هراس من
باری
همه از مردن
در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو - 1341
مرگ اقبال
باری دیگر روزنامه ای به مسلخ خوانده شد

دلم گرفت از این میهمان خانه ی میهمان کش ...


اقبال مرد ؛ اما قلم زنده است هنوز ...
نوروز ؛ مشارکت ؛ یاس نو ؛ وقایع اتفاقیه و این آخر هم اقبال همه از روزنامه های ارگان " مشارکت اسلامی " بودند . روزنامه هایی که بیشتر در قالب بولتن های سراسری حزبی قرار می گرفتند و از این حیث دارای نقطه ضعفی انکار ناشدنی بودند . اما با این همه باز هم دلمان سوخت و خاطرمان ناراحت وقتی که خبر توقیف آن ها را شنیدیم . بر این باورم که همه حق سخن گفتن دارند و هر جریان و مسلکی به وسع توان ؛ نگاه و سواد خود باید بتواند دیدگاه خود را در جامعه بازتاب دهد .
این را گفتم که روشن شود غم از دست دادن اقبال تنها تکرار دوباره گوشه هایی از حزن نبود آزادی دراین میهن است .
کاش می توانستیم بیشتر باشیم و همدیگر را بیشتر بشنویم والا نه خاطر خواه و سینه چاک اقبال بوده ام و نه حقوق بگیر رسالت و کیهان ... ! من روزنامه نگاری هستم که دوست دارم تمام هم صنفی هایم از هر جریان و تفکر حق فعالیت داشته باشند . دوست دارم روزی ؛ روزنامه هایمان دوباره به خانه های مردم بازگردند . اگر چه همیشه آرزو ها با آنچه فردا روی می دهد تطابق نداشته و نخواهد داشت .
گفتوگو با مديرعامل پتروايران - بخش پاياني
كارفرما خيال خود را راحت ميكند
"پروژهاي كه قرارداد آن را 27 اسفندماه سال گذشته با شركت ملي نفت منعقد كرديم پروژهاي بود كه در حدود پنج سال كارفرما براي آن با شركتهاي مختلف مذاكره ميكرد و به دلايل بسياري پيشنهاد مطلوبي دريافت نشد."
پتروايران در آخرين روز كاري سال گذشته دو قرارداد لايه بنگستان اهواز و لايه نفتي پارسجنوبي به صورت ترك مناقصه با شركت ملي نفت منعقد ساخت و اين در حالي است كه پترو ايران از جمله پركارترين پيمانكاران صنعت نفت كشور است. مصطفي خويي ميگويد: " اكنون اين شركت به ابزاري استراتژيك براي شركت ملي نفت تبديل شده است تا در چنين مواقعي بهكار گرفته شود."
از عملكرد اين مجموعه پيمانكاري بيشتر جويا شديم كه در ادامه گفتوگويمان با مديرعامل پتروايران ميخوانيد.
***
درخصوص اينكه ميگوييد اين شركت به يك ابزار استراتژيك تبديل شده است بايد توجه داشته باشيد كه هزينهها و پاداشهاي پرداختي به اين مجموعه از شركت ملي نفت دقيقاً برابر هزينههاي يك شركت خصوصي و خارج از مجموعه دولتي است.
البته هزينهها يكي نيست. هزينههاي سرمايهگذاري كه ما ارائه دادهايم بسيار حساب شده و مقرون به صرفه بوده است و ريسكهاي سياسي و اقتصادي را دربرآورد هزينههاي خود منظور نكردهايم. درخصوص پاداش هم، آنچه مدنظر شركتهاي خارجي بوده است بهطور متوسط حدود 50 درصد از هزينه سرمايهگذاري بوده است. در صورتي كه پاداش ما حتي به 20 درصد هم نميرسد. ضمن اينكه آن مبلغ هم معمولاً صرف پوشش ريسك ميكنيم. همچنين هزينههاي مديريتي شركتهاي خارجي حدود 10 درصد و هزينههاي ما در اين زمينه تنها سه درصد است.
چند شركت در داخل كشور ميشناسيد كه دقيقاً ويژگيهاي پترو ايران را در رابطه با شركت ملي نفت داشته باشند؟
پتروپارس تنها شركتي است كه شبيه ما عمل ميكند. البته اين تجربه، تجربهاي است كه در بسياري از كشورهاي توسعهيافته صورت گرفته و نتيجه داشته است.
تغيير در هدفگذاري براي پترو ايران تا چه حدي مشكلزا شد؟
مشكلي نداشت. مقداري تعميم و تجهيز براي ما سخت بود.
واقعيت اين است كه هدف اصلي شريك شدن با خارجيها انتقال تكنولوژي ميتواند باشد. وقتي پترو ايران در ابتدا چنين تصميمي داشت اما از اين مرحله عبور نكرد، پس توانمندي خود را چگونه كسب كرد؟
پترو ايران در زمينه نيروي انساني بدون اغراق بهترين است و مديران توانمندي كه عمدتاً سوابق طولاني در اين صنعت داشتهاند را داراست. همچنين براي مشاوره هم به سوي قدرترين مشاوران رفتيم. از ابتداي كار تصميم گرفتيم كه مديريت نوين را بياموزيم و به همين خاطر نيز از طريق تعامل با پيمانكاران خارج از كشور و شركت متن تبادل دانش اين مديريت را انجام داديم. در زمينه تكنولوژي هم به سراغ اصحاب تكنولوژي رفتيم. ما نخستين شركتي هستيم كه در كشور از تكنولوژي روز دنيا در حفاري بهره ميگيرد. اين امر كمك ميكند تا هزينهها را پايين آوريم. البته مشاركت با خارجيها از راههايي هم صورت گرفت. براي مثال در ميدان آزادگان 25 درصد سهام نيكو را پترو ايران نمايندگي ميكند. از سويي ديگر عملكرد شركتهايي هم كه هرگز شريكشان نبودهايم را ارزيابي كرده و طي جلساتي با آنان مقداري از نحوه انجام كار را ميآموزيم.
آيا واقعاً مديران شل و توتال در تهران حاضر هستند كه تجربيات خود را به همين سادگي به شما منتقل كنند؟
ظاهراً خودشان اعلام ميكنند كه مشكلي در اين خصوص ندارند و بايد بخش ايراني بيشتر آماده باشد.
به غير از اين دو شركت، از آن اصحاب تكنولوژي نامي نبرديد؟
طي يك دوره يكساله با شركت BHP استراليا براي پروژه فروزان قرارداد همكاري داشتيم و احتمال آن وجود داشت كه پس از آن دوره بهعنوان شريك اين همكاري ادامه يابد كه چنين نشد. در حدود سه سال نيز قراردادي با اشلامبرجر درخصوص مديريت داشتيم و هشت نفر از آن شركت در تيم حفاري ما حضور داشتند و سمتهاي كليدي را برعهده داشتند.
