تبليغاتX
وبلاگ علی خردپیر
ALI KHERADPIR
علی خردپیر
جمعه 31 تیر1384

   قائم مقام مديرعامل شركت مهندسي و توسعه نفت:

      تأخير در برنامه بود،نه در بهره‌برداري‌

تاكنون بيش از 23 ميليون بشكه نفت خام از ميدان دارخوين توليد شده است. علي‌اكبر وحيدي آل‌آقا، قائم مقام مديرعامل شركت مهندسي و توسعه نفت روز گذشته در جمع خبرنگاران حضور يافت.
آل‌آقا در اين نشست كه به منظور توجيه خبرنگاران پيش از افتتاح رسمي فاز اول ميدان دارخوين ترتيب داده شده بود از تأخير يك‌ساله پيمانكار در اجراي برنامه زمانبندي خبر داد.
وي در پاسخ به پرسش‌هاي متعدد خبرنگاران پيرامون اجراي عمليات مطابق با برنامه زمانبندي گفت: از تيرماه سال گذشته ميدان دارخوين به توليد رسيد ولي برنامه‌هاي جانبي مطابق با شرح كار پيمانكار به اجرا نرسيده بود. براي نمونه سيستم كنترل در آن موقع يك سيستم موقت بود.
اين مدير نفتي يادآور شد كه قطعاً اين تأخير آثار منفي مالي براي ايران نداشته است چرا كه براي دستيابي به درآمد احتياج به توليد بود كه طبق برنامه به آن رسيديم.

ارزان‌ترين قرارداد نفتي‌

به اعتقاد آل‌آقا، ميدان نفتي دارخوين كه روز شنبه به افتتاح رسمي خواهد رسيد، يكي از پرصرفه‌ترين پروژه‌هاي بيع‌متقابل ايران است.
وي گفت: اين قرارداد همچنين ارزان‌ترين قراردادي است كه تاكنون منعقد شده است. به گفته آل‌آقا در قرارداد ذكرشده است كه در فاز 1 پس از 32 ماه بدون تزريق گاز پيمانكار بايد به توليد رسد. براي اين منظور 3/135 ميليون دلار و همراه با عمليات تزريق گاز 180 ميليون دلار پاداش پيمانكار در نظر گرفته شده است.
قائم مقام مديرعامل شركت مهندسي و توسعه نفت خاطرنشان ساخت كه تاكنون 59 ميليون دلار از محل درآمد به پيمانكار (شركت ايتاليايي اني) پرداخت شده است. اين در حالي است كه ادعاي "اني" بيش از اين رقم است. همچنين بازپرداخت به پيمانكار مطابق با قرارداد منعقده 62 ماه است.
از سويي بازيافت سرمايه مطابق با برآوردها بين يك تا دو سال برآورد مي‌شود.
آل‌آقا تأكيد مي‌كند كه عنوان بازگشت سرمايه براي پروژه‌هاي نفتي مي‌تواند گمراه‌كننده باشد. وي افزود: سقف نرخ بازگشت سرمايه 94/13 درصد در فاز 1 و 92/13 درصد در فاز 2 براي پيمانكار عنوان شده است.

 فاز دوم: آذر 85

براساس گزارش رسمي شركت اني تا 10 خردادماه امسال در فاز 2 ميدان دارخوين 32 درصد پيشرفت حاصل شده است. آل‌آقا گفت: "تأخير در فاز 1 لزوماً به‌صورت زنجيره‌اي بر روي فاز 2 اثرگذار نيست بلكه اين فاز به‌صورت مجزا تعريف شده است. به گفته وي 548 ميليون دلار ارزش قرارداد فاز 2 اين ميدان نفتي است كه به‌صورت بيع‌متقابل با شركت اني منعقد شده است. هدف از توسعه اين فاز استحصال روزانه 160 هزار بشكه نفت خام به همراه تزريق 280 ميليون فوت‌مكعب گاز است.
براساس اطلاعات موجود اين فاز اكنون از 28/32 درصد پيشرفت برخوردار است و با مقايسه با برنامه زمانبندي كه پيشرفت 28/33 درصدي را در نظر گرفته است مسوولان از روند كار رضايت دارند.
عمليات اجرايي طرح توسعه فاز دوم ميدان دارخوين بايد آذرماه سال 1385 به پايان رسد و به كارفرما تحويل داده شود.

توليد يعني بهره‌برداري‌

 فاز اول ميدان نفتي دارخوين از نظر زمان تحويل به كارفرما داراي تأخير قابل ملاحظه‌اي است. قائم مقام مديرعامل شركت مهندسي و توسعه نفت ضمن بيان اينكه توليد 50 هزار بشكه‌اي طبق برنامه زمانبندي صورت گرفته است به تأخير پيمانكار در اجراي شرح وظايف قيد شده در قرارداد اشاره دارد. اين در حالي است كه بهرام كاكولكي، سرپرست مهندسي نفت اين طرح پافشاري مي‌كند كه هيچ‌گونه تأخيري وجود نداشته است.
آل‌آقا گفت: "فاز اول دارخوين قرار بود كه 11 ارديبهشت 83 به كارفرما تحويل داده شود، البته در آن زمان به توليد رسيديم اما افتتاح رسمي آن يك‌سال به تأخير افتاد چرا كه شرح كار پيمانكار آنگونه كه بايد صورت نگرفته بود. اين تأخير در اجراي برنامه است و نه در رسيدن به توليد. بنابراين از نظر کارشناسي بهره‌برداري به معني توليد است و ما در توليد (بهره‌برداري) هرگز تأخير نداشتيم."
به هر روي ميدان نفتي دارخوين در 85 كيلومتري جنوب اهواز و 35 كيلومتري خرمشهر- آبادان واقع شده است. در اين طرح 40 درصد سهام را شركت نيكو داراست. قرارداد دارخوين 9 تير سال 1380 به شركت اني تفويض شد.
اين ميدان در دو فاز تعريف شده است كه توليد فاز اول در دو قسمت 25 هزار و 50 هزار بشكه در روز در نظر گرفته شد. به گفته كاكولكي از بهمن سال 82 توليد 25 هزار بشكه آغاز و از تيرماه سال گذشته نيز توليد به 50 هزار بشكه رسيده است. تيرماه سال 83 و به بهره‌برداري رسيدن فاز اول، آغاز عمليات اجرايي فاز دوم بود كه تاكنون در اين فاز هفت چاه به حفاري رسيده است.
يادآور مي‌شود كه روز شنبه اول مردادماه فاز اول ميدان دارخوين با حضور معاون اول رئيس‌جمهوري به افتتاح رسمي خواهد رسيد.

