تبليغاتX
وبلاگ علی خردپیر
ALI KHERADPIR
علی خردپیر
شنبه 29 مرداد1384

 گزارشگران بدون مرز خبر داد:

 اکبر گنجي رو به بهبود است

همسرگنجی : 
اميدوارم موضوع شكستن اعتصاب غذا صحت داشته باشد،

البته تا زماني كه گنجي را ملاقات نكنم،

نمي‏توانم موضوع شكستن اعتصاب غذاي وي را تاييد يا تكذيب كنم .

همسر اکبر گنجی - عکس از آرش آشوری نیا

 این گزارش را بخوانید

 ***************************

" آی تی " نویس قدیمی وب نویسی را دوباره شروع کرد

پس از مدت ها التماس ؛ خواهش و درخواست از کوروش شمس ؛ روزنامه نگار حوزه فناوری اطلاعات از سوی این حقیر؛ دوباره وی با وبلاگ نویسی آشتی کرد .
شمس که " راه به راه " یا به قول دوستان " ر به ر" با خبرگزاری ایسنا در خصوص مقوله وبلاگ نویسی مصاحبه دارد ؛ خود مدت ها بود که از نوشتن در وبلاگ پرهیز داشت . حالا ما هی گفتیم جون من ؛ جون تو تا اینکه در یک بعد از ظهر تابستانی از خر زیبای شیطان پایین پرید و یک وبلاگ به ثبت رساند . 
احتمالا تا الان این خبر توسط بزرگترین خبرگزاری های جهان به اقصی نقاط کره زمین رسیده باشد . این استاد شمس ما ؛ کلی ناز و عشوه خرج  کرد تا انگشتان مقدس خود را بر صفحه کلید یکی از کامپیوتر های نفتی روزنامه جهان صنعت بگذارد و  به ملت حالی دهد .
آقا حالا خودمانیم اما من هم مصیبتی هستم که بر سر کورش شمس تا اطلاع ثانوی نازل شده ام .

                       وبلاگ استاد شمس را ببینید

+ Link
چهارشنبه 26 مرداد1384

سکوت

 

 

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد

و هر دانه برفی  ؛ به اشکی نریخته می ماند  

 

 

سکوت سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات ناکرده

اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت ؛ حقیقت ما نهفته است

حقیقیت  تو و من

 

مارکوت بیگل
ترجمه: احمد شاملو

 

 

 

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ 

 

 

ترجمه ی " یازده دقیقه "  ؛

داستانی که منتشر نشد را اینجا بخوانید

 

+ Link
جمعه 21 مرداد1384
 
+ Link
پنجشنبه 20 مرداد1384

قائم‌مقام مديرعامل شركت مهندسي و توسعه نفت در گفت‌وگو با جهان‌صنعت:

          ميدان‌هاي مشترك، مديريت مشترك مي‌طلبد

علي‌اكبر وحيدي آل‌آقا براي مسوولان و مديران نفتي و همچنين خبرنگاران اين حوزه خبري كشور چهره‌اي شناخته شده است. وي يكي از پرسابقه‌ترين مهندسان صنعت نفت ايران پس از انقلاب به شمار مي‌آيد. كسي كه فعاليتش از 36 سال پيش و پس از فارغ‌التحصيل شدن از دانشگاه امپريال كالج لندن در مناطق نفت‌خيز جنوب آغاز شد.
وي از جمله فعاليت‌هايي تحت عناوين رئيس عمليات مهندسي مخازن جنوب، رئيس منطقه آقاجري، مدير مهندسي شركت ملي حفاري، مدير مهندسي شركت نفت فلات قاره، مسوول ستاد كنترل چاه‌هاي نوروز، رشادت و رسالت را در كارنامه خود دارد. آل‌آقا همچنين عضو گروه مذاكره‌كننده و مسوول هماهنگي فني (نفتي) دعاوي بيانيه الجزاير بوده است. وي به مدت هشت سال از فروردين 1370 به‌عنوان كارشناس ارشد در دبيرخانه اوپك مشغول بوده است. اين اواخر آل‌آقا بيش از يك سال قائم‌مقام مديرعامل شركت مهندسي و توسعه نفت ايران بوده است و همواره پاسخگوي مسائل فني پروژه‌ها در رابطه‌اي دوستانه با خبرنگاران.
آنچه مي‌خوانيد گفت‌وگويي پيرامون بحث تعامل با شركت‌هاي نفتي خارجي با نگاهي بر نقاط قوت و ضعف صنعت نفت ايران است.
اگرچه اين بحث سر دراز مي‌توانست داشته باشد اما ملاحظات بسياري طرفين گفت‌وگو را بر آن داشت تا به ايجاز سخن گويند.