وضعيت پروژه لايه نفتي پارسجنوبي در چه حال است. آيا كار كليد خورده است؟
اشلامبرجر بهعنوان پيمانكار مديريتي (MC) در آنجا فعال است كه البته اين تصميم شركت ملي نفت و نفت و گاز پارس بوده و پس از انعقاد قرارداد پروژه اين قرارداد نيز به ما تخصيص يافت. اكنون يك گروه 27 نفره از اشلامبرجر تجهيز شده است و مطالعات مخزن آغاز و گزارشهايي نيز در رابطه با نحوه توسعه آماده شده است. همچنين براي سرويسهاي حفاري و انتخاب دكل حفاري، مناقصاتي را در دست داريم.
نتيجه مطالعات درخصوص حجم و ميزان نفت اين لايه به صورت نهايي چه زماني اعلام خواهد شد؟
فكر ميكنم ظرف چهار ماه آينده نتيجه اعلام شود.
عمليات پروژه بنگستان در چه وضعي است؟
تيم مديريتي را در حال تجهيز هستيم. اين مخزن با وجود اينكه از مخازن قديمي كشور است اما متأسفانه تاكنون مطالعات زيادي روي آن صورت نگرفته است و مسائل ناشناخته بسياري دارد. بخصوص كه طبقات اين مخزن، طبقات همگني نيستند. بنابراين بايد تكنولوژي مناسبي را برگزينيم تا منجر به افزايش توليد شود با شركتهاي توتال، اني و استات اويل نيز مذاكره داشتهايم.
محور اين مذاكرات مشخصاً چه بود؟
خواستيم كه آنان هم وارد مشاركت با ما در اين پروژه شوند.
مايل هستيد كه در كدام بخش عهدهدار مسووليت شوند؟
چند تا از اين شركتها اطلاعات منطقي خوبي در دست دارند براي مثال استاتاويل در حدود سه سال روي اهواز آسماري مطالعه جامع داشته است و طبيعتاً فصول مشترك زيادي بخصوص در زمينه تأسيسات سطحالارضي در بين اهواز آسماري و اهواز بنگستان وجود دارد. توتال هم از اطلاعات بالايي برخوردار است. اني هم بهدليل حضور در دارخوين از اطلاعات زمينشناسي خوبي برخوردار است. ارزش اين پروژه 987 ميليون دلار است و اميدواريم كه با اين مشاركت، ريسك را بتوانيم تا حدي توزيع كنيم.
انتخاب اين شريك خارجي همچنان به صورت مذاكره خواهد بود يا به مناقصه خواهد كشيد؟
بستگي به تعداد شركتهايي دارد كه اعلام آمادگي ميكنند. اگر تعداد، قابل توجه باشد حتماً مبناي انتخاب براساس نتيجه مناقصه خواهد بود ولي اگر تعداد كمتر باشد به ناچار مذاكره ميكنيم.
از ميدانهاي مشتركي كه توسعه آن برعهده پتروايران است كدام يك زودتر به نتيجه خواهد رسيد؟
عمليات ميدانهاي فرزام و نصرت را دو سال پيش به پايان رسانديم و توليد ميدان نصرت به 16 هزار بشكه در روز افزايش يافت. توليد گاز از ميدان دالان كنگان هم تا پايان سال 2005 آغاز خواهد شد.
هنوز اين پرسش باقي است كه چگونه پتروايران ميتواند همزمان چند پروژه مهم نفتي را اجرا كند؟
كار راحتي نيست و باتوجه به كمبود نيروي انساني و محدوديتها كار سختي است. ولي ما مديريت را متمركز ميكنيم و براي هر پروژه يك تيم مديريت شكل ميگيرد و شركت هم درحد مديريت كلان به رفع اشكال و تأمين نيازها ميپردازد و هر طرحي به صورت مستقل تجهيز ميشود. سيستم مديريت ما ماتريسي است كه در حقيقت هر طرحي به لحاظ اجرايي استقلال خاص خود را دارد. اكنون جمع سرمايهگذاري در كل پروژههاي در دست اجراي پتروايران 5/4 ميليارد دلار است در صورتي كه ديگر شركتهايي كه در پروژههاي بيعمتقابل حضور دارند تنها يك پروژه را عهده دارند و اين پاسخ به آن پرسش شماست كه اشاره به امتيازهايي داشتيد كه شركت ملي نفت به پتروايران داده است. يعني در قبال آن امتيازها اينگونه كار كردن را نيز بايد پاسخگو باشيم.
جناب خويي، ديده شده است كه بسياري از پيمانكاران پس از ورود به پروژهاي كه به مناقصه گذاشته شده است به مشكل برميخورند. اتفاقاً اين پيمانكاران هماناني هستند كه پايينترين هزينهها را ارائه ميكنند. پرسش من از شما اين است كه با توجه به تجربه شما، مطالعه و پيشبيني كارفرما كجاي اين انتخاب قرار دارد؟
به هر حال اين امر منطقي است كه ارزانترين پيشنهاد لزوماً بهترين پيشنهاد نيست. حتي ضوابطي هم وجود دارد كه اگر 10 درصد بيشتر و يا كمتر از برآورد ارائه شود قابل قبول نخواهد بود ولي در مناقصات با توجه به شرايط موجود كمترين قيمتها مورد توجه قرار ميگيرد و پاسخگويي به سيستمهاي كنترلكننده خيلي سخت است. بهويژه كه ابزار شكايت آناني كه قيمتهاي پايينتري را پيشنهاد ميكنند نيز بسيار خوب عمل ميكند. سخت است كه اختلاف فني تبديل به اختلاف مالي شود. براي همين هم كارفرما با انتخاب كمترين هزينه خيال خود را راحت ميكند. اگر كمي حمايت حقوقي و قانوني از تصميمهاي كارفرمايان صورت گيرد نتيجه انتخابها مطلوبتر خواهد شد.
بهعنوان آخرين پرسش ميخواهم ارزيابي شما را از وضعيت صنعت نفت ايران طي دولت هشت ساله آقاي خاتمي بدانم؟
اين را بهعنوان دولت آقاي خاتمي عنوان نميكنم، بلكه در دوران وزارت آقاي زنگنه به نظر من وضعيت خوب بود. من اين را به آقاي زنگنه ربط ميدهم نه آقاي خاتمي.
چرا؟
خوب منشأ كارها، آقاي زنگنه بوده است و نه آقاي خاتمي.
يعني اگر آقاي زنگنه در كابينه دولت ديگري حضور داشت...
همين كارها را ميكرد.
و ربطي هم به سيستم دولت نداشت؟
بله! يك وقت آقاي خاتمي كارها را براي آقاي زنگنه ديكته ميكند، يك وقت نه، آقاي خاتمي مساعدت، موافقت و تأييد كرده است. در هر صورت به نظر من عملكرد آقاي زنگنه مثبت بود. اگر با اصرار آقاي زنگنه پتروايران و پتروپارس تشكيل نميشد اكنون خيلي مشكل داشتيم.