علي خردپير - پنجشنبه 30 تير 1384 - روزنامه جهان صنعت

+ Link
چهارشنبه 29 تیر1384

مصوبه شوراي نگهبان بيش از همه صنايع برق و نفت را متأثر مي‌كند

 لايحه‌اي كه گم مي‌شود

شوراي نگهبان قانون اساسي، لايحه استفاده از منابع مالي خارجي (فاينانس) را خلاف شرع اسلام عنوان كرده است. اين نخستين‌باري است كه اين شورا دستور مجمع تشخيص مصلحت نظام را به زمان محدود كرده است. چه ،پيش از اين در سال گذشته، مصوبه مجمع تشخيص دال بر مجاز شمردن استفاده از قراردادهاي فاينانس بود. شايد از اين جهت شوراي نگهبان اينك بدعتي را در برخورد با مصوبه‌هاي مجمع تشخيص اعمال مي‌كند.
آنگونه كه پيش از اين در خبرها آمد بيژن نامدار زنگنه، وزير نفت دو دولت خاتمي و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام از اميدواري خود به تصويب لايحه موردنظر در مجمع سخن گفته بود. اما واقعيت آن است كه بررسي و تجديدنظر بر دستور شوراي نگهبان توسط مجمع تشخيص مصلحت نيازمند زمان و روال طبيعي است و بعيد به نظر مي‌رسد كه تا پايان دولت حاضر به سرانجام برسد. شوراي نگهبان لايحه رد شده را به مجلس بازمي‌گرداند و در صورتي كه اكثريت نمايندگان مجلس و يا هيأت وزيران دولت اصرار بر تجديدنظر داشته باشند در دستور كار مجمع تشخيص مصلحت قرار خواهد گرفت. از ياد نبايد برد كه مجلس اكنون در تعطيلات تابستاني به سر مي‌برد و پس از تنفيذ حكم رياست‌جمهوري اولين جلسه علني خود را برگزار خواهد كرد. بايد ديد كه دولت احمدي‌نژاد با لايحه دولت پيشين چگونه برخورد خواهد كرد؟

برق جا مانده از سرمايه‌

قراردادهاي متكي بر فاينانس از شيوه‌هايي است كه در بسياري از پروژه‌هاي كلان صنعت و اقتصاد كشور به كار گرفته مي‌شود. از جمله مي‌توان به طرح‌هاي پتروشيمي، نيروگاه‌ها و پست‌هاي انتقال برق و قراردادهاي خودروسازي اشاره كرد. در بخش صنعت برق، حدود يك سال و نيم گذشته براي پروژه خط انتقال برق منطقه‌اي خراسان مناقصه‌اي با شرط فاينانس برگزار شد.
از دي ماه سال گذشته نيز تمامي مناقصه‌هاي برق‌هاي منطقه‌اي كشور به اين شيوه برگزار شده است كه البته بيشتر آنها بي‌نتيجه ماندند. نكته حائز اهميت در اين مناقصات آن بود كه به دليل برخوردار نبودن بسياري از پروژه‌هاي برق كشور از مجوز شوراي‌عالي اقتصاد، ضمانت لازم از سوي اين شورا براي دريافت تسهيلات بانكي و استفاده منابع مالي خارجي وجود نداشت.
از سويي ديگر روشن نبودن شرايط فاينانس براي پيمانكاران و درك ناقص كارفرما از انجام چنين پروژه‌هايي با اين شيوه تأمين اعتبار، سبب شد تا پس از انجام مناقصات و دريافت پيشنهادات كماكان اين طرح‌ها بي‌نتيجه بمانند. همچنين با وجود بالا رفتن توانمندي پيمانكاران داخلي وبه تبع آن افزايش شانس آنان در رقابت با نيروهاي خارجي در برگزاري مناقصات ، به دليل كمبود منابع مالي داخلي همچنان پروژه‌هاي صنعت برق در دست كارفرما راكد است. سال گذشته بودجه وزارت نيرو در بخش انتقال برق بسيار كاهش يافت كه پيگيري‌هاي حبيب‌الله بيطرف را دربرداشت و قسمتي از آن اصلاح شد، اما هنوز هم كمبود منابع مالي از مهم‌ترين معضل‌هاي وزارت نيرو است.غيرشرعي خوانده شدن فاينانس و انسداد اين راه در برابر صنعت برق مسلماً خبري خوش نيست.