‌ اساساً تعامل يا مشاركت با شركت‌هاي خارجي با چند روش مي‌تواند صورت گيرد؟

 من فكر مي‌كنم مقصود شما بيشتر، تعامل است. چون اكنون، مشاركت با خارجي‌ها نداريم و يكي از بحث‌هايي كه به تازگي ديدم در مطبوعات مطرح شده است مسأله قراردادهاي مشاركتي است. ما سه نوع تعامل داريم. زماني دو شركت جوينت ونچر (JV) تشكيل مي‌دهند تا با تشكيل يك شركت به سوي هدفي خاص گام بردارند و در مناقصه‌هاي مختلف شركت كنند.
همچنين مي‌توان با شركت ديگري شريك شد كه آن قرارداد مشاركتي بين دو شركت براي انجام يك موضوع است. سومين حالت آن است كه يك شركت خارجي را به كار بگيريم تا با مبلغ مشخصي كاري صورت دهد همه اينها تعامل با شركت‌هاي خارجي است.

 ضرورت اين تعامل را براي صنعت نفت ايران چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

براي ما دو مسأله وجود دارد. يكي آنكه به‌عنوان عضوي از سيستم دولتي طبيعتاً موظف به انجام تصميمات هستيم. دومين مسأله اين است كه من به‌عنوان يك كارشناس نظرات خاص خودم را مي‌توانم داشته باشم كه با ديگر همكارانم ممكن است متفاوت باشد.
من به‌عنوان يك كارشناس صنعت نفت، فكر مي‌كنم كه ارتباط و تعامل با هر نهادي در خارج از كشور از دولت‌ها گرفته تا دانشگاه‌ها و شركت‌ها، تا زماني كه در چارچوب منافع ملي باشد بسيار هم خوب است. چرا كه دنيا در حال پيشرفتي سريع است. اكنون مي‌بينيم كه براي مثال هند و مالزي در زمينه‌هاي فناوري اطلاعات در حال رشد هستند. همه كشورها هم در آن واحد به همه چيز نمي‌رسند و اين تعامل است كه باعث مي‌شود حركت بشري به جلو پيش رود. اين نكته را به‌عنوان يك اصل بيان كردم.
اما در مورد صنعت نفت، از 36 سال پيش اعتقاد داشته‌ام كه بايد كارمان را خودمان انجام دهيم. مقصود من اين است كه نظارت و مديريت آن را بايد در دست خود داشته باشيم. يكي از مسائل مبتلا به، از ابتداي صنعت نفت اين كشور تاكنون اين بوده است كه توسعه ميدان‌هاي نفتي به‌صورت مرحله‌اي و انفجاري بوده است. يعني قبل انقلاب مي‌خواستيم به شش ميليون بشكه دست يابيم. پس از يك دوره فترت در اواخر دهه 40 خورشيدي از توليد بيش از يك ميليون بشكه در روز مي‌خواستيم به سه ميليون دست يابيم. اين امر موجب مي‌شود كه ما براي يك مدت كوتاهي در جست‌وجوي تعداد زيادي از شركت‌هاي خارجي باشيم تا اين كارها را برايمان انجام دهند و چون هدفي داريم كه بايد به سرعت به آن دست يابيم، نمي‌شود كه خودمان سر صبر اين پروژه‌ها را به انجام رسانيم. همين نكته باعث شده است كه ما در طول اين 90 سال با وجود دانش و استعداد بسيار بالا در مقايسه با كشورهايي كه تاريخي 25 ساله در صنعت نفت دارند به پيشرفت قابل ملاحظه‌اي دست نيافته باشيم.
من فكر مي‌كنم اگر اهداف ما درست تعيين شود و منافع ملي ما ايجاب كند ميدان‌هاي نفتي را توسعه دهيم، پس از به كار بردن توانمندي داخلي، اصلاً ايرادي در استفاده از شركت‌هاي خارجي وجود ندارد.