علي خردپير - يکشنبه 29 خرداد 1384
گفتوگو با مديرعامل پتروايران-1
امتياز انگليسي، كار ايراني
ساختماني با پنجرههاي آبيرنگ در يكي از فرعيهاي خيابان خالد اسلامبولي تهران، دفتر مركزي شركت توسعه پتروايران ناميده ميشود. در طبقه ششم، نوه آيتالله خويي، مديريت را برعهده دارد. با قرار قبلي براي گفتوگو در برابر مصطفي خويي مينشينم. هنوز كمتر از يك هفته به برگزاري نهمين دوره انتخابات رياستجمهوري باقي بود، پس گپي كوتاه پيرامون اوضاع سياسي كشور البته با ضبط خاموش براي آشنايي بيشتر بد نيست. متوجه ميشوم كه سمپات جريان خاصي نيست و گويي با اين فرض راحتتر ميشود گفتوگو را آغاز كرد. پرسش و پاسخ رسمي از موضوع ثبت پتروايران در انگلستان پا ميگيرد و تا وضعيت صنعت نفت ايران با نگاه به نقاط قوت و ضعف پيمانكاران داخلي ادامه مييابد. نخستين بخش اين مصاحبه را پيشروي داريد.
هيأتمديره شركت ملي نفت در سال 78 تصميم به ثبت شركت توسعه پتروايران در جرسي انگلستان گرفت. بفرمائيد كه اولاً فلسفه وجودي اين شركت بر چه پايهاي است و ثانياً چرا در انگلستان بايد به ثبت ميرسيد؟
با توجه به حجم بالاي پروژههاي بيعمتقابل در كشور كه يا براي آنها برنامهريزي شده بود و يا در حال انجام بودند،مهندسزنگنه معتقد بود كه از قبل اجراي اين پروژهها بتوانيم مديريت كلان توسعه ميدانهاي نفت و گاز را بومي كنيم. به نظر ميرسيد كه نظر بسيار صائبي است و نياز مبرمي را مطرح كردهاند. به اين دليل كه چه قبل و چه پس از انقلاب شركتهايي نبودند كه با اتكا به نيروي انساني ايراني بتوانند پروژههاي توسعه نفت و گاز را از ابتدا تا انتها مديريت كنند. البته شركتهايي بودند كه قسمتهايي از كار را مديريت ميكردند ولي بهصورت يكپارچه و زنجيرهوار نميتوانستند. آن موقع زمينه بسيار خوبي مهيا بود و شركتهاي بينالمللي نفت و گاز وارد بازار ايران ميشدند و موقعيت خوبي براي شركت ملي نفت بود كه از حضور آنان حداكثر استفاده را براي ارتقا و شكلگيري اين توانمندي كند. ابتدا نظر بر آن بود كه شركت پتروايران سهامدار 10 درصدي در كنار شركتهاي برنده پروژههاي بيعمتقابل باشد ولي متعاقباً نيازها به گونه ديگري تعريف شد و يكسري از پروژهها جذابيتي براي شركتهاي خارجي نداشت. اين عدم جذابيت دلايل متعدد سياسي، اقتصادي و عملياتي داشت. عمده قراردادها درخصوص توسعه ميدانهاي مشترك در حوزه خليجفارس بود. شركت ملي نفت تصميم گرفت كه با توجه به اينكه پيشنهاد مطلوبي به دستش نرسيده است شركت پتروايران را وارد عمل كند. در نتيجه از ابتداي سال 78 درگير پروژههاي توسعه ميدانهاي مشترك شديم. به اين ترتيب هدف از وجود پتروايران اينگونه تغيير يافت. در ابتداي كار هم دنبال آن بوديم كه ما از شريك خارجي استفاده كنيم كه آن هم بهطور عمده به دلايل اقتصادي و عدم جذابيت نتيجه نداد. در هر صورت تأسيس پتروايران بر اين پايه بود كه شركت ملي نفت بتواند ابزاري براي مواقع خلا حضور شركتهاي بينالمللي در پروژههاي نفت و گاز با توجه و اتكا به نيروهاي داخلي در اختيار داشته باشد.
و اما در مورد ثبت شركت در انگلستان؟ اين كار چرا در ايران صورت نگرفت؟
ببينيد، شركتي در سال 1375 بهعنوان ايران- افريقا در جرسي ثبت شده و قرار بود اين شركت فعاليتهايي را در جنوب افريقا انجام دهد. متأسفانه اين شركت فعاليتي نداشت و بهصورت راكد باقي مانده بود. شركت ملي نفت پس از تأسيس پتروايران عنوان و موضوع كاري شركت ايران- افريقا را عوض كرد. همچنين فرض بر اين است كه شركتهايي كه در خارج از كشور به ثبت رسيدهاند بهطور عمده تابع اساسنامههاي محل ثبت خود هستند و اين امر تا حدي آزادي عمل فراهم ميكند كه اين شركتها با توان، امكانات و قدرت مانور بيشتري بتوانند فعاليتهاي خود را ادامه دهند. اگر ما بخواهيم صرفاً بهعنوان يك شركت دولتي در داخل، اين فعاليتها را انجام دهيم قاعدتاً بايد محدود شويم به تمام م-قررات و ضوابط و آييننامههاي داخلي كشور كه اين مسأله رقابت ما را با شركتهاي خارجي كه در داخل فعال هستند، تضعيف ميكند.
اكنون تا چه حدي از آن آزادي عملي كه ميگوييد استفاده كردهايد؟
خيلي محدود استفاده كردهايم. به دليل آنكه خيلي مسأله روشن نبوده است. ولي همين استفاده محدود به ما كمك كرده است تا بهتر پيش رويم. واقعيت اين است كه اكنون بايد با شركتهايي چون توتال، آجيپ و شل در درون كشور رقابت داشته باشيم.
پس در حقيقت ابتدا قرار بود كه شما همكار آنان باشيد و اكنون رقيب شدهايد؟
دقيقاً همين طور است.
آيا اهدافي كه براي شركت نفت ايران و افريقا در نظر گرفته شده بود به شركت نيكو منتقل شد؟
خير، نيكو بهصورت مستقل به ثبت رسيده است.
ظاهراً اين شركت درخصوص صادرات نفت ايران به افريقا فعال است؟
بله، آن جزو فعاليتهاي خاص خودش است و فقط محدود به صادرات نفت به افريقا نيست بلكه در كشورهاي ديگر هم فعال است. نيكو ارتباطي به ايران و افريقا نداشت.
نيكو اكنون از سهامداران پتروايران است؟
بله، دو سال قبل تصميم گرفته شد كه كل سهام ما از شركت ملي نفت به نيكو منتقل شود.
نيكو خود تابع وزارت نفت است و تعلق به شركت ملي نفت دارد. اين جابهجايي سهام، چه تأثيري بر نيكو داشت؟
در حقيقت شركت ملي نفت درصدد بود كه پتروايران و پتروپارس را با نيكو مرتبط سازد چرا كه سرمايه و منابع مالي مورد نياز هر دو شركت توسط نيكو تأمين ميشد. اكنون نيز تمام منابع مالي پروژههاي ما توسط نيكو تأمين شده است. در نتيجه براي اينكه يك تمركز مديريت ايجاد شود چنين تصميمي گرفته شد.ضمن اينكه نيكو هم در جرسي ثبت شده است و تا حدي اختيارات بيشتري را ميتواند داشته باشد.
