایستادگی و سرو قامتی خود را در برابر هر گونه دست درازی فریاد کند .
جمعی از ایرانیان میهن دوست داخل و برون مرز پیرو این امر ؛ به تهیه یک اعتراضیه( پتیشن) در شبکه جهانی اینترنت اقدام کرده اند . از آن جایی که تهیه دوباره چنین اعتراضیه ای منجر به چند پارگی خواهد شد و نتیجه نهایی را به لحاظ آمار امضا کنندگان در بر نخواهد گرفت ؛ تقاضا می شود چناچه آدرس دقیق آن را در دست دارید ؛ آن را در اختیار این وبلاگ و دیگران بگذارید . این آدرس را در وبلاگهایمان لینک خواهیم داد.
روز جهانی آزادی مطبوعات
راستی تفاوت امروز با دیروز چه بود ؟

می گویند که روز جهانی آزادی مطبوعات بوده است ! بسیار عالی اما به ما چه ؟!!!
امروز برای بسیاری روز آزادی مطبوعات بوده است ولی برای ما نه !
گیرم که محسن کدیور در نشست انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران سخرانی کند ؛
چه اتفاقی می افتد ؟ آیا آب از آب تکان خواهد خورد ؟
بازم دم خود بچه ها گرم که هر وقت اعتراضی می کنند خبرش تا ینگه دنیا هم می رود
و اگر حاصلی هم چنان مطلوب دست ندهد لااقل وجدان را آسوده می کند
که ساکت نماندیم و توی سری را نپذیرفتیم .
شنیدم که ساعت ۱۴ در انجمن نشست بر پا می شود
و در حالی که در بحبوحه کار بودم تا مبادا صفحه دیر شود و بابت آن با یک لشگر معترض رو به رو شوم
با خود گفتم : عجب این دوستان انجمنی هوش و ذکاوتی دارند . گویی نمی دانند که این ساعت اوج کار
روزنامه نگاران است !. وحید ( عکاس روزی نامه ما ) که برای سرک کشیدن و گرفتن چند فریم عکس به
محل مورد نظر رفته بود عکس هایش را نشانم داد .جمع کوچکی بود . علی مزروعی ؛ محسن کدیور
و اگر اشتباه نکنم اشکوری هم در این نشست بودند . یکی دیگر هم ( از شورای سردبیری )
ساعت ۱۴:۳۰ راه افتاد به قصد شرکت در این برنامه و در بازگشت به گفتن اینکه حرف های این کدیور
هم دیگر از تندی گذشته است بسنده کرد و کار تمام شد . فردا هم دوباره روز از نو و روزی از نو .

یک خبر کاملا بی ربط هم اینکه در صورت انتخاب شدن کاندیدای مورد نظر سازمان مجاهدین انقلاب ؛
روزنامه جمهوریت توسط این سازمان دوباره منتشر خواهد شد . این روزنامه در حال حاضر در چهار صفحه
به صورت پیش شماره در حال انتشار است و عمدتا توسط ستاد انتخاباتی معین
در بین هواداران توزیع می شود .
معاملات در بازار NYMEX و اثر آن بر قيمت نفت
آيا سوداگران بازار را رهبري ميكنند؟
نشستهاي ماهانه مؤسسه مطالعات بين المللي انرژي دوباره از سر گرفته شده است. صبح روز گذشته اولين جلسه از اين دست نشست ها در سال جديد برگزار شد. احمدرضا جلالي نائيني كه به تازگي از وين ؛ پس از شش ماه فعاليت تحقيقي در دفتر پژوهشي دبيرخانه اوپك به ايران بازگشته است ؛ تحت عنوان معاملات در بازار آتي NYMEX و اثر آن بر قيمت نفت خام WTI، به سخنراني پرداخت. جلالي نائيني، فارغ التحصيل دانشگاه بركلي و عضو هيأت علمي مؤسسه عالي آموزش و پرورش مديريت و برنامه ريزي است و هم اكنون نيز به عنوان مشاور پژوهشي در مؤسسه مطالعات بين المللي انرژي فعاليت دارد. آنچه در پي مي آيد خلاصهاي از سخنان وي در تالار اجتماعات اين مؤسسه است.