اگر اشتباه نكنم جنابعالي حجم زياد پروژه‌ها را دليل اصلي احتياج ما به شركت‌هاي خارجي مي‌دانيد؟

 در حال حاضر بله، چرا كه تكنولوژي كاربرد علم است و از سه قسمت نرم‌افزار، سخت‌افزار و مغزافزار تشكيل شده است. مغزافزار بايد صاحب تجربه باشد. تنها نكته‌اي كه روي آن دقت نمي‌شود اين است كه ما از لحاظ هوش و دانش در بخش مغزافزار قطعاً چيزي كم نداريم اما اگر تجربه نكرده باشيم اين بخش را ناقص گذاشته‌ايم.
اكنون همچون گذشته نرم‌افزارها در انحصار شركت‌ها نيست، بلكه مي‌توان آن را خريد. در بخش سخت‌افزار نيز بجز چند مورد (به علت حق ثبت‌هاي آمريكايي و تحريم‌هاي صورت گرفته) مي‌توان دسترسي كافي به آنچه مورد نياز است را داشت. به اعتقاد من آن سخت‌افزارهايي كه يك شركت خارجي براي ما مي‌آورد بدون حضور آنان نيز در دسترس ما است و اگر چيزي وجود دارد كه نمي‌توان به آن دست يافت به‌طور مسلم از طريق آنان نيز- باز به علت تحريم‌ها- نمي‌توانيم به آن دست يابيم چون تحريم صرفاً براي شخص خريدار نيست.
در اين ميان متأسفانه يك شركت خارجي در ايران خيلي بهتر مي‌تواند كار انجام دهد تا يك شركت داخلي و دولتي. براي مثال وجود بوروكراسي طويل سبب شده است تا بسياري از امكانات ضروري با تأخير فراوان به دست ما برسد. حال آنكه خارجي‌ها با يك تماس تلفني كارشان صورت مي‌گيرد. پس با محدوديت‌هايي كه ما خودمان ايجاد كرده‌ايم دست‌هاي خود را بسته‌ايم. همچنين در مديريت پروژه‌ها نيز به دليل كم‌تجربه بودن دچار ضعف هستيم كه البته مي‌توان از آن به‌عنوان مهم‌ترين نكته نام برد.

 در بحث مغزافزار و مديريت تأكيدتان بر روي كم‌تجربگي است، ايران با تاريخ 90 ساله نفت دچار چنين ضعفي است كه جاي پرسش بسيار دارد. اگر انحصار شركت‌هاي خارجي را تا 30 سال پيش در نظر بگيريم، چرا لااقل در اين ربع قرن اخير تجربه نيندوختيم؟

پس از پيروزي انقلاب، خيلي بيش از آنچه فكر مي‌كرديم توليدمان صيانتي باشد توليد داشتيم. در آن زمان نيازي به توسعه ميدان‌ها نبود. به عبارتي ديگر بيش از آنچه نياز داشتيم توليد مي‌كرديم. با شروع جنگ تحميلي همه تلاش ما آن بود كه آنچه را كه داريم حفظ كنيم و جنگ را اداره كنيم.
از سويي ديگر عده‌اي با ريختن نفت خود در بازار سبب شدند تا ما از نظر اقتصادي تحت فشار قرار گيريم. وضع به گونه‌اي شده بود كه ميزان توليد ما در سهميه اوپك بسيار كاهش يافته بود. اما جنگ به پايان رسيد در حالي كه نه تنها مصرف داخلي را تأمين كرديم بلكه تا پايان جنگ نيز هنوز صادركننده باقي مانديم. آن زمان دوره توسعه نبود.
خيلي‌ها كه تأخير در ميدان گازي پارس‌جنوبي را خرده مي‌گيرند بايد آن شرايط را درك كنند. ضمن آنكه از همان ابتدا مسأله تحريم هم وجود داشت. اين بار هم پس از پايان جنگ دچار يك مرحله انفجاري در توسعه ميدان‌هاي نفتي شديم. همچنين پيش‌بيني شد كه ظرفيت توليد اوپك بالا خواهد رفت و ما مجبور به افزايش توليد شديم. قطر هم توسعه پارس‌جنوبي را شروع كرده بود. اين‌گونه ما با پروژه‌هاي توسعه‌اي بسياري مواجه شديم وگرنه شايد كارهايي كه براي حفظ توليد بخصوص در جنوب و فلات قاره صورت گرفت، از زمره بهترين ركوردهايي دنيا باشد.