بحث ادغام پتروايران با پتروپارس به كجا رسيد؟
اين بحث دو سال پيش، يعني همان موقع كه سهام هر دو شركت به نيكو منتقل شد، مطرح بود. ولي به هر حال به دليل اينكه پتروايران و پتروپارس هر كدام مسووليت پروژههاي گوناگوني را برعهده دارند و در دو حوزه متفاوت كار ميكنند به نظر ميرسد كه مسوولان نيكو به اين نتيجه رسيدهاند، اين دو شركت بهصورت جداگانه فعاليت خود را ادامه دهند.ضمن اينكه يك رقابتي بين اين دو در جهت ارائه عملكرد وجود دارد در نتيجه اين موضوع مسكوت باقي ماند.
رابطه مالي پتروايران با وزارت نفت چگونه است؟
ما هيچ رابطه مالي با وزارت نفت نداريم. صرفاً اين رابطه درخصوص قراردادهايي است كه با شركت ملي نفت منعقد شده است. نيكو هزينههاي پروژههاي بيعمتقابلي كه در دست ميگيريم را تأمين ميكند و شركت ملي نفت نيز از محل اضافه توليد اين هزينهها را به ما پس ميدهد.
اين رابطه درست مثل عملكرد يك شركت خصوصي است. جز اينكه از يك فاينانسر قوي (دولتي) برخوردار هستيد.
بله، ما اتكايي به بودجه شركت ملي نفت و بودجههاي دولتي نداريم و صرفاً منابع مالي ما توسط فاينانسر ما تأمين ميشود.
در هر صورت اين امتيازي است كه وزارت نفت در اختيار شما قرار داده است. اولاً شركت را به ثبت رسانده و ثانياً فاينانسر قوي در اختيار شما گذاشته است. فكر ميكنيد كه اين امر در راه رشد خصوصيسازي يا حداقل اميد به آن، مثبت تلقي ميشود؟
فكر ميكنم كه عملكرد پتروايران را بايد بررسي كرد و ديد كه چه ارزش افزودهاي را در صنعت نفت كشور ايجاد كرده است. اكنون ما توانستهايم خلاهاي ناشي از عدم حضور پيمانكاران خارجي را پر كنيم. براي نمونه در همين ميدانهاي مشترك خليجفارس ايران، هيچ يك از شركتهاي بزرگ بينالمللي حاضر به فعاليت نبودند ولي پتروايران اين كار را انجام داد و با قدرت جلو رفت و از سال 78 به بعد، 70 ميليون بشكه اضافه توليد از اين ميدانها داشتهايم.
علي خردپير - ۲۸/۰۳/۸۴
افراطي ها به جاده خاكي زده اند
يكشنبه شب گذشته پس از امضاي قرارداد طرح توسعه فازهاي 17 و 18 ميدان گازي پارسجنوبي در ميهمانسراي نفت، بيژن نامدارزنگنه، وزير نفت و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در برابر پرسشهاي متعدد خبرنگاران رسانههاي كشور درخصوص تحليل وي از اوضاع تبليغاتي و انتخاباتي نهمين دوره رياست جمهوري قرار گرفت. پرسشها و پاسخها در آن حلقه تنگ خبرنگاران چنان با شور پيگيري ميشد كه گويي تمامي نخواهد داشت. در اين بين تعدادي از مديران مجموعه وزارت نفت و شركتهاي پيمانكاري نيز كه از عقد قرارداد با يكديگر فارغ شده بودند لابهلاي خبرنگاران به اظهارنظرهاي سياسي و اقتصادي وزير دقيق شده بودند. زنگنه معتقد است كه در دورههاي انتخاباتي كانديداها حرفهاي زيادي ميزنند و همه ميخواهند كه اقتصاد غيرنفتي درست كنند، ولي پس از حاكم شدن ميگويند كه اين كار به زمان نيازمند است و زمان لازم هم بيش از دو دوره رياست جمهوري است.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام درخصوص تخريب كانديداها توسط يكديگر گفت: افراد بجاي آنكه قدرت و خلاقيتهاي خود را در سازندگي و طرحهاي جديد ارائه كنند، سعي ميكنند ديگران را تخريب كنند. لطيفهاي بود كه ميگفتند مديري پس از پايان دورهاش به مدير جديد گفت: من سه پاكت در گاوصندوق دارم كه اسرار مديريت من در داخل آن نوشته شده است. در اولين گرفتاري پاكت اول را باز كن و با بيشتر شدن گرفتاريها پاكت دوم و سپس سوم را باز كن. مدير جديد با اولين مشكل پاكت نخست را باز كرده ديد نوشته شده است: شروع كن فحش بده به قبليها، اگر مشكلات حل نشد پاكت دوم را باز كن. پس از مدتي مدير پاكت دوم را باز كرد كه مدير قبلي نوشته بود: از خودت انتقاد كن و بگو كه اشتباهات زيادي مرتكب شدهاي و قول بده كه جبران شود اما مدير در نهايت وقتي از فرط مشكلاتش مجبور شد پاكت سوم را باز كند، خواند: حالا درهاي سه پاكت را ببند و به مدير بعدي بسپار و برو!... حال حكايت كشور ماست.
زنگنه اظهارنظر ميكند كه اكنون بايد هر كانديدايي هنرش آن باشد كه چيزي بر عملكرد مدير قبلي بيفزايد. در صورتي كه هيچ ايدهاي وجود ندارد، ميگويند: به نظر ميرسد ميشود اين كارها را كرد... به نظر ميرسد كه انجام اين كارها مشكل نباشد و... نخير، خيلي هم مشكل است. اگر ميتوانيد انجام دهيد. وزن كار، اندازه كار در دستتان نيست. شما اينگونه كار نكردهايد. اصلاً در اين وزنها نيستيد. مثل اينكه كسي فوتبال گل كوچك بازي ميكند حالا ميخواهد به جام جهاني برود! خوب همينطور ميشود كه به همه فحش ميدهد كه حق ما را خوردهاند!
زنگنه در ادامه انتقادهاي خود به رفتار افراطي برخي از كانديداها تصريح كرد: فكر نكنيم كه نجاتبخش ملت هستيم، ملت نيازي به منجي ندارد، اگر انتخابات رياست جمهوري كشوري به صورت صفر و يك تحليل شود به نظر من ساختار اجتماعي و سياسي آن كشور مشكل دارد.
جهانصنعت پرسيد : به نظر شما اصلاحات در ايران ادامه خواهد يافت؟ زنگنه پاسخ گفت: فكر ميكنم اجتنابناپذير باشد. وي از خبرنگاران دعوت ميكند تا به پاسخ اين پرسش دقت كنند. وي ادامه داد: اميدوارم كارها به صورت جلف ادامه پيدا نكند چون خيلي از كساني كه شعارهاي تند و حزب اللهي و داغ ميدادند و پيراهن آستين كوتاه را هم حرام ميدانستند اكنون دنبال كارهايي هستند كه ما حتي از گفتن آنها هم خجالت ميكشيم.