نفتي‌ها و مجمع تشخيص مصلحت‌

از نخستين مسوولان دولتي كه در برابر رد لايحه استفاده از منابع مالي خارجي توسط شوراي نگهبان اعلام موضع كرد، وزير نفت بود. اين خود حساسيت صنعت نفت را نسبت به اين موضوع گوشزد مي‌كند برخلاف وزارت نيرو، مديران نفتي به صراحت درباره فاينانس سخن گفتند.
اكبر تركان، مديرعامل شركت نفت و گاز پارس نيز مانند بيژن نامدار زنگنه اميدوار است كه مسأله در مجمع تشخيص مصلحت نظام، حل و فصل شود. تركان گفت: از آنجايي كه قرار است طبق سند چشم‌انداز 20 ساله با دنيا تعامل داشته باشيم و بانك‌هاي خارجي نيز قوانيني دارند كه با تغيير قوانين داخلي ما تغيير نمي‌كند. بنابراين، اين مصوبه در مجمع تشخيص مصلحت مورد تأييد قرار خواهد گرفت. وي در ادامه گفت: اگر اعضاي شوراي نگهبان هم روي صندلي مجمع تشخيص مصلحت بنشينند، نظرشان با زماني كه روي صندلي شوراي نگهبان بوده‌اند، فرق مي‌كند و آنها هم بنا بر مصلحت كشور نظر خواهند داد.
از ديگر سو، محمدرضا پويشمن، دبير انجمن سازندگان تجهيزات صنعت نفت با اشاره به اينكه شيوه تأمين منابع مالي پروژه‌ها از طريق فاينانس و بيع‌متقابل قوانين خاصي را داراست، به ايسنا گفت: كشورهاي فاينانس‌دهنده نمي‌توانند بيش از 15 درصد از پروژه را در اختيار كشور دريافت‌كننده فاينانس قرار دهند كه اين مسأله با قانون حداكثر استفاده از توان داخلي مغايرت دارد.
با وجود همه اميدواري‌ها و حتي انتقادات موجود بايد ديد كه در صورت بازپس‌گيري اين لايحه در دولت آينده، جايگزين ارائه شده براي تحقق اهداف چشم‌انداز 20 ساله نظام چه خواهد بود؟

علي خردپير - دوشنبه 27 تير 1384 - روزنامه جهان صنعت

+ Link
یکشنبه 26 تیر1384


                       شمس و عبور از خط قرمز

بهار سال گذشته خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا ) با کورش شمس روزنامه نگار با سابقه و دوست داشتنی حوزه فناوری ارتباطات گفتگویی کوتاه انجام داد که هنوز هم خواندنی است . شمس که علیرغم جوانی در میان خبرنگاران حوزه فناوری ارتباطات به پیر آی تی نویسی ایران شهرت دارد در این گفتگو به نکات ظریفی اشاره کرده است . سایت پر خواننده و خبری گویا نیز همان موقع به نقل از ایسنا این گفتگو را منتشر ساخت.اکنون که روز به روز بر تعداد وبلاگ ها و وبلاگ نویسان افزوده می شود ؛ باز انتشار آن شاید جذاب باشد. با هم بخوانیم:

كوروش شمس” روزنامه‌نگار حوزه‌ي فناوري اطلاعات و ارتباطات در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس ارتباطات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: وبلاگ‌ها در شرايطي به دنيا آمدند كه قرار بود هيچ محدوديتي را نپذيرند، به همين دليل خودشان را در چارچوب ادبيات نوشتاري رايج قرار ندادند؛ يعني با زباني بسيار ساده و عامه وارد شدند و شروع به انتشار اطلاعات كردند.
شمس، افزود: اولين وبلاگ فارسي در ايران حدودا كمتر از 3 سال پيش روي شبكه قرار گرفت كه هيچ خط مشي مشخصي را دنبال نمي‌كرد و فقط منتشر مي‌شد تا از ابزاري كه به عنوان وبلاگ در اختيار كاربران گذاشته بودند استفاده شود.
وي، ادامه داد: اولين وبلاگ‌هاي انتشار يافته در محيط وب، به خاطرات و نقطه نظرات شخصي افراد مي‌پرداخت و بعد از مدتي با زياد شدن تعداد وب‌لاگ‌ها، گستره‌ي كاربري آن‌ها در كشور افزايش يافت.
شمس، تاكيد كرد: با گذشت كمتر از 3 سال از تولد پديده‌ي وبلاگ نويسي فارسي، نزديك به 60 هزار وبلاگ فارسي زبان روي محيط اينترنت قرار گرفت و اين نشان مي‌دهد كه اقشار و بخش‌هاي مختلف جامعه با ديدگاه‌ها و كاربردهاي متفاوتي از اين وسيله‌ي اطلاع رساني و ارتباطي استفاده مي‌كنند.
شمس، در خصوص سبك نوشتاري وب لاگ، گفت: اين سبك فوق العاده ساده‌يي است كه ما حتي در تعاملات اجتماعي روزانه نيز به طور معمول از آن استفاده مي‌كنيم، ولي وقتي كه وبلاگ‌ها تخصصي و خبري شوند طبيعتا ادبيات خاص خودشان را دارا مي‌باشند، كه تحت عنوان ادبيات وبلاگ‌هاي تخصصي و يا خبري مطرح مي‌شود.
شمس، يكي از نقاط ضعف وب‌لاگ‌هاي تخصصي را استفاده از ادبيات وبلاگي عامه پسند ذكر كرد.
وي، گفت: بايد نوع نوشتار و گويش وبلاگ‌هاي تخصصي با وبلاگ‌هاي عادي فرق داشته باشد، يعني متناسب با سطح اطلاعات مخاطب باشد.
شمس، تصريح كرد: فلسفه‌ي وجودي وبلاگ رد شدن از خط قرمزي بود كه هميشه نهادهاي نظارتي براي كار رسانه‌ها قرار مي‌دادند. وب لاگ آمد تا محدوديت‌ها را بكشند. حق طبيعي يك رسانه است كه از آزادي كامل برخوردار باشد.
شمس، خاطر نشان كرد: اگر توليد كنندگان محتوا به درك و شعور حرفه‌يي برسند كه وقتي اخبار و اطلاعات را روي سايت مي‌گذارند يك سري از نكات پايه‌يي و اصول را رعايت كنند، ديگر احتياج به نظارت و كنترل نيست.
انجام كنترلي كه محتوا را قبل از توليد تحت تاثير قرار دهد صلاح نيست.
شمس، در خصوص نفوذ وبلاگ‌ها در جامعه، گفت: كاربري اينترنت و ضريب نفوذ اينترنت در جامعه، خانواده و سازمان‌ها، در حال افزايش است و در دوره‌يي كه زمينه‌هايش فراهم شود، جاي رسانه‌هاي چاپي و حتي تلويزيوني را خواهد گرفت.
شمس، اظهار داشت: اين اتفاق به دو موضوع بستگي دارد. يكي زير ساخت ارتباطي مناسب كه مردم بتوانند متناسب با تغيير عادات ارتباطي‌شان از بازارهاي جديد استفاده كنند و ديگر اين كه وبلاگ‌ها اگر بخواهند با پراكندگي ساختاري پيش روند به طبع نمي‌توانند به عنوان يك رسانه به مردم كمك كنند.
وي، در پايان گفت:‌ وبلاگ ابزاري رسانه‌يي از يك رسانه‌ي تمام به مفهوم واقعي است. ما بايد از غرض ورزي‌هاي شخصي در درون وبلاگ‌ها فاصله‌ بگيريم و به مسايل حاشيه‌يي بي اهميت در دورن وبلاگ‌هاي خبري نپردازيم.