باز هم درخصوص مقوله تعامل با خارجي‌ها با توجه به شرايط سياسي امروز كشور و منطقه، چقدر امكان برقراري اين رابطه در چارچوب منافع ملي ميسر است؟

 تعامل با دولت‌ها مربوط به وزارت امور خارجه است و من اصلاً نمي‌توانم پاسخ دهم. اما در رابطه با شركت‌ها دو مسأله افراط و تفريط را بايد در نظر بگيريم. افراط يعني اينكه آنها را بره بي‌آزار و مشفق و خدمتگزار محض بدانيم. تفريط نيز به اين تعبير است كه حضور آنان را صرفاً سياسي دانسته و درگير تئوري توطئه باشيم.

 مسلماً نگاه ما به يك رابطه اقتصادي است و در اين تعامل نيز طرفين به دنبال سود خود خواهند بود.

اگر اين مبنا باشد، پس بايد گفت كه ما بايد به دنبال قوي كردن خود باشيم. اين تعامل اقتصادي مي‌تواند آثار سياسي و اجتماعي نيز داشته باشد. به‌طور يقين در هر مجموعه‌اي آدم‌هاي خوب و بد، شريف و جاسوس وجود دارد. من نمي‌خواهم بگويم كه در برخي از اين شركت‌ها ممكن نيست كه سوئيت‌هايي وجود نداشته باشد. بلكه مقصود اين است كه به خاطر استثنا‌ها نبايد تعامل خود را با دنيا قطع كنيم. مسائل سياسي را سازمان ذي‌ربط در كشور بايد بررسي كند چرا كه ما به‌عنوان مجري تنها توانايي‌هاي فني را مي‌سنجيم.
اين برعهده ما است كه مشق خود را خوب بنويسيم. اگر اهداف و منافع ملي برايمان روشن باشد دليلي وجود ندارد كه نتوانيم ارتباط سالمي را برقرار كنيم. اصل داشتن روابط سالم دست خود ما است. از طرف ديگر من اگر صاحب يك شركت خصوصي بودم اين حساسيت‌ها را نداشتم. چرا كه نه موضوع تكنولوژي و نه موضوع اشتغال هيچ‌كدام دغدغه ذهن من نبود و فقط به دنبال ارزان‌ترين پيشنهاد بودم. اما امروز بايد پاسخ شما را بدهم كه مي‌پرسيد چرا طي 90 سال هنوز تجربه كار نداريم و 50 سال آينده بايد پاسخ دهيم كه چرا با گذشت 140 سال باز هم نتوانستيم اين تجربه فعاليت را كسب كنيم.

 علاوه بر آنچه گفتيد به لحاظ سرمايه‌گذاري نيز نيازمند حضور شركت‌هاي خارجي در كشور هستيم. مطابق با آنچه از سوي وزارت نفت عنوان شده است تا 10 سال آينده بايد لااقل 150 ميليارد دلار جذب سرمايه داشته باشيم كه يكصد ميليارد آن بايد توسط سرمايه‌هاي برون‌مرزي شكل گيرد.

 من درگير آن محاسبات نبوده‌ام و آن بزرگاني كه چنين عنوان كرده‌اند قطعاً با توجه به اطلاعات خود درست فرموده‌اند. اما به‌عنوان مثال اكنون پروژه‌هايي وجود دارد، مانند پروژه دارخوين كه تعهد بازپرداخت ما در فاز يك آن يك‌سوم كل قرارداد است. اكنون 23 ميليون بشكه نفت از آن توليد شده است يعني ارزش اين مقدار حدود مخارج كل پروژه است. طبيعتاً درآمد اين پروژه مي‌تواند ميزان سرمايه‌گذاري در چهار پروژه ديگر را تأمين كند.
به عبارتي ديگر لزومي وجود ندارد كه همه 150 ميليارد دلار را قرض كنيم. از سويي ديگر جذب سرمايه توجيه‌كننده قرارداد نفتي نيست براي مثال مي‌شود به سراغ منابع داخلي رفت. اگر منابع داخلي جواب نداد بايد به سوي جايي رفت كه بشود پول دريافت كرد.
من تأكيد مي‌كنم كه مخالف عقد قراردادهاي نفتي نيستم بلكه به لزوم آن توجه دارم. همچنين درباره صنعتي حرف مي‌زنيم كه انجام آن كاملاً سودآور است و در كشور نيز توانمندي‌هايي داريم پس ابتدا بايد به سوي داخلي‌ها برويم و سپس گزينه‌هاي ديگر را در نظر بگيريم.