زنگنه گفت: آنهايي كه خيلي شعار ميدادند و تندروي ميكردند حالا از اين سوي بام در حال سقوط هستند. ما فكر ميكنيم كه نتيجه آن افراطها اين تفريطها باشد. اگر ما يا آقاي خاتمي چنين كارهايي ميكردند، تكفير ميشدند. وي يادآور شد: جوانان مسلماني كه آستين كوتاه ميپوشيدند توسط كساني تهديد ميشدند كه حالا ميخواهند توسط همان جوانان كه سوسول لقب گرفته بودند، راي بياورند، اين امر جاي شرمندگي دارد. زنگنه تأكيد كرد: ديديم كه برخي در همين مجلس فعلي درباره اصولگرايي چه سر و صدايي كردند و چه حرفهايي زدند و چه ادعاهايي كردند. حالا دنبال همين كانديداهايي كه چنين عملكردي دارند افتادهاند. آنها بايد جواب مردم و خون شهدا را بدهند. ما به همين سادگي آنها را رها نخواهيم كرد و بايد پاسخگو باشند.
خبرنگار كيهان كه به سخنان زنگنه اعتراض داشت از زنگنه پاسخ شنيد: گفتم كه اگر كانديدايي با قرتيگري مي خواهد راي بياورد كوفتش شود! من اين را گفتم! يعني كساني كه ادعاي اصولگرايي ميكردند حالا از آنچه ميگفتند قرتيگري- ما هيچ وقت نميگفتيم قرتيگري- استفاده ميكنند. آنهايي كه ميگفتند پيراهن آستين كوتاه و كراوات اشكال دارد حالا براي را‡ي آوردن با كراوتيها و آستين كوتاهپوشها مينشينند تا را‡ي بياورند اين يعني نان به نرخ روز خوردن، فرصتطلبي و...
خبرنگار جهانصنعت باري ديگر خطاب به زنگنه گفت:
مجلس هفتم كه در طي يك سال اخير با وجود شعارهاي اوليه با دولت همراه نبود شما هيچ وقت انتقادي نداشتيد؟ اكنون در لحظات آخر ...
مجلس هفتم اينگونه نبود كه بگوييم همه آنان مثل هم هستند. در برخي قسمتها واقعاً همكاري كردند و در قسمتهاي ديگري هم خوب مسائلي داشتند. تركيب مجلس هفتم از ديدگاههاي مختلفي است و به نظر من مجلس تندرويي نيست. البته خوب ملاحظات سياسي را هر مجلسي دارد و اساساً مجلس جاي كار سياسي است.
در مورد شما اين صحبت همواره وجود دارد كه با همه گروهها نشست و برخاست ميكنيد. اكنون برآيند عملكرد مجلس هفتم طي يكسال گذشته را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
مجلس، مجلسي است كه با يكسري ديدگاههايي آمده است اما من فقط خواستم بگويم كه اين مجلس مجلس تندرويي نيست. همانطور كه ميتوانيد در اين انتخابات هم ببينيد كه كانديداهايشان با هم فرق دارد.
زنگنه در ادامه سخنان خود در جمع خبرنگاران گفت: اين سؤال است كه شماهايي (خطاب به برخي از كانديداهاي افراطي) كه اساساً اصلاحات را قبول نداشتهايد اكنون، اصلاحات كه سهل است، بلكه به جاده خاكي زدهايد؟ آقاي خاتمي اين كارها را نكرد كه پدرش را درآورديد. بياييد ببينيد اين مجريهايي كه با آنها مصاحبه ميكنند چه قيافههايي دارند؟
وزير نفت در پاسخ به خبرنگاري ضمن دفاع از سياستهاي خاتمي گفت: خاتمي پاي قولهايي كه داد ايستاد، نميخواهم كه درصدي نمره بدهم. اما اكنون با توجه به اينكه در سياست، افكار عمومي ملاك است ببينيد كه محبوبيت او در ميان مردم چقدر است؟ خاتمي هيچگاه نگفت كه من ناجي ملت هستم و آمدهام سرنوشت مردم را تغيير دهم. زنگنه در ادامه تأكيد كرد كه بيشتر كانديداها شعار اقتصادي روشني ندارند و تنها بحثشان انتقاد از گذشته است. وي گفت: من بهعنوان يك وزير (به معناي كسي كه سالها كار اجرايي كردهام) ميخواهم بدانم كه چگونه وضع مردم را بهتر خواهند كرد؟ چگونه صنعت را رونق خواهند داد؟ چگونه رشد اقتصاد ملي را به 11 و 12 درصد ميرسانند؟ پول و امكانات آن را از كجا خواهند آورد؟ اكثر آقايان برنامهاي ارائه نكردهاند. وزير دولت خاتمي همچنين خاطرنشان ساخت كه اساساً در هيچ كجاي دنيا هيچ حكومتي كه با راي مردم بالا آمده است نميتواند نسبت به عدالت اجتماعي بيتفاوت باشد چرا كه به راي مردم احتياج دارد.
****
قرارداد طرح توسعه فازهاي 17 و 18 ميدان گازي پارس جنوبي منعقد شد
ميهمانسراي نفت خبرساز بود
غروب يكشنبه، درهاي ميهمانسراي وزارت نفت برخلاف صبح دهم ارديبهشت ماه به روي خبرنگاران بسته نماند.
اين بار وزير نفت هم براي عقد قرارداد طرح توسعه فازهاي 17 و 18 ميدان گازي پارس جنوبي در كنار مديرعامل شركت ملي نفت و مديرعامل شركت نفت و گاز پارس حضور داشت. رهبري كنسرسيوم توسعه اين دو فاز پس از كنار كشيدن شركت تكنيپ از مناقصه با رايزنيهاي شركت مهندسي و ساختمان صنايع نفت (اويك) به پترو پارس رسيد. اين طرح كه بايد طي 52 ماه به اجرا رسد بالغ بر بيش از دو ميليارد و 49 ميليون دلار ارزش دارد.
اكبر تركان، مديرعامل شركت نفت و گاز پارس كه كارفرماي ميدان گازي پارسجنوبي از سوي شركت ملي نفت است، طي سخنان كوتاهي با اشاره به اينكه توليد روزانه 28 ميليارد ليترمكعب از اين ميدان گازي در 22 فاز مدنظر وزارت نفت است گفت:برنامه مناقصه فازهاي 17 و 18 شركت تكنيپ بود كه رقم دو ميليارد و 49 ميليون دلار را پيشنهاد كرد و پس از كنارهگيري آنان به شركت اويك مهلت داده شد تا جايگزيني براي آن شركت انتخاب كند. از آنجا كه صلاحيت پتروپارس در گذشته تأييد شده بود اين شركت بهعنوان ليدر كنسرسيوم معرفي و مورد قبول واقع شد.
كريمي، مديرعامل شركت مهندسي و ساختمان صنايع نفت كه 50 درصد از سهم قرارداد را بهعهده دارد نيز كنسرسيوم فازهاي 17 و 18 را متشكل از شركتهاي باتجربه در صنعت نفت و گاز دانست و اظهار اميدواري كرد كه در موعد مقرر بتوانند كار را به انجام رسانند.