+ Link
یکشنبه 26 تیر1384

                    افشاگري‌هاي فيلتر شده!

دولت اصلاحات آخرين روزهاي خود را پشت سر مي‌گذارد. رئيس‌جمهوري محبوب كم‌كم رئيس‌جمهور سابق خوانده مي‌شود.
طي ماه‌هاي اخير تعدادي از طرح‌هاي اقتصادي به‌عنوان دستاوردهاي اين دولت يكي پس از ديگري به افتتاح رسمي و بهره‌برداري رسيد. فازهاي 4 و 5 ميدان گازي پارس‌جنوبي و پنج طرح پتروشيمي در ماهشهر،از اين دست پروژه‌ها بودند.
شنبه هفته آينده نيز ميدان نفتي دارخوين را معاون اول رئيس‌جمهور افتتاح خواهد كرد. در كنارهمه تلاش‌هاي صورت گرفته، موجي از تحقيق، تفحص‌ و نشانه‌گيري‌ها نيز عليه چنين طرح‌هايي به راه افتاده است. در مجلس هفتم ابتدا بحث تفحص از فعاليت‌هاي شركت ملي صنايع پتروشيمي به راه افتاد و سپس منجر به تشكيل كميته تحقيق از كل وزارت نفت شد.
روز گذشته نيز، دفتر مطالعات زيربنايي مركز پژوهش‌هاي مجلس خبري را براي جرايد و خبرگزاري‌هاي داخلي ارسال كرد كه حاكي از تخلف شركت ملي صنايع پتروشيمي در مناقصه دو طرح بزرگ بود. مركز پژوهش‌هاي مجلس اساساً نه تنها مجاز بلكه بنا بر اختصاص بودجه‌هاي چشمگير موظف به تحقيق و ارائه گزارش از تمامي حوزه‌هاي داخلي است، اما اينكه از تهيه يك گزارش- كه قاعدتاً بايد براساس انبوهي از اطلاعات موثق شكل گرفته باشد- تنها يك برگ خبر در دست رسانه‌هاي كشور قرار گيرد جاي پرسش دارد. مجلسي كه با شعارهاي مردم‌دوستي و شفاف‌سازي و جلوگيري از اتفاقاتي چون قرارداد تركمانچاي بر سر كار آمده است نبايد نسبت به خروجي اطلاعات و اخبار خود چنين رويه محافظه‌كارانه‌اي را پيش گيرد، چه، رسانه‌ها و به ويژه مطبوعات در حد فاصل بين مسوولان و ملت قرار دارند و به عبارتي روشن‌تر وظيفه خطير روشنگري و اطلاع‌رساني را بر دوش مي‌كشند. اين مهم البته ميسر نخواهد شد مگر با همكاري مسوولاني كه به نمايندگي از مردم بر كرسي‌هاي مجلس نشسته‌اند. زمان زيادي از تأسيس واحد اطلاع‌رساني در مركز پژوهش‌هاي مجلس نمي‌گذرد. اگر قرار بر ارائه نتيجه يك تحقيق به مردم باشد،‌ چرا و براساس چه تفكري بايد نتايج را از فيلتر رد كرد و غربال شده منتشر ساخت؟
در ابتدا مي‌شد دل‌خوش داشت كه اين واحد بتواند در ارتباط با جامعه خبرنگاران نقش مفيد و مؤثري را ايفا كند. اينك اما آنچه پيداست واحد اطلاع‌رساني، به دفتري براي اعمال فيلترينگ اخبار و اطلاعات مركز پژوهش‌ها بدل شده است و از اين روي از رسالت اصلي خود بازمانده است.
بر اين باوريم كه دليل قانع‌كننده‌اي براي جلوگيري از دسترسي خبرنگاران به گزارش‌ها و تحقيقات تهيه شده در اين مركز وجود ندارد و اين در حالي است كه به دستور مسوولان مركز پژوهش‌هاي مجلس هفتم، اهالي مطبوعات امكان استفاده از اصل گزارش‌ها را نخواهند داشت و به اين ترتيب اين‌گونه القا مي‌شود كه بايد به همان خبر ارسالي بسنده شود.
دودلي و بي‌اعتمادي در برخورد با ركن چهارم دموكراسي پسنديده نيست. مجلس خانه ملت و مطبوعات، نامه‌هاي مردمند. اگر به آنچه مي‌گوييد و آنچه له يا عليه نهادي تهيه مي‌كنيد اعتقاد داريد، آن‌گونه كه بايد كمال و تمام آن را منتشر سازيد. بي‌شك مردم نيز استقبال خواهند كرد.

علي خردپير -  يکشنبه 26 تير 1384- روزنامه جهان صنعت

+ Link
جمعه 24 تیر1384

آی آدمها ... ! آی آدمها ... ! آیا او را می شناسید ؟

عکس از وبلاگ حنیف مزروعی

+ Link
پنجشنبه 23 تیر1384

+ Link
دوشنبه 20 تیر1384

مرور کردن را دوست دارم . گویی هر بار چیزی تازه یافت می شود . نگاهی دیگر همراهی می کند این خویشتن خویش مرا . منشور جهانی حقوق بشر را همه می دانیم . هر از گاهی بد نیست که مروری کنیم این مجموعه گردآوری شده ی حقوق خود را . اگر باور داریم که ما هم چنان هر مای دیگری از جمع بشر جدا نیستیم . حق طبیعی انسان نه ایدئولوژیک است و نه ریشه در مکتب ها دارد . حقوق انسان آنی است که جز آن احساس حقارت می کنیم . با هم بخوانیم هر کجای این دنیا کوچک که هستیم .