موضوع سفته بازي در بازار نفت حدود دو سال است كه مطرح شده است.
جلالي ميگويد كه اكنون در اوپك اين موضوع مطرح شده است كه كشورهاي صادركننده نفت نگران قيمتهاي واقعي هستند چرا كه چنين نرخهايي نشان دهنده عرضه و تقاضاي كنوني نيست از اين روي آنان علت اصلي را در سفته بازي مي دانند. جلالي با اشاره به قراردادهاي سالهاي 2004 و 2005 و جهش نرخهاي جهاني نفت تصريح كرد: نكته حائز اهميت آن است كه در بازار نفت، كمبودي براي فعاليتهاي تجاري و صنعتي وجود نداشته است. بنابراين هرگز تقاضا بيش از عرضه نبوده است به ويژه طي سه ماهه گذشته. اين كارشناس بازار جهاني نفت گفت: براساس آمارهاي موجود اكنون معاملات بازار به صورت كاغذي چند برابر گذشته رشد كرده است و حجم اين معاملات كاغذي چند برابر خريد و فروش نفت براي فعاليتهاي اقتصادي است.
وي ضمن اشاره به تأثير معاملات كاغذي بر قيمتهاي نفت ادامه داد: نظريهاي است كه طبق آن جداي از مقوله عرضه و تقاضا كهعامليبراي تعيين نرخ نفت است، سفته بازي ميتواند عامل مؤثر ديگري در اين بازار باشد. جلالي شكسته شدن انحصار تكنولوژي IT را حباب تكنولوژي دات كام مي نامد.
وي كه به رشد حجم معاملات در بازار نفت پس از سال 2001 اشاره دارد گفت: صاحبنظران معتقدند كه نرخهاي پايين بهره و سياستهاي انبساطي پولي در اروپا و آمريكا از عواملي بوده كه به رشد اين بازار كمك كرده است. همچنين نسبت به گذشته منابع مالي بيشتري از بخشهاي مختلف جدا و به بازار كاغذي نفت تخصيص داده شده است.
مشاور پژوهشي مؤسسه مطالعاتي بين المللي انرژي درباره چرايي اين امر توضيح داد: تقاضا براي هر دارايي بستگي به نرخ بازدهي همان دارايي دارد و موقعي كه ديگر دارايي هاي بازار داراي نرخ بهره پايينتري هستند اين جاذبه وجود خواهد داشت تا پول به آن سوي حركت كند.
تأثيرگذاران و فرضيات
قراردادهاي فعال يا به عبارتي Open Interest به نوعي از قراردادهايي گفته ميشود كه در مقابل خريد و فروش آن قراردادي معكوس وجود دارد و به اين ترتيب همواره در جريان است.
به گفته جلالي از سال 1990 حجم اين نوع قراردادها تاكنون روند افزايشي همراه با نوسانات بسيار داشته است. به اعتقاد جلالي طي سال 2005 حجم اين نوع قراردادها ركورد تازهاي خواهد داشت. وي فعالان در بازارهاي جهاني نفت را به سه دسته تقسيم ميكند. كساني كه پوشش ريسك مي دهند و به اصطلاح كمپانيهاي بزرگ تجاري هستند، سوداگران و همچنين كساني كه به صورت انفعالي در اين فرآيند وارد ميشوند.