 تا رسيدن به آن حد مطلوبي كه از بعد تجربه به آن نيازمنديم چقدر فاصله داريم؟

 ما اگر برنامه‌هاي آتي خود را به‌صورت مستمر و به تدريج در نظر بگيريم به نتيجه مي‌رسيم. در گذر زمان قابليت‌ها و تعداد نيروها افزايش خواهد يافت. خودكفايي ما فقط به كميت بستگي دارد و من قبول ندارم كه قابليت انجام پروژه‌ها صفر است. رشد ما در به دست آوردن تجربه اگر از رشد تعداد پروژه‌هايي كه در دست داريم بيشتر يا برابر آن باشد ما خودكفا هستيم، اما اگر كمتر باشد هيچ‌وقت خودكفا نمي‌شويم.
من يقين دارم اگر از اين پس برخلاف گذشته براساس برنامه به پيش رويم به نتيجه مي‌رسيم چرا كه معتقدم در آينده مقدار بسيار زيادي از توليد ما از طريق انجام پروژه‌هاي بازيافت (EOR) صورت خواهد گرفت. اين امر خود يك تكنولوژي را مي‌طلبد و آن تكنولوژي اساسي صنعت نفت آينده ايران خواهد بود.

با توجه به گستردگي نيازمندي‌هاي ما در صنعت نفت و پيشرفت سريع تكنولوژي در دنيا آيا خودكفايي معني دارد؟

 منظور من از خودكفايي، خودكفايي در تكنولوژي انجام كار است. اگر بخواهيم در همه چيز خودكفا باشيم يعني اينكه حتي لوله‌ها و كمپرسورها و... را حتماً خودمان بسازيم. پس چنين منظوري نداريد؟ نه چنين منظوري ندارم. بسياري از كشورهايي كه از لحاظ سياسي و اقتصادي مستقل هستند اتفاقاً واردات زيادي هم دارند. واردات في‌نفسه نه مغاير با استقلال است و نه قدرت. بلكه وابستگي مسأله‌دار است.
ما چون مي‌خواهيم رشد كنيم لازم است به صنايع كمك كنيم. همان‌طور كه طي اين هشت سال گذشته سكوسازي كشور پيشرفت كرده است پس ابتدا بايد به صنايع داخلي كمك كرد ولي بايد از پدرخوانده شدن پرهيز داشت. صنعت ما هم بايد در رقابت قرار گيرد.

از ميان ميدان‌هاي نفتي شناخته شده كشور، چه تعدادي را ميدان‌هاي مشترك مي‌دانيم؟

از نظر زمين‌شناسي تنها 20 درصد ايران تحت عمليات اكتشاف قرار گرفته است. قسمت شرقي مناطق ايران كاملاً بكر است همچنين براي مثال ميدان نفتي آزادگان كشف پس از انقلاب است.
پس به لحاظ بالقوه تعداد بسياري ممكن است وجود داشته باشد اما آنهايي كه بالفعل وجود دارند، ميدان هنگام، سلمان، نصرت، فرزام، فروزان، اسفنديار، ميدان مبارك (كه مطابق با توافقات صورت گرفته شارجه توليد مي‌كند و سهم ما را مي‌دهد) را مي‌توان نام برد.

 اشتراكي بودن ميدان‌هاي آزادگان و يادآوران هيچ‌وقت تأييد نشد.

 با توجه به حساسيت‌هاي امر از اظهارنظر در اين مورد معذورم ولي به هر صورت بايد اظهار داشت كه حدود 85 درصد سرمايه‌گذاري‌هاي بيع‌متقابل صورت گرفته در ميدان‌هاي مشترك بوده است.

توسعه اين ميدان‌ها در چه مرحله‌اي است؟

ميدان اسفنديار از جهت اينكه چقدر مي‌توانيم سهم داشته باشيم قابل سؤال است. عمليات ميدان نصرت به پايان رسيد و فروزان و اسفنديار نيز در دست انجام است. درخصوص ميدان فرزام يك چاه زده‌ايم و در حال مطالعه هستيم و در ميدان هنگام نيز منتظر دكل حفاري هستيم و از سوي عمان نيز تاكنون حركتي صورت نگرفته است.
به هر صورت اگر مي‌شد روزي دنيا سر عقل مي‌آمد بايد ميدان‌هاي مشترك را دو طرف به‌صورت مديريت مشترك به توسعه مي‌رساندند و الا رقابت دو كشور مي‌تواند باعث از بين رفتن ثروت طرفين شود. مديريت مشترك، بهترين راه براي توسعه ميدان‌هاي مشترك است.