سلطانپور، مديرعامل شركت مهندسي و ساخت تأسيسات دريايي نيز كه با 21 درصد سهم قرارداد در اين طرح حضور دارد ضمن اشاره به اينكه با شركت اويك در فازهاي 9 و 10 و با پتروپارس در گذشته در فاز يك فعاليت داشته است گفت: با احتساب اين قرارداد اكنون يك ميليارد و 800 ميليون دلار ارزش كل پروژههاي در دست اجراي اين شركت است كه از اين رقم 5/1 ميليارد دلار آن از طريق شركت ملي نفت و شركتهاي تابعه آن به ما واگذار شده است.
منوچهري، مديرعامل پتروپارس آخرين مديري بود كه پيش از امضاي قرارداد به پشت تريبون رفت. وي با اعتقاد بر اينكه بار مسووليت سنگيني بر دوش همه اعضاي كنسرسيوم گذاشته شده است گفت: دغدغههاي جدي داريم كه كار را در قالب قرارداد منعقده و در سقف زماني 54 ماه مطابق با پيشبيني و 52 ماه مدت قرارداد به انجام برسانيم. منوچهري يادآور شد: اين پروژه سالانه نزديك به دو ميليارد دلار براي كشور ايجاد درآمد خواهد داشت و اين تصميم در قالب مشاركت دادن پتروپارس هم به پروژه كمك كرد و هم به پتروپارس كه براي اولينبار پروژهاي در اين ابعاد را برعهده گرفته است. مديرعامل پتروپارس كار انجام شده در پارسجنوبي را موجب افزايش ظرفيت پيمانكاران داخلي عنوان كرد و گفت: امروز ميزان برداشت ما از پارسجنوبي با قطر برابر است و اگر افزايش ظرفيت پيمانكاران داخلي ايجاد نشده بود اكنون بايد پروژهها را با قيمتهاي بالاتري به خارجيها ميسپرديم.
اولويت حل مسائل سياسي
پيش از امضاي قرارداد اما خبرنگاران با تشكيل حلقهاي به دور وزير نفت در رديف اول مدعوين، خواستار پاسخگويي به پرسشهاي تلمبار شده خود شدند. زنگنه كه اينك ايام پاياني خود را در وزارتخانه نفت ميگذراند برخلاف گذشته با صبوري و تأمل بيشتري به تكتك پرسشها پاسخ داد. زنگنه گفت: بازار به خوبي ميداند كه هيچ كدام از توليدكنندگان نفت به خاطر مصوبات اوپك از توليد خود نكاسته است.
وزير نفت درخصوص تصميمات آتي اوپك بر قيمت نفت توضيح داد: ممكن است اثر داشته باشد آن هم نه روي نرخ نفت خامهاي سبك و شيرين، WTI و برنت، بلكه تفاوت قيمت نفت خامهاي سبك و ترش را احتمالاً افزايش ميدهد. ولي هر تصميمي كه اوپك بگيرد از نظر فيزيكي هيچ تأثيري بر بازار نخواهد گذاشت. وي ميزان تخلفات اعضاي اوپك را 800 هزار بشكه در روز عنوان كرد اما از كشور متخلف نام نبرد.
زنگنه همچنين خبر سفر هفته آينده خود به پاكستان را تأييد كرد و هدف آن را انجام مذاكرات دوجانبه درخصوص خطلوله انتقال نفت ايران و هند كه از پاكستان عبور ميكند عنوان كرد. وزير نفت يادآور شد كه بعيد است تا پايان اين دولت، نتيجهاي براي عقد قرارداد با مذاكرهشوندگان به دست آيد.وي مذاكرات وزارت نفت را با هند در حال ادامه خواند و به ذكر اينكه سفر وزير انرژي هند خبرهاي خوبي از سوي پاكستانيها براي ما داشت بسنده كرد و توضيح بيشتري نداد. زنگنه حل شدن مسائل سياسي اين خطلوله را مقدم بر مسائل بعدي دانست و نهايي شدن مباحث فني را طي چهار ماه قابل انجام عنوان كرد. زنگنه هند را بازار بزرگ و رو به گسترشي از نظر تقاضاي انرژي دانست و از اين نظر اين كشور را براي ايران مهم تلقي كرد وعقد قرارداد فروش سالانه پنج ميليون تن الانجي را به هند برابر با ارزش توليد يك فاز پارسجنوبي خواند.
كاهش در سوآپ نفت خزر
بودجه بنزين با فرض قيمت 420 دلار براي شش ماه در مجلس تصويب شد كه هم قيمتها بالا رفته است و هم اينكه به دليل مصوبات بعدي مجلس تخصيص اين بودجه كاهش يافت. زنگنه گفت: لايحهاي از سوي دولت براي تأمين بودجه مورد نياز بنزين ششماه دوم و نيز جبران كسري شش ماهه اول به مجلس ارائه شده است تا در اوايل كار دولت آينده مشكلي بهوجود نيايد. زنگنه رقم درخواستي را به دو گونه 2/2 و 5/2 ميليارد دلار عنوان كرد.
پرسيده شد باتوجه به توسعه ميدان گازي پارسجنوبي و افزايش ظرفيتها، چه مقدار توانستهايم درآمد اضافي براي كشور ايجاد كنيم؟ زنگنه پاسخ داد: در اين مدت بيش از دو برابر پرداختها و سرمايهگذاريها درآمد براي كشور فقط از راه نفت خام داشتهايم. در پارسجنوبي واضح است كه امسال نزديك به 5/2 ميليون تن توليد LPG (با ارزش 750 ميليون دلار)، 200 هزار بشكه ميعانات گازي (كه اكنون ايران روزي هشت ميليون دلار فروش دارد) درآمد و 120 ميليون مترمكعب در روز نيز توليد گاز خواهيم داشت.
جهانصنعت ارزيابي وزير را درخصوص تأثير راهاندازي خطلوله باكو- جيحان بر خط نكا- ري خواستار شد. زنگنه با اشاره به اينكه فكر نميكند راهاندازي اين خط لوله تأثيري براي خط لوله نكا- ري داشته باشد، گفت: فكر ميكنم در نهايت هيچكس نميتواند يك راه انحصاري براي خود داشته باشد و براي نفت خزر نيز به مصلحت مصرفكنندگان و همه اعضاي منطقه است كه از چند راه به بازارهاي جهاني راه پيدا كند. وي در ادامه پاسخ به پرسش ما گفت: براي انتقال نفت خزر خط CPC روسيه، خط باكو- جيحان و خط نكا- ري وجود دارد. البته درخط نكا- ري به دليل اينكه تفاوت قيمت نفت مديترانه و خليجفارس به نفع مديترانه بالا رفت، باعث شد كه ما كمتر بتوانيم نفت بگيريم، چرا كه نفت آن منطقه بيشتر سبك و شيرين است. ولي به هر حال اگر اين مشكل حل شود به نظر من براي دريافت نفت از منطقه مديترانه، ما هيچ مشكلي نخواهيم داشت.
خبرنگار ما باتوجه به نظرات افراطي برخي از كارشناسان مبني بر اينكه خطلوله باكو- جيحان اساساً اقتصادي نيست اين ديدگاه را با وزير نفت در ميان گذاشت. زنگنه پاسخ داد: اگر اين طرح اقتصادي نبود مسلماً اجرا نميشد. وي ميزان سوآپ نفت خام ايران را درحال حاضر بالغ بر 70 تا 80 هزار بشكه در روز عنوان كرد.