جلالي با تأكيد بر رشد روزافزون سرمايه گذاري در بخش انرژي به ويژه نفت به صورت كاغذي و همچنين نقش مهم سوداگران در اين امر گفت: براي بررسي تأثير سوداگران بر قيمتهاي نفت و به طور كلي در بازار بايد نگاهي بر نظريه ها داشته باشيم از جمله در يكي از نظريات مطرح، بازار سرمايه به طور طبيعي درحال تبادل در نظر آورده شده است. اين نظريه سنتي است و از اين چارچوب فرضيه بازار كارآمد پديد ميآيد. اما اين فرضيه معتقد است كه در اين سيستم افراد سوداگر جايي براي ورود ندارند و به عبارتي روشنتر فعاليتهاي سوداگرانه نمي تواند عامل افزايش و يا كاهش قيمتها باشد. جلالي پس از نگاهي بر نظريه سنتي بازار كارا كه مطابق با آن هر انحرافي به سرعت ترميم و اصلاح خواهد شد به فرضيهاي ميرسد كه گويي با واقعيت موجود تطابق بيشتري دارد.
بورس بازان و رفتار گله اي
شيلر با مطالعات خود، شرايطي را پيش بيني مي كند كه با پديد آمدن حبابها نه تنها ديگر بازار كارآيي نخواهيم داشت بلكه وجود اين حبابها جزو عملكرد لاينفك عملكرد چنان بازار خواهد بود. جلالي با در تقابل قراردادن نظريه شيلر با نظريه بازار كارآمد ادامه داد: نظريات ديگري وجود دارد كه به چگونگي پديد آمدن اين بازار پرداختهاند و الگوي رفتار گلهاي را مطرح مي كنند. رفتار گله اي بر اين اساس است كه خريد هم زمان يك عده در بازار مي تواند نظر ديگران را جلب كرده و آنان نيز به سوي خريد جلب شوند. الگوي ديگري هم از بالارفتن انتظارات مردم به جهت بالا بودن قيمت به گونه اي ياد مي كند كه گويي بالا بودن نرخ دليل بر كيفيت است.
جلالي گفت: در زماني كه اين فرآيند وجود داشته باشد سفته بازيها مي تواند عامل افزايش قيمت باشند. هر چند كه شيلر هم فرآيند حاصل از سفته بازي را داراي دوام چنداني نمي داند.
تأثيري كه بيش از دو برابر است
اولين رسالت بازار آتي كشف قيمت است. جلالي با بيان اين جمله ؛ به وظايف نخست بازار آتي پرداخته و گفت: بازار بايد نهادي براي تعيين قيمتها براساس ميزان عرضه و تقاضا باشد و اميدوارم كه تعيين قيمت، منطق وجود بورس نفت باشد.
وي ادامه داد: ديگر وظيفه بازار انتقال ريسك است كه با خريدن قراردادها انجام مي گيرد. جلالي معاملات بازار NYMEX را به دو دسته اصلي سوداگران (Non Commercial) و بنگاههاي اقتصادي
(Commercial) تقسيم بندي كرد. وي بيشتر حجم بازار را در دست بنگاه هاي اقتصادي و اشخاصي كه پوشش ريسك مي كنند دانست و ادامه داد: وقتي نوسانات قيمت در بازار زياد مي شود هر دو دسته به فعاليتهاي خود مي افزايند. چنانچه در طي سال 2004 حجم معاملات صورت گرفته، 17 درصد رشد داشت و شركتهاي سرمايه گذاري 7/2 درصد از اين ميزان معاملات را براي نفت WTI به خود اختصاص دادند. جلالي تأكيد كرد اكنون تقاضا براي قراردادها با توجه به واردشدن پول بازنشستگان از طريق شركتهاي سرمايه گذاري در بازار نفت بالا رفته است و همين امر مي تواند در افزايش قيمت نفت مؤثر باشد. وي گفت: ما تصورمان اين است كه چون ورود و خروج سوداگران در بازار بيشتر است بنابراين نوسانات بازار نيز بيشتر است.
جلالي ادامه داد كه سوداگراني كه به دنبال خريد قراردادها هستند بسيار بيشتر از شركتهاي تجاري در ايجاد نوسانات مؤثر هستند. همچنين آنان بيشتر فعاليتشان در افقهاي كوتاه مدت يك تا شش ماهه قرارداد و كمتر در قراردادهاي بلندمدت حاضر مي شوند. اين كارشناسان گفت: به طور نسبي نوسانات ايجاد شده توسط معاملات سوداگران 5/2 برابر بيشتر از شركتهاي تجاري است.