اعلاميه‌ء جهانی حقوق بشر

گرد آوری و انتشار : ١٠ دسامبر ١٩٤٨

+ Link
شنبه 18 تیر1384

در میان ناکسان این جهان به فکر آینده ام


 

1- هفته ای که گذشت ؛ پایان خوشی نداشت . خرابکاری روز پنجشنبه در لندن براساس آمار تاکنون 700 مجروح و 50 نفر کشته بر جای گذاشته است . انفجار های لندن باری دیگر تداعی کننده حملات تروریستی القاعده در مادرید بود . تمام شبکه حمل و نقل زیرزمینی لندن تعطیل شد .

دلهره و اضطراب اروپا را در خود فرو برد و این در حالی بود که سران هشت کشور صنعتی جهان در اسکاتلند گرد هم آمده اند تا طرح فردای این زمین را بریزند . تهاجم  کور تروریستی مرد و زن ؛ پیر و جوان ؛ فقیر و غنی نمی شناسد . مرگ برای بقای یک اقلیت متحجر تنها دلیل این گونه حرکات است . به راستی برنامه ریزان تروریسم چگونه می اندیشند ؟ کسانی که ناکسان این جهان اند و جز خشونت آموزه ای دیگر در چنته خویش ندارند . خطر تروریسم اکنون در همه جای این دهکده بیخ گوش ماست . چه در میدان امام حسین ( تهران ) و چه در نیویورک یا یک شهر اروپایی . چه در تل آویو و چه در یغداد . طالبانیسم طاعونی است که تشنه به جشن نشستن مرگ انسان ها است . و حالا این من و این تو در برابر فردا .

  

Search for bomb missing continues

 

photo by : BBC

 

2- اوضاع مطبوعات بیش از پیش از درون به هم ریخته است . روزنامه توسعه که با کادری جدید به منظور حمایت مستقیم از کاندیداتوری علی اکبر هاشمی رفسنجانی احیا شده بود پیش از اعلام نتایج انتخابات ( خود خواسته ) تعطیل شد . حیات نو اقتصادی هم پس از آنکه به سوی حمایت از قالیباف تغییر موضع داده بود با یک استعفای دسته جمعی از سوی اعضای تحریریه روبه رو شد . کادری جدید به صورت پیمانکاری هدایت و انتشار را بر عهده گرفت اما  در انتها به تعطیلی رسید . ماجرای توقیف اقبال هم که در همه جا پیچید . آفتاب یزد اما پس از توقیف کوتاه مدت منتشر شد . شنیده می شود که مدیر مسوول صدای عدالت هم تغییر خواهد کرد . یونس شکرخواه از سایت جام جم وابسته به روزنامه جام جم بیرون زد .

 صفار هرندی سردبیر کیهان پس از سالهای متمادی با کیهان خداحافظی کرد و صفحه " نسل سوم " این روزنامه هم طی مصاحبه ای باسمه ای او را محبوب ترین سردبیر دنیا نامید !
این سوی در روزنامه جهان صنعت ولوله ای است . البته نه فقط از آن باب که نتیجه انتخابات کار را شاید سخت تر کرده باشد بلکه شنیده می شود به زودی زود تغییرات اساسی در تحریریه به فرمان مدیر مسوول و مشاوران خردمندش ! صورت خواهد گرفت . آینده خوبی در انتظار جهان صنعت نیست . مطمئن هستم .

 

+ Link
دوشنبه 13 تیر1384

            پيله‌اي كه دير يا زود شكاف مي‌خورد

1- بازي ندادن بخش خصوصي در اقتصاد، صنعت و تجارت كشور براساس نگاه دولتي- انحصاري حاكم، تاكنون سبب شده است كه اين بخش با همه سرمايه و توانايي‌هاي خود در پس ميدان رقابت و حاشيه‌هاي گود سودآوري بنشيند.
كم نبوده و نيستند سرمايه‌داران و صاحب ايده‌هايي كه اين عرصه تنگ را به حال زار خود واگذارده و اهداف خود را در سرزميني ديگر جست‌وجو كردند. آن عده‌اي هم كه ماندند با هزار تقلا چشم اميد به آينده دارند. آنان دنياي پيرامون را مي‌شناسند و مي‌خواهند بدانند و ببينند كه چقدر شرايط داخلي با وضع موجود امروز اقتصاد غالب دنياي مدرن همگام خواهد شد.
اين واقعيتي است كه نمي‌توان دنيايي كه با شتاب به سوي آزادسازي روابط اقتصادي و سياسي گام برمي‌دارد را، حسب ميل خود به عقب بازگردانيم. نگاه واقع‌بينانه و آينده‌نگر اين نكته را گوشزد مي‌كند كه به محض شكسته شدن بخشي از انحصارات، بخش خصوصي نحيف ايران به سوي اهداف ديرين خود شتاب خواهد گرفت.

 2- اتحاديه صادركنندگان فرآورده‌هاي نفت، گاز و پتروشيمي در سرزميني كه نفت آن جزو انفال محسوب مي‌شود و علاوه بر آن دستيابي به گاز و پتروشيمي نيز در انحصار دولت است نام غريبي است. اگر چه پتروشيمي در طي سال‌هاي اخير مدعي خصوصي‌سازي بود اما مسلماً انتقال سهام از يك بخش دولتي به بخش ديگر در دولت را در هيچ كجا خصوصي‌سازي نمي‌نامند. صادركنندگان فرآورده‌هاي نفت، گاز و پتروشيمي از مجموعه شركت‌هايي شكل ‌يافته كه صادركننده محصولات توليدي از مواداوليه دريافت شده از دست دولت هستند. اين بخش از صادركنندگان، با همه موانع موجود توانسته است در سال گذشته يك ميليارد دلار درآمدآفرين باشد. حال آيا اين امر افتخار دولت ايران خواهد بود يا مايه مباهات بخش خصوصي سرسخت اين كشور؟
البته بعيد نمي‌دانيم كه دست ياران حاكميت هم گهگاه پشتوانه باشد. به هر روي اگر غيردولتي‌هاي ما مي‌توانند با كوهي از مشكلات و ناهمواري‌هاي قانوني و فراقانوني دست و پنجه نرم كنند مي‌توان بسيار اميدوار بود كه در صورت نبود انحصارات بخش خصوصي ما هم به‌سرعت دوران بلوغ خود را طي كند و محتاج توليدات دولت نباشد.