اساسنامه وزارت نفت آماده شد
وزير از آماده بودن اساسنامه وزارت نفت خبر داد. زنگنه گفت اين اساسنامه آماده است و بهزودي به دولت ارائه ميشود تا به مجلس انتقال داده شود. وي درخصوص تغييرات لحاظ شده در اين اساسنامه جديد خاطرنشان ساخت: ما سعي كردهايم كه حداقل تغييرات را نسبت به اساسنامه قبلي وزارت نفت داشته باشيم.وي ادامه داد: اساسنامههاي قبلي زماني تدوين شده است كه وزارت نفت وجود نداشته است. ما سعي كردهايم كه حداكثر امكان پاسخخواهي مجلس از وزير را در اساسنامه جديد لحاظ كنيم. همچنين با هدف حداكثرسازي درآمد دولت سعي كردهايم تا كار براي شركتهاي تابعه تسهيل شود و اعتبار بينالمللي شركت ملي نفت و شركتهاي تابعه نيز بالا رود. شفافسازي روابط مالي دولت و وزارت نفت هم كه در گذشته به روي آن تأكيد داشتهايم در اين اساسنامه ديده شده است.
تكليف فازهاي 15 و 16 مشخص نيست
جزئيات سهم 20 درصدي هنديها در ميدان آزادگان، پس از قطعي شدن عقد قرارداد اصلي براي توسعه ميدان مشخص خواهد شد.مهدي ميرمعزي، مديرعامل شركت ملي نفت ديگر مدير ارشد نفتي كشور بود كه به پرسشهاي خبرنگاران پاسخ داد.
وي درخصوص طرح توسعه فازهاي 15 و 16 پارسجنوبي با اشاره به كنارهگيري شركت نروژي كاورنر گفت: هنوز جايگزيني براي اين شركت بهعنوان رهبر كنسرسيوم مشخص نشده است.
اين در حالي است كه زنگنه هم پس از ميرمعزي به جهانصنعت احتمال داد كه تكليف اين دو فاز در دولت بعدي مشخص شود.
جهانصنعت از علل كنارهگيري اين شركت جويا شد. ميرمعزي گفت: از خودشان بايد پرسيد. وي ادامه داد: بيشتر مسائل تجاري را عنوان ميكنند و ميگويند ميزان سود و ريسك موجود براي ما قابل توجيه نبوده است.
جهانصنعت باري ديگر پرسيد: آيا كنارهگيري شركت تكنيپ هم در فازهاي 17 و 18 به همين علت بوده است؟ و پاسخ شنيد: تكنيپ برنده نشد يعني در آن مناقصه اصلاً شركت نكرد البته آنها حتماً دلايل تجاري خود را داشتند.
اين در حالي است كه ديگر مديران مطلع از كنارهگيري تكنيپ پس از اعلام نتيجه مناقصه كه اين شركت را بهعنوان برنده اعلام كرده بود خبر دادهاند.
ميرمعزي در پاسخ به يكي از خبرنگاران آغاز عمليات اجرايي فازهاي 11 تا 13 را يك سال ديگر عنوان كرد و در خصوص مناقصه واحد شيرينسازي آب در فازهاي 6 تا 8 نيز خبر داد كه به تازگي بررسي آن در دستور كار هيأت مديره شركت ملي نفت قرار گرفته است.
مديرعامل شركت ملي نفت درباره اينكه چرا فازهاي پارسجنوبي به ترتيب به دست عمليات اجرايي سپرده نميشود توضيح داد: با اكتشافات و مطالعاتي كه در ميدان گازي پارسجنوبي انجام ميشود مرتباً دامنه كار تغيير ميكند و ما نيز به لحاظ مسائل مختلف نظير پيشرفت مذاكرات، عقد قراردادها و يا به دست آوردن پتانسيلهاي جديد در كنارههاي اين ميدان گازي تغييراتي را در بلوكبنديها انجام ميدهيم.
پاداش ايتالياييها
جهانصنعت پرسيد آيا پاداش"اني"براي اجراي فازهاي 4 و 5 پرداخت شده است؟ ميرمعزي پاسخ داد: خير پرداخت نشده است و محاسباتي هم كه تاكنون انجام شده است هنوز رقم مشخصي را پيشبيني نكرده است و براي ما قطعي نشده است.
يعني رقم 115 ميليون دلار كه در گذشته عنوان شده بود قطعي نيست؟
بررسيهاي ما ادامه دارد و قطعاً اين رقم بهعنوان پاداش نخواهد بود.
خبرنگاري پرسيد: ذخاير قابل استحصال نفت كشور چه ميزاني است. وي گفت: ذخاير ما اگر اشتباه نكنم حدود 133 ميليارد بشكه است و ضريب بازيافت آن هم حدود 5/27 درصد است و 5/1 درصد نسبت به دو سال گذشته افزايش در ضريب بازيافت داشتهايم.
علي خردپير - سه شنبه ۲۴/۰۳/۸۴
دم مزن و ناله مکن
حماقت لزوما حرکتی نیست که همیشه بتوان آن را تشخیص داد . بسیاری از رفتار های احمقانه آدمی شاید در ابتدا بسیار قهرمانانه تلقی شوند . روزی ظریفی به من گفت هیچوقت به نمایندگی از جمع سخن مگو ! مگر آنکه آنان تو را برگزیده باشند . این پند را شنیدم و به کار نبستم تا امروز که حماقت کردم و از جمعی دفاع کردم . ماحصل این شد پچپچ کنند فلانی برای اندوختن توشه خود به هدف زد . اول گفتم اینان چه احمق اند که چنین پنداشتند اما پس از کمی تامل ؛ تعارف را که با خود کنار گذاشتم دیدم نه احمق تر از آنان من بودم که در هنگام سکوتشان حرف زدم ! کاش سنگ خویش به سینه زده بودم .
استفاده تبلیغاتی از پیروزی تیم ملی فوتبال ایران در راهیابی به جام جهانی ۲۰۰۶
یکی از همان ماشین های کارناوالی

گفته شد که حضور زنان در این جشن خیابانی پر رنگ تر از همیشه بوده است

و یک پاردوکس نهادینه شده در نسل سوم ایران :
پرچم جمهوری اسلامی بر افراشته به دست یک به ظاهر (!)متجدد ...

به یاد چهارشنبه سوری می افتم که بهانه ای است برای کشف حجاب اجباری

اما در آن هنگام که تهران در شور و هیجان این موفقیت ورزشی می سوخت
یک پرسش برای بسیاری ( و البته بازهم اقلیت ) بی پاسخ بود :
بر سر گنجی چه آمده است ؟
بوی دهان بیان کند تو به زبان بیان مکن
می گفت : روزی خواهد آمد که با حسرت بگویی کجایی که به ما گفتی و ندانستیم .
می گفت : روز آسوده نخواهی داشت . زندگی سراسر نبرد است . هر سنگ که از پیش پای برداری سنگ دیگری را در برابرت خواهی یافت .
پدرش بود که با او سخن می گفت . چهره ای مغموم و خسته از فرط گذر از دوران ها ؛ گذر از آن همه نبرد پی در پی ...