وي با در نظر گرفتن نوسانات بازار در بعد زمان گفت: اگر شركتهاي سوداگر بيشتر در قراردادهاي كوتاه مدت حضور داشته باشند انتظار ما بر آن خواهد بود كه نوسانات در آينده كمتر باشد. همچنين ملاك قيمت با توجه به روند قيمتها شايد اينگونه باشد كه قيمتها براساس قراردادهاي كوتاه و بلندمدت تأثيرپذير است. جلالي يادآور شد كه روند قيمتهاي بازار به قيمت قراردادهاي بلندمدت نزديكتر است.
روند بازار رفيق توست!
نزديك به 10 سال قيمت قراردادهاي بلندمدت حدود 20 دلار بود و اكنون اين نرخ به 40 دلار رسيده است. جلالي كه طي تحقيقي به رابطه امواج توليد شده در بازار توسط سوداگران با قيمتهاي
دوره اي پرداخته است ميگويد: از اواسط دهه 90 تا امسال حجم معاملات سوداگران بر روي قيمتهاي دوره اي به طور قابل توجهي تأثيرگذار بوده است. اما چنين تأييدي را براساس شواهد و آمار در رابطه بين حجم خريد شركتهاي تجاري و قيمتهاي دوره اي نتوانستم پيدا كنم.
وي با اشاره به اينكه در بازار نفت مصطلح است كه ميگويند: (The Trend is your friend) روند بازار رفيق تو است؛ در خصوص نتايج پژوهش خود گفت: مشخص شده است در زمان فروش قراردادها، قيمتهاي بازار پايين ميآيد و بالعكس. جلالي البته در پايان جلسه روي اين نكته تأكيد مي كند كه در سال 2004 از ماه چهارم تا يك ماه قبل از پايان سال خريداران قراردادهاي بورس نفت نيويورك
(NYMEX) شركتها بودند و در عين حال سفته بازان (سوداگران) اين قراردادها را فروختند. اينكه در زمان بالا رفتن قيمتها سوداگران مدام در حال خريد قرارداد باشند درست نيست بلكه آمار نشان
مي دهد كه حركت بعدي آنان پس از مرحله خريد، فروش است.
عضو هيأت علمي مؤسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي خاطر نشان ساخت: طي تحقيق خود نتوانسته ام آماري را پيدا كنم كه مطابق با آن مشخص شود كه آيا سوداگران براساس الگوي بازخورد (به گفته شيلر) چنين عمل مي كنند يا اينكه اساساً انسان هاي باهوشي هستند و مي توانند صرفاً زمان مناسب وارد بازار شوند؟
علي خردپير
چرا این معضل موشکافی نمی شود ؟
کلاف سردرگم بنزین
معضل بنزين شايد از كهنهترين مصائب اقتصاد ايران باشد. معضلي كه نه تنها تاكنون به راهحلي نهايي، مدون و جدي منتج نشده است،كه مطابق با آمار موجود هر سال به وزن آن افزوده مي شود . ايران با وجود در اختيار داشتن منابع عظيم نفت و گاز جهان هنوز محتاج واردات سوخت خودروهاي داخلي است. هر ساله لااقل 40 درصد اين ميزان مصرفي از خارج از كشور تأمين ميشود.
ديگر براي مردم شنيدن خبرهايي كه از چانهزني ميان دولت و مجلس بر سر تعيين و تأمين بودجه واردات كسري بنزين حكايت دارد عادي شده است. حساب ذخيره ارزي كشور محلي است براي تأمين كسري بنزين داخلي بهويژه در شش ماهه پاياني هر سال.