 3- فرسودگي پالايشگاه‌هاي ايران، به روز نشدن تكنولوژي در صنعت پالايش و دولتي بودن اين بخش به جرات زيان‌هاي جبران‌ناپذيري را به اقتصاد كشور و رفاه اجتماعي ملت وارد ساخته است. وقتي در جهان سوم دولت حاكم بر صنعت پالايش شد،‌ ديگر نيازي به رقابت با جهان در خود نمي‌بيند، چه خود گرفتار تأمين نياز داخلي است.
روزي ساخت پالايشگاه، اقتصادي و روزي غيراقتصادي خوانده مي‌شود ولي نيازها و نقاط ضعف همچنان مانند زخمي سرگشاده باقي مي‌ماند. اگر روزي هم بخش خصوصي را فرا خوانند، كهنگي اين پالايشگاه‌ها سرمايه‌گذار را در فكر تأسيس دوباره چنين تأسيساتي فرو مي‌برد. اما مسلم آن است كه بخش خصوصي به‌دليل آنكه نيازمند رقابت است بي‌ترديد مجبور به ارتقاي سطح كيفي خواهد بود.
امروزه اگر چه صادركنندگان غيردولتي فرآورده‌هاي كم‌اهميت‌تر نفت و گاز و پتروشيمي هنوز مواد اوليه خود را از دولت دريافت مي‌كنند اما نبايد اين گمان را از ذهن دور ساخت كه در صورتي كه سطح كيفي محصولات اوليه نتواند با مشابه خود در كشورهاي پيشرو و حتي در منطقه خليج‌فارس رقابت كند به‌طور حتم توليدكننده غيردولتي را از خود خواهد راند. توليدكنندگان با در نظر داشتن نرخ رقابتي براي خود نمي‌توانند در روند رقابت بازار جهاني قرار نگيرند. اين راهي است كه بخش خصوصي از پيله خود بيرون زند.مسوولان صنعت پالايش نفت و گاز به ياد داشته باشند كه نبايد منتظر ماند تا نياز به تكنولوژي برتر براي پالايش نفت سنگين ايران به مانند مسأله توليد بنزين كشور تبديل به يك بحران هر ساله شود.

 علي خردپير - جهان صنعت

+ Link
دوشنبه 13 تیر1384

هر قطره ای در این ره صد بحر آتشین است          دردا که این معما شرح و بیان ندارد           مولوی

 

+ Link
شنبه 11 تیر1384

چیزی دراین نزدیکی فراموش شد

 

این مثل واقعیت دارد که هیچ ماست فروشی نمی گوید ماست من ترش است . چه ؛ اگر نگوییم که همه دارایی اش همانی است که به میان آورده ؛ لااقل می دانیم که از فروش آن ؛ هزینه زیست اش تامین می شود .

ماست فروش این مثل ؛ نمی خواهد – و هرگز نمی تواند – با اعتراف به ترش بودن یا به تعبیری نامرغوبی کالای خود – به عبارتی خودمانی – زیر آب خود را بزند . پس اول بار لجوجانه اصرار می کند که این کالا بهترین است و برتر از آن نیست . از آن پس هم از آنجا که ماست ترش – لااقل در این دیار – غالب بر بازار است ؛ باز هم با قیافه ای حق به جانب  کالای بی کیفیت خود را برای عرضه پیش روی خلق می نهد . خیالش آسوده است که خریدار همیشه وجود دارد !

حکایت ماست فروشان مدعی ؛ حکایت تلخ مطبوعات ایران به ویژه روزنامه ها است . روزنامه هایی که متلک " روزی نامه " را به  یک عنوان حقیقی و آشکار بدل ساخته اند . این بار فروشندگان می دانند که اگر محصول را نتوانند به حد مطلوب عرضه کنند باکی نیست . چه ؛ بازار دیگری هم در آن پس پرده گرم است . دیگر بحث مشتری ( مخاطب ) هم در میان نیست . کیست که نداند در این مملکت حس خواندن در میان توده ها از میان رفته است .

پس از دوم خرداد بود که به مدد سیاسیون جبهه اصلاحات ؛ یک جریان مطبوعاتی توانست مردم و به ویژه قشر دانشجو را به سوی خواندن هر روزه سوق دهد .اما دیری نپایید که بگیر و ببند های حکومتی به بهار سیاسی مطبوعات ایران پس از انقلاب پایان داد.

اوج رکورد فروش روزنامه دراین کشور68 میلیونی ؛ تنها 450 هزار نسخه بود که برای روزنامه" صبح امروز " شان و منزلت کسب کرد . این نه از آن دست آمار هایی است که صاحبان جراید به وزارت ارشاد برای دریافت کاغد دولتی اعلام می کنند بلکه واقعیتی است که روایت می شود . به هر روی با نگاهی به پیش و پس از آن دوران ؛ در می یابیم که آن زمان به بخشی از اشتیاق مردم در خصوص دانستن ازآنچه پیرامونشان می گذرد پاسخ داده می شد و خود این نکته موید آن است که مطبوعات دوم خردادی اگرچه با اهداف سیاسی- جناحی راه اندازی شدند اما در مجموع می توانستند برایند مناسبی در جهت رشد" خواندن هر روزه" مردم داشته باشند . کم نبودند مردمی که بیش از یک عنوان جریده را تهیه می کردند و برگ به برگ روزنامه های به خانه آورده را دست به دست دربین اعضای خانواده می چرخاندند .