برنامه توسعه ميدان يادآوران در چه مرحله‌اي است؟

پس از انجام مناقصه MOU آن با چيني‌ها امضا شد. هندي‌ها نيز از 10 تا 20 درصد قرارداد مي‌توانند متناسب با تعهد ال‌ان‌جي خود شريك شوند.

علي خردپير - دوشنبه 17 مرداد 1384

+ Link
سه شنبه 18 مرداد1384

                     بازی خطرناك‌

ديري است، تأمين بنزين يارانه‌اي در ايران شرايط دشواري را به اقتصاد كشور تحميل كرده است.
پس از صعود قيمت نفت‌خام در بازارهاي جهاني و عبور از مرز 62 دلار، اينك شاهد افزايش بي‌سابقه نرخ بنزين در حاشيه خليج‌فارس هستيم.
كشور ما لااقل 40 درصد بنزين مصرفي خود را از طريق واردات تأمين مي‌كند و در حالي كه دومين دارنده ذخاير نفت جهان به شمار مي‌رود، مشتري دائمي كشورهاي حوزه خليج‌فارس است.
از ديگر سوي، افزايش چشمگير رشد مصرف سوخت در داخل، نكته‌اي نيست كه از آن چشم بپوشيم. بايد فقط براي يك ماه و نيم آينده، 900 ميليون دلار هزينه كنيم تا بنزين جيره‌بندي نشود و عجب آنكه نظام يارانه‌اي همچنان با قامتي پولادين سرپاست.
گويي اين بحث، ما و سرمايه‌هاي اين مملكت را در سيكل باطلي به بازي واداشته است.

علي خردپير - سخن آغازین روزنامه جهان صنعت - ۱۸/۰۵/۸۴

+ Link
دوشنبه 17 مرداد1384

در روز خبرنگار کمتر کسی شاد بود

  اشک های همسر روزنامه نگار زندانی


همسر گنجی از هجوم به خانه اش خبر داد .

 **************

درد دل یک روزنامه نگار

سلام شما که ننوشتید اما من میگم :
امروز روز خبرنگار بود .این روز بر شما مبارک هرچند شما دبیر سرویس هستی این هم مبارک
اما وقتی دیدم شما چیزی در این مورد ننوشتی فکر کردم شاید دلایلی که توی ذهن منه در ذهن شما هم بوده و ترجیح دادی ننویسی یا شایدم کمبود وقت .
در هر حال امروز روز خبرنگار بود در حالی که گروه زیادی از خبرنگاران در بندند یا در زندان یا همچون گنجی در اعتصاب یا همچون ما در بند سیاستهای مسولان روزنامه ها .
امروز خیلی ها جایزه گرفتند که حتی شاید حقشون نبود .چون به خاطر چاپلوسی و یاخوشامد دیگران نوشتند در حالیکه یک خبرنگار فقط باید برای خود و مخاطبش بنویسد .
بگذریم از به اصطلاح پارتی بازی هایی که این میون میشه و خودتون بهتر از من خبرداری .
در هر حال روزتون مبارک و آرزوی موفقیت روزافزون براتون دارم
هرچند امیدی به آینده خبرنگاری در این مملکت نیست:)

 

+ Link
پنجشنبه 13 مرداد1384

و اینگونه من عطسه کردم

 

توی این هوای گرم ؛ زیر این آفتاب داغ و با تنفیذ حکم ریاست جمهوری به منتخب ملت ایران ( ! ) بنده  دچار سرماخوردگی شدید شدم !
همه گرمشون شده ؛ بعضی ها از شوق روی کار آمدن رئیس جمهوری از جنس مردم و بعضی ها از کلافگی و نگرانی برای چهار سال پیش رو . من هم گرمم شده از شدت تعرقی که بیشتر شبیه تب
می مونه .
خلاصه هوا بس ناجوانمردانه گرم است . صد رحمت به هوای جزیره خارک .

 اوضاع روزنامه هم همچنان خر تو خر است . خدا کنه هرچه زودتر تکلیف من روشن بشه یه خر دیگه ای رو گیر بیارن بزارن جای ما . من که اهل لاس زدن با روابط عمومی ها و آگهی گرفتن نبودم .
 خدا کنه مطابق میل مسوولان آگهی چی ها بیان جای ما ! خلاصه حالم به هم خورد از هرچی روزنامه اقتصادیه !