می گفت : ترسم از آن روز که پس از مرگ ؛ باری دگر در روزقیامت چشم به چشم این مردم باز کنم .
نمی دانست پدر از کدام زخمه کهنه سخن می گوید .
پدر آرام گرفت و به ابدیت پیوست . اینک پسر می رود تا بیاندیشد اکنون ؛ بر آنچه بر او می رود !
از عاقبت خود می ترسد . می داند که این حس بیگانگی و دلتنگی های دمادم کار دستش خواهد داد .
در کار طبیعت انگار اشتباهی رخ داده است . می داند ...
عسلويه موزه نيست
همه سازمانها و نهادهاي دولتي، هر از گاهي براي به نمايش در آوردن آنچه دستاورد خويش مينامند از بخشي از اقشار تأثيرگذار جامعه نظير خبرنگاران، روزنامهنگاران، معلمان و اهالي فرهنگ و... دعوت ميكنند تا ساعاتي را ميهمانشان باشند. عسلويه هم چندي است كه پس از دهههاي متمادي فراموشي، اكنون دمادم ميزبان اين دست ميهمانان است. بيشك اين روش تبليغ مانند هر شيوه ديگري هزينهاي در بر خواهد داشت كه بايد از بودجه سازماني خرج شود. اميد است كه عسلويه را آنگونه كه هست معرفي كنيم و تلاش مسوولان بر آن باشد تا سطح آگاهي مردم نسبت به آن ثروتي كه در دست داريم ارتقا يابد، نه آنكه چنين سفرهايي تنها رفع تكليفي براي خرج بودجهها و ثبت در كارنامه روابط عموميها باشد و مسافر آفتاب خورده ما در بازگشت، هماني باشد كه بود!
سه شنبه 10 خرداد 1384
جوابيه روابط عمومي وزارت نفت
در صفحه (4) روزنامه "جهانصنعت" مورخ 10 خرداد 1384 مطلبي تحت عنوان "عسلويه موزه نيست" چاپ شده است كه با تشكر از حساسيت آن روزنامه محترم نسبت به تحولات صنعت نفت و مطلوبيت اطلاعرساني توضيحاتي را به شرح ذيل متذكر ميشود.
1- بازديد اقشار تأثيرگذار جامعه از جمله: خبرنگاران، معلمان، صاحبان صنايع، اهالي فرهنگ و... از طرحهاي مهم صنعتي و آشنايي آنان با دستاوردهاي سترگ عرصه صنعت و اقتصاد، نه تنها مذموم نيست بلكه بهدليل اثرات فراوان آن مرسوم و با اهميت است كمااينكه شركتهاي مهم صنعتي دنيا با صرف هزينههاي بسيار زياد حتي از اقشار تأثيرگذار ساير كشورها براي بازديد از فعاليتهاي شركت خود دعوت ميكنند.
2- مردم عزيز و فهيم كشورمان حق دارند از پيشرفتهاي صنعتي كشور خود از جمله منطقه عسلويه كه ديري در محروميت و فقر بسر برده و اينك در اثر تلاش و توانمندي فرزندان سختكوش اين مرز و بوم ميرود به مهمترين قطب صنعتي و اقتصادي كشور و حتي جهان بدل شود، آگاه شوند بهويژه در شرايطي كه معاندان و دشمنان اين آب و خاك سعي ميكنند با انواع ترفندها وحيلهها، توانايي و شايستگيهاي متخصصان و مديران كشورمان را زير سؤال برده و احساسات ملي مردم را جريحهدار كنند.
3- آيا روابط عموميها وظيفه و رسالتي مهمتر از اطلاعرساني و جلب افكار عمومي نسبت به تحولات و پيشرفتهاي حوزه فعاليت خود دارند؟ و آيا اين قبيل بازديدها مشخصاً بازديد اقشار مختلف مردم از تأسيسات عظيم پارسجنوبي در عسلويه نتيجهاي دربرنداشته و عمدتاً بيفايده بوده است؟ بعيد است با شناختي كه از همكاران ساعي و هوشمند آن روزنامه وزين حاصل است، چنين ذهنيتي را دارا باشند. معالوصف اعتقاد ما بر اين است كه اين قبيل بازديدها هر چند مستلزم صرف هزينه است اما هزينهاي است كه هرگز به هدر نمي رود و يا به عبارت ديگر سرمايهگذارياي است كه عوايد آن در قبال هزينه بسيار ناچيز است. كمترين تأثير آن باور خلاقيت، توانايي و عزم خللناپذير سربازان گمنام جبهههاي صنعتي و اقتصادي كشور است كه در سختترين شرايط كاري و اقليمي فداكارانه به جهت اقتدار و اعتلاي بنيههاي صنعتي و اقتصادي كشور خود ميكوشند و خم به ابرو نيز برنميآورند.
دوشنبه 16 خرداد 1384
من که نمی فهمم ارتباط معنایی این دو مطلب با هم چیست ؟
******
این هم عکسی از اکبر گنجی در تحریریه اقبال
که در صفحه اول روزگذشته این روزنامه منشر شد

مانده پای آبله از راهی دراز
این انتخابات هم مکافاتی است . فکر نمی کنم در هیچ کجای دنیا بشود ملتی را چون ما اینقدر سیاسی یافت . مردمی که از سیاست فقط سینه زدن را در سطوح پایین و پول پارو کردن را در سطوح بالا خوب دانسته اند . ملتی که کمتر از تاریخ خود می آموزد و بیشتر بر ندانسته های خود مهر دانایی می زند . ملتی که خواص اش رفته رفته اقلیت به توان صد می شود و عوام اش از پی نان و قوت خود به چنگ و دندان متوصل شده اند در جنگ هر روزه با یکدیگر .
زمانه خوشی نیست . زمانه ای که از فکر و دل مردم جدا ساخته نمی شود . به شدت چهره ها از پس نفاب ها گم می شوند و زندگی ها دو گانه .
راستی راست نیست و مرز دروغ و راست یک مو است . دیگر جنگل بودن این جامعه تبدیل به یک باور پنهان شده است . همه چیز در گرو قدرت است . همه چیز حتی فکر و عقیده . راستی ؛ فکری هم مگر باقی است در این مهلکه ؟ در این دره بلا خیز ؟ حالم از روزنامه هایمان به هم می خورد . حالم از همه به هم می خورد . در جلسه انجمن صنفی روزنامه نگاران ؛ آنکسی که نامه گنجی را با صدایی رسا – سینه سپر کرده – می خواند یکبار با من همکلام شده بود که بگویدم روزنامه حرفه ای یعنی چه ؟ ماحصل کلام اش این بود : روزنامه حرفه ای برای آنکسی می نویسد که بیشتر پول دهد ! می خواستم پس از پایان جلسه بگویمش امروز چه کسی به تو پول داده ؟ مردک قرار است جانشین مدیر مسوول یک روزنامه شود . بیچاره این مردم که روزنامه نگارانشان اینان اند . حالم از همه بهم می خورد . این آقایان خود فروش کم نیستند . فرق در این است که در کدام جبهه سینه می زنند ! همین ...