اما این امید هم به ناامیدی بدل شد . انگار قرار نیست تا اطلاع ثانوی مردم هم بخوانند ! پس به مرور اصحاب مطبوعات وطنی محافظه کار شدند تا جایی که رفته رفته روزنامه ها در یک حرکت واپسگرایانه به تلکس هایی مکتوب مبدل شده و روزنامه نگار هم به راهی دیگر – کم درد سر تر و پر درآمد تر – شتافت . حالا روزنامه نگاری که هنوز دو دستی به اخلاقیات چسبیده و نمی خواهد صفحه بفروشد در این موج خود سانسوری هم خویش گم کرده است و هم مخاطب خویش را .

درنگاهی دور از تعارف و ملاحظه کاری های رایج ؛ صاحبان جراید به شدت به بدنه قدرت وابسته اند .دیگر ماست فروش شهر ما برای مشتری خود ارزش قایل نیست . بازار کاغد داغ است ! دولتی ها آگهی های میلیونی می دهند . بخش به ظاهر خصوصی ما اگر از رابطه با نهاد ها جدایش کنی وجود خارجی ندارد پس آگهی های آن هم کاملا در راستای زد و بند است و نه میزان مطلوبیت و مقبولیت جراید .حالا که این جنگ مبتذل برای بقا همه را دلال کرده است چیزی انگار درجایی همین نزدیکی ها  فراموش شده وشاید آن حرفه روزنامه نگاری باشد .

این مطلب در سایت " نثر ما " نیز لینک شد .

+ Link
پنجشنبه 9 تیر1384


هرگز از مرگ نهراسیده ام

اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود

هراس من ؛ باری

همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن

از آزادی آدمی افزون تر باشد

احمد شاملو

+ Link
شنبه 4 تیر1384

روز از نو روزی از نو 

محمود احمدی نژاد ؛ شهردار بسیجی تهران با کسب اکثریت آرا در مرحله دوم انتخابات اخیر ؛ بر صندلی ریاست جمهوری ایران می نشیند . این چهره تازه آشنای جناح راست حاکمیت ؛ توانست از ۲۲ میلیون رای چیزی در حدود ۱۴ میلیون را به خود اختصاص دهد . اگر چه ۲۵ میلیون ایرانی واجد شرایط رای دادند اما تا آن مقطع از شمارش ؛ مشخص شد که رقیب کهنه کار دیگر شناس پیروزی نخواهد داشت .یعنی {به روایت بی بی سی} ۶۰ درصد آرای صندوق ها به احمدی نژاد تعلق گرفت . این نتیجه نهایی انتخاباتی است که منازعات و مناقشات بسیاری را همراه داشت . انتخاباتی که به رویارویی جنوب شهری ها و شمال شهر نشینان کشید . رقابتی که چه در دور اول و چه در دور دوم آن ؛ حرف و حدیث های بسیاری در باب تخلف و تقلب در آن به گوش می رسید. پس از انقلاب این نخستین باری بود که انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم کشیده می شد . دور نخست با بیش از ۴۶ میلیون نفر واجد شرایط ۲۹ میلیون و در دور دوم ۲۵ میلیون نفر پای صندوق ها حاضر شدند . این در حالی است که در دور دوم ۲۵ هزار نفر رای اولی نیز به جمع واجدان شرایط اضافه شده بود . 

چه بخواهیم و چه نخواهیم احمدی نژاد حداقل برای چهار سال ریس جمهور  ایران خواهد بود . ریس جمهوری که اکثریت  مشارکت کنندگان در انتخابات ؛ به او رای داده اند ! به گمانم اهالی کارگزاران هرگز این نتیجه را در حدس های خود نمی آوردند . آنان بر این باور بودند که رفسنجانی با اختلاف کمی از رقیب اش پیش خواهد بود . تلاش های کارگزاران و ائتلاف های عجیب و غریبی چون همسویی "ملی - مذهبی ها" ؛ "جبهه مشارکت " و حتی بخشی از روشنفکران هم کار به جایی نبرد . یاران دیروز اکبر گنجی او را در تب و تاب به دست آوردن قدرت فراموش کردند . حالا تنها دست آویز برای تخلیه قسمتی از بار سنگین این شکست در قمار قدرت ؛ برای حامیان آن عالیجناب ؛ تکفیر تحریمان است ! تحریم کنندگانی که به استناد منابع خبری رسمی در اقلیت بودند و اساسا به هیچ یک از دو کاندیدای مطرح شده رای ندادند . حالا این ملت ایران است و تاریخ باقی مانده پیش روی که باید آن را رقم بزند .

+ Link
چهارشنبه 1 تیر1384

آسان ترین کار آویختن نشان گمراهی و حتی خیانت به گردن آنانی است که مثل ما فکر نمی کنند . می شود چشم را بست ؛ دهان را گشود و فحش داد و ناسزا گفت که البته ناسزا حتما و لزوما آنی نیست که  رکیک باشد بلکه سزاوار و متناسب با مخاطب نیست . می شود اشتباهات را به گردن هم اندازیم . می شود بر توهم توطه پای فشاریم . می شود همیشه خود را عقل کل بدانیم و از انتهای کوی جهل به دیگری طعنه بی سوادی بزنیم . چنان که می کنیم و کرده اند با ما . ماحصل اما چیست ؟ عاقبت کجای این زندگی را به سلامت فتح کرده ایم . چقدر به اخلاق نزدیک بوده ایم و شهروندی آگاه خوانده شدیم ؟

گیرم که در بحث های عصبی و پر تشنج توانستیم کلاممان را چون پتک بر سر هم بکوبیم . فردا چه کسی مدال آگاه ترین شهروند جهان را به ما خواهد داد؟ با این همه ادعا و این همه مایه گذاشتن از افتخارات گذشته ای که کمتر آن را شناخته ایم ؛ چرا اینک از درون چاه همچون عقب افتادگان از تاریخ بشریت ؛ ناخن به دیوار می کشیم و پا روی شانه هم می گذاریم ؟ امروز ما را چه شد با دنیایی از فخر و غرور ؟

  *****

زمان زیادی  از ورودم به تحریریه روزنامه نگذشته  و دو کلامی جز سلام هر روزه رد بدل نشده بود که نشانم داد دست نویس اش را .