تازگی ها فهمیدم که میون همین جماعت به اصطلاح روزنامه نگار چقدر دشمن دارم و خودم
 نمی دونستم .

یه جورایی انگار کم نیستند اونهایی که منتظرن اینجانب اون خراب شده رو رها کنم . انگار مطالبم خیلی براشون زور داشته . واقعیت این هست که بهترین صفحه انرژی رو تحویل دادم و این یعنی یه جور دشمن تراشی . ای بابا بی خیال دیگه حتی نمی خوام بهش فکر کنم . فقط می دونم همیشه بدهکار شدم.

ویژه نامه نیرو روزنامه ایران  زیر چاپ رفت . یه همکاری کوچولو داشتم تو این ویژه نامه .
 یه چیزی تو مایه های نوشتن پنج گزارش کوتاه . امیدوارم هفته آینده منتشر بشه .

 

    تظاهرات گزارشگران بدون مرز در برابر دفتر ايران اير - پاريس

 

+ Link
دوشنبه 10 مرداد1384

                  خداحافظي وزير و آنچه باقي مي‌ماند

"مسائلي هست كه نمي‌توانم با مطبوعات در ميان بگذارم. چرا كه براي من يقين است اما نمي‌شود در دادگاه به اثبات رساند."
بيژن نامدار زنگنه، وزير نفت دو دولت اصلاحات جمهوري اسلامي، روز گذشته از خبرنگاران و نمايندگان رسانه‌هاي كشور خداحافظي كرد.اين وزير كرمانشاهي در حالي با پايان يافتن كار دولت، صنعت نفت را ترك مي‌كند كه موجي از اتهامات در قالب به اصطلاح كشف مافياي نفت عليه‌وزارتخانه تحت مديريتش روانه است.
شك نبايد داشت كه زنگنه با 22 سال كار اجرايي در نظام كنوني ايران بيش از آنكه تنها يك وزير باشد چهره‌اي سياسي است. اگرچه روز گذشته خود به خبرنگاران گفت هرگز در چارچوب حزبي فعاليت نكرده و در مجموعه نفت نيز از حمايت و موضع هيچ حزبي برخوردار نبوده است اما به ياد مي‌آوريم پيش از 27 خرداد را كه در مهمانسراي نفت و در پاسخ به اين راقم، به صراحت خود را يك مدير سياسي معرفي كرد.
سياست اساساً ذاتي خشن دارد. بازي برد و باخت است. مي‌شود روزي در اوج بود و روزي ديگر در حضيض. سياسيون موافقان و مخالفان بسيار دارند و در اين طيف گوناگون از متملق تا تخريب گر،از موافق تا مخالف و از مشاور تا منتقد را مي‌توان انتظار داشت.
زنگنه اينك كه جريان موافق او - به لحاظ سياسي- در انتخابات نهم رياست‌جمهوري ناكام ماند با كوله‌باري از اتهامات و بي‌رحمانه‌ترين انتقادات روبه‌رو است.زنگنه بايد اين يكي دو روز را هم جور ياران را بكشد و آخر كار هم به گوشه دانشكده پناه ببرد.
هشت سال بحث و جدل براي تصويب بيع متقابل، بهره مالكانه، اكتشاف ميدان‌هاي جديد نفتي، توسعه ميدان‌هاي مشترك ذخاير فسيلي و به ويژه ميدان گازي پارس‌جنوبي و هشت سالي كه چون سال‌هاي پيشين آن نشست و برخاست با راست و چپ را به همراه داشت پايان يافت.
نبايد تعجب كرد كه اينك اين وزير با چنين هجمه‌هايي روبه‌رو باشد.چه ؛ سياست لايه‌هاي زير و نهان دارد و هميشه در شرط‌بندي بر روي برگي كه برنده مي‌پنداريم برنده نيستيم.
اين وزير هم جداي از ساختار حزبي روشن اما با جهت‌گيري ويژه‌اي بازي را در ايام قبل از انتخابات اخير ادامه داد و شايد از جمله مديران ارشدي بود كه نسبت به حركات پوپوليستي و شعارهاي انقلابي برخي از كانديداها واكنش صريح نشان داد.
اينك دور، دور ديگري است چه به مذاق ما خوش باشد و چه تلخ، اما زنگنه و مديران نفتي دولت خاتمي ساختمان خيابان طالقاني را ترك مي‌كنند، تا ديگراني بيايند و سياست‌هايي ديگر را طرح زنند. آناني كه از حقوق‌هاي ميليوني مديران زمينه‌سازي را آغاز كردند و به مافياي نفتي رسيدند. زنگنه مي‌رود با همه كم و كاستي‌هايي كه مي‌شود بدان اعتقاد داشت.
انتقادهاي ما اما در كنار نتايج عملكرد او باقي است. پيرهن دريدن و بي‌آبرو ساختن نه كار منتقدان است و نه كار سياسيون حرفه‌اي. ختم كلام آنكه زنگنه را خارج از نظام در نظر نمي‌آوريم و آنگونه كه بود از وي ياد خواهيم كرد. نه كم چون مخالف، نه بيش چون متملق.