ساختن پالايشگاه تا چندي پيش كاري غيراقتصادي خوانده ميشد و اكنون مسوولان در اين خصوص نرمش نشان ميدهند و آن را در حال اقتصادي شدن ميخوانند. با اين همه اما نه تنها تاكنون هيچ نهادي به بررسي جامع و موشكافانه بنيادي اين معضل نپرداخته است بلكه در اين باره كسي هم حاضر به برعهده گرفتن تقصير يا تقصيراتي نيست.
سال گذشته هادي نژادحسينيان، معاون امور بينالملل وزارت نفت طرح جامعاي در قالب 13 مرحله تدوين كرد به اميد آنكه شايد مورد بررسي دولت و مجلس قرار گرفته و پس از طي مراحل نقد و نظارت، اقبال اجرايي شدن يابد. اين طرح كه به حذف يارانههاي انرژي بهويژه بنزين پرداخته بود و درخصوص الگوي مصرف راهكارهايي را پيشروي ميگذاشت، البته در سكوت به فراموشي سپرده شد.جز اين طرح ارائه شده، اما هر آنچه تاكنون گفته يا منتشر شده است جز طرح مسأله نبوده است.
انجمن خودروسازان الگوي پالايش را زير ذرهبين گرفت و مديرعامل پالايش و پخش از خودروسازان شكايت دارد و در اين ميان سازمان بهينهسازي مصرف سوخت از هر دو. در اين ميان اما كدام مجموعه مقصر است؟
الگوهاي ناكارآمد
اگرچه مسوولان پالايش و پخش همواره مدعي آن بودهاند كه از سال 76، مصرف فرآوردههاي نفتي شامل نفت سفيد، نفت گاز و نفتكوره بر اثر جايگزيني گاز طبيعي و نيز اعمال سياستهاي تغيير الگوي مصرف و صرفهجويي بهطور نسبي مهار شده است اما انجمن خودروسازان با تأكيد بر ناكارآمدي الگوي پالايش و پخش معتقد است كه اجرا نكردن بند"و" تبصره 29 طي 10 سال گذشته (كاهش توليد نفت كوره و افزايش توليد بنزين) بهدليل كهنگي و فرسودگي پالايشگاههاست. به طوري كه 60 درصد از نفتخام پالايش شده در پالايشگاههاي كشور به نفتكوره تبديل ميشود و اين نفت كوره به قيمتي بسيار ارزانتر از نفتخام به فروش ميرسد و 40 درصد سوخت توليد شده نيز بهدليل آنكه به جاي اكتان 98 داراي اكتان 87 است از كيفيت بسيار پاييني برخوردار است.
از سويي ديگر حذف سرب از بنزين كه از سوي سازمان حفاظت از محيطزيست بهعنوان گامي مهم تلقي شده است نيز جاي بررسي دارد، چه اكنون به جاي سرب در بنزين از ماده MTBE كه به مادهاي سرطانزا شهرت دارد استفاده ميشود.
همچنين در بحث واردات بنزين كه سالانه ميلياردها دلار از سرمايههاي ملي كشور را ميبلعد نيز شركت پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي به جاي ساخت پالايشگاههاي جديد و مجهز مطابق با استانداردهاي جهاني آسانترين راه يعني واردات را برگزيده است. اين اتفاق بهطور مشخص طي برنامههاي دوم و سوم توسعه اقتصادي كشور مشهود است.
اكنون اما سخن از اقتصادي شدن ساخت پالايشگاهها ميرود حال آنكه مشخص نيست طي چه پروسه و رويدادي يك پروژه غيراقتصادي به صرفه شده است؟ افزون بر آنكه در برنامه سوم پيشبيني شده بود كه بخش خصوصي اقدام به ساخت پالايشگاه كند.كهنگي و فرسودگي پالايشگاههاي كشور نيز بهطور مسلم در كنار آنچه گفته شد عامل مهمي در ضعف داخل براي توليد مناسب و مطلوب بنزين است. كارشناسان معتقد هستند كه تجهيزات پالايشگاهي امروز ايران متعلق به 40 سال پيش است.