مثل همیشه درشت نوشته بود. جوری که هر صفحه را شاید ده سطر پر می کرد . تیتر زده بود :

" جمعه روز رفراندوم است ".

گفت : وقتی تایپ شد می دهم بخوانی ! خواستم چیزی بگویم که نگذاشت . توپش پر بود . گفتم از این تیتر معانی بسیاری می شود تعبیر کرد . گفت : نباید از روی آن قضاوت کنی .

قبول کردم . دستم را به نشانه اطاعت حق ؛ روی چشم گذاشتم و سپاسگذاری کردم از اینکه می خواهد پیش از چاپ نظرش ؛ مرا هم در جریان بگذارد.

دقایقی گذشت . دیگر صحبتی از آن یادداشت بین ما نبود . یکی دو همکار از  تصمیم برای روزجمعه گفتند و پرسیدند .

 نمی دانم چه پیش آمد که مثل بمب ترکید . عصبیت در لحنش هویدا بود .

" کار این مملکت را اگر به دست تو و امثال تو بسپاریم این مملکت هزار تکه می شود . جمهوری های کوچک . جمهوری کردستان . جمهوری آذربایجان و ... در آخر هم این وسط یک جمهوری کوچک می ماند و ما در درونش ! "

از تعجب داشتم شاخ در می آوردم ! چه می گوید ؟!!! من و امثال من ؟

داشتم ربط می دادم این حرف ها را با ترس او از تجزیه شدن ایران به دست ایالات متحده .

کم کم داشتم می فهمیدم که منظورش چیست و مرا چگونه و از چه طریقی می خواهد محکوم کند .

سکوت کردم .

درادامه گفت : " این تفکری که الان تو در 27 سالگی داری من سال 57 در 15 سالگی داشتم

و نتیجه اش هم همین شد . دیگر ما نخواهیم گذاشت که چنین شود !!! "

گفتم : شما درست می گویید و حق باش شما است .

سکوت همکاران سنگین بود و نشان از تعجب آنان داشت . او چه می گوید به دوست خود ؟

من رو به آنان که بهت زده شاهد این دیالوگ بودند گفتم : راست می گوید ؛ آخر نه که من
تجزیه طلبم !!! ؟

خلاصه بار عصبی خود را روی سر من استفراغ کرد و من هم که می دیدم این جناب بر افروخته همان همکار محترم با آن ژست دموکرات ماب نیست تنها سکوت را پیشه کردم .

 

دارد یادم می آید : قبل از اینکه بفهمم " اینجانب" با همه ارادتم به ملت ایران و با همه عشق به تمامیت ارضی این بوم و بر دارم در راه تجزیه ایران گام بر میدارم!!! می گفت که به احتمال 99 درصد روز جمعه رای خواهد داد و شاید این بار تنها یک ضربدر بر روی برگه بر جای گذارد . به او گفتم این کار چه معنی دارد ؟ مگر چند درصد این کار را خواهند کرد تا بازتاب داشته باشد . از این ها گذشته نتیجه آن چه خواهد بود ؟ فکر می کنید اگر 20 میلیون نفر بر فرض  در یک حرکت هماهنگ چنین کنند ؛ فردا به طور رسمی اعلام خواهد شد . وانگهی چه تاثیری بر نتیجه انتخابات می گذارد ؟ آیا جز این است که - در یک نگاه خوش بینانه - هر کدام بیشتر رای آورند  به ریاست جمهوری برگزیده خواهند شد و از آن سو جمعیت حاضر شده در پای صندوق های رای گیری ؛ نشانی از حضور همیشگی امت تعبیر می شود ؟

****

این سکانسی بود از گپ های دوستانه ما ! خدا را شکر که با هم دشمن نیستیم! والا حضرات روزی صد مرتبه ما را تیر باران می فرمودند . جالب است ؛ آنانی که انقلاب کردند و حالا پشیمان هستند می خواهند از ما جوانان نسل سوم انتقام بگیرند !هریک به طریقی ...

+ Link
چهارشنبه 1 تیر1384

نمی ترسم . نمی ترسم . هیچوقت نترسیدم .
می خوانم . بازهم اما از خود گله دارم که چرا اینهمه کم !

نمی خواهم هیچوقت نخواستم بیش از آنچه هستم جلوه کنم
اما می خواهم و همیشه خواستم بیش از آنچه هستم باشم .
اصلا این ها به شما چه ریطی دارد ؟
شما هم مگر می خندید ؟ شما هم مگر گاهی در اوج تنهایی؛
جاده های طولانی گذشته را مثل کودکی که آغوش گرم مادر را می جوید راه می روید ؟
مگر می دانید تنها کیست ؟ مگر شما هم نفس می کشید لابه لای این همه استفراغ ؟
شما ها کی هستید ؟
راستی شام امشب خوش طعم بود . گفتید گور پدر شعر و شعور ؟
گفتید تف به قبر مهربانی و رنگ و آفتاب ؟

صبح عجب حالی داشت آغاز چاپلوسی ؛ هان ؟
با روزنامه یادتان باشد شیشه های پنجره را حسابی تمیز کنید؛
دختر همسایه شب ها لخت می خوابد انگار .

تلویزیون ! گفتگوهای حیدری ! وای عجب خبرنگاری ! خداوند ما را شاگرد او سازد !
 تلویزبون را خاموش کردی چرا ؟ بیا با هم از کار کار انگلیس هاست بگوییم .
حالی دارد آخر ! تکرار مثل نشخوار؛ زیبا ترین بازی هر روزه است .
چه خوب ... چه قدر زندگی دلپذیر است !
تازه چند وقتی است که باران هم نمی بارد ...
آخیش ...

+ Link