تناسب توليد و مصرف
خودروهاي در حال تردد در كشور نيز از منظري ديگر خالي از اشكال نيستند. غيراستاندارد بودن توليدات داخلي بهشدت بر افزايش سالانه مصرف بنزين تأثير گذارده است. ادامه روند توليد چنين خودروهايي با توجه به كمبود بنزين همواره تهديد ديگري براي اقتصاد كشور بوده است. از اين روي با توجه به آنكه براي مثال خودرويي چون پيكان لااقل 5/2 برابر استانداردهاي موجود مصرف سوخت دارد بايد تا پايان سال گذشته خط توليد آن متوقف ميشد كه چنين نشد و به پايان ماه جاري موكول شد. از سويي ديگر اگرچه برنامه وزارت صنايع و معادن در سال 82 براي توليد اين خودرو طي سال گذشته رقم 90 هزار را ارائه ميكرد اما در سال 83 بيش از 177 هزار دستگاه پيكان وارد شهرهاي كشور شد.
قاچاق در حاشيه نيست
الگوي نامناسب و ناكارآمد پالايش و پخش طي 10 سال گذشته تاكنون، همچنين توليد انبوه خودروهاي غيراستاندارد داخلي و كندي در جايگزيني گاز طبيعي (CNG) به جاي بنزين همه و همه دست در دست هم داده تا مقوله بنزين را به كلافي سردرگم تبديل كند.
برخيِ ؛ مردم را به سوي استفاده از وسايل حملونقل عمومي فراميخوانند تا از اين طريق ميزان مصرف كاهش يابد اما كيست كه از نقصان و ضعف سيستم حملونقل دولتي (عمومي) ما بيخبر باشد تا جايي كه با رشد جمعيت در كشور بهويژه در پايتخت، حتي راهاندازي شبكه مترو هم چندان به اين مسأله كمك نكرده است.
اما يكي ديگر از موضوعات مهمي كه زيان اقتصادي بسياري را بر كشور متحمل ساخته است مقوله قاچاق سوخت است. طبق آمار رسمي روزانه بين پنج تا شش ميليون ليتر از فرآوردههاي نفتي ايران به خارج از كشور قاچاق ميشود حال آنكه با اوصافي كه پيش از اين آمد، در درون خود دچار كمبود هستيم. اهميت اين موضوع تا جايي است كه وزير اطلاعات بهمن سال گذشته به صحن علني مجلس فراخوانده شد. اما اين نكته سياه همچون چون عنكبوتي بر پرونده معضل بنزين تار افكنده است.
به نظر ميرسد نظارت برعملكرد جايگاهداران عرضه سوخت در جادههاي بينشهري بايد بيش از پيش جدي تلقي شود. ارزان بودن نرخ سوخت در كشور در مقايسه با همسايههاي شرق و غرب خود سبب شده است تا امروز آنان در مرزهاي خود مشتري سوخت ارزان ما باشند.در استدلال اين مدعي ذكر اين نكته بس كه نرخ بنزين در پاكستان و تركيه 10 برابر و در افغانستان 50 برابر نرخ اين فرآورده در ايران است.همچنين طبق بررسيهاي صورت گرفته مصرف سرانه سوخت (بنزين و گازوئيل) 10 تا 60 درصد در استانهاي حاشيهاي كشور از استانهاي مركزي بيشتر است.
پرسش اين است كه با مرور و تأملي بر آنچه به اجمال از نظر گذشت وقت آن نرسيده است تا تمامي مسوولان مرتبط با اين معضل (عرضه، تأمين و مصرف بنزين) در كنار هم به تدوين يك برنامه جامع و كارآمد به منظور جلوگيري از اين سير قهقرايي دست يازند؟ تا كي ميتوان تنها يكديگر را متهم ساخت در حالي كه سرمايه هاي ملي هر روز به باد ميرود؟
علي خردپير