علي خردپير - سه شنبه 11 مرداد 1384 - روزنامه جهان صنعت

+ Link
دوشنبه 10 مرداد1384

 روزنامه نگاران فردا اعتصاب غدا می کنند

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران در سایت رسمی خود اعلام کرد که روز يكشنبه 9 مرداد با صدور اطلاعيه‌اي از روزنامه‌نگاران دعوت كرده است تا در همدردي با اكبر گنجي روزنامه‌نگار زنداني روز سه‌شنبه 11 مردادماه جاري دست به اعتصاب غذا بزنند.
به گزارش دبيرخانه انجمن صنفي روزنامه‌نگاران در اين اطلاعيه آمده است: انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران با ابراز نگراني از وضعيت وخيم آقاي اكبر گنجي روزنامه‌نگار زنداني و در اعتراض به سكوت مقامات قضايي كشور در قبال هشدارها و نگراني‌هاي انجمن از كليه اعضاي خود در سراسر كشور دعوت مي‌كند روز سه‌شنبه 11 مردادماه جاري از ساعت 9 صبح در سالن اجتماعات انجمن گرد هم آيند و دست به اعتصاب غذاي يك روزه بزنند.
همچنين انجمن در ادامه اطلاعيه خود آورده است كه: اين مراسم به صورت آرام و براي ابراز همدردي با آقاي گنجي برگزار مي‌شود.انجمن صنفي در پايان از همراهي ساير انجمن‌هاي مدافع آزادي بيان و مطبوعات نيز با اين برنامه استقبال كرده است.
شایان ذکر است که هم اکنون بسیاری از روزنامه نگاران مستقل از این اقدام بی خبر هستند و معلوم نیست که اعلامه مذکور به چه طریقی منتشر شده است .

+ Link
سه شنبه 4 مرداد1384

                 با توليد 2/4 ميليون بشكه در روز پس از 26 سال در ايران

‌                 ركورد توليد نفت شكسته شد

                      ‌مديرعامل شركت رويال داچ شل در ايران: مي‌خواهيم 50 سال ديگر در ايران بمانيم‌

 مرداد ماه امسال فراموش‌ ناشدني خواهد بود. چه براي آناني كه از تغيير دولت شادند و چه براي آناني كه در راس امور بايد با دولت خاتمي خداحافظي كنند. در اين ميان مديران صنعت نفت در دولت اصلاحات، تمام تلاش خود را كردند كه حتي در اين روزهاي واپسين نيز دستاوردهاي خود را در نظر مردم و مسوولان آينده اين وزارتخانه آورند.
مرداد براي نفت ايران با افتتاح رسمي ميدان دارخوين آغاز شد و هنوز دو سه روزي از آن نگذشته، منطقه نفتي بهرگان از توابع استان بوشهر شاهد حضور خبرنگاران و مديران ارشد وزارت نفت به منظور شركت در مراسم افتتاح ميدان‌هاي نفتي سروش و نوروز شد.
ميدان‌هاي سروش و نوروز كه اكتشاف آنها به سال‌هاي 41 تا 45 خورشيدي بازمي‌گردد پيش از اين براي نفتي‌ها يادآور خسارات ناشي از جنگ هشت ساله بود، چه تأسيسات اين دو ميدان در اثر بمباران حزب بعث به شدت آسيب ديد و توليد نفت آن متوقف شد.
اكنون اما سروش و نوروز در 80 كيلومتري غرب جزيره خارك صاحب تأسيسات ديگري است. شركت "رويال داچ شل" اينك كار خود را به‌عنوان پيمانكار مادر به پايان رسانده است و تا يك ماه ديگر شركت نفت فلات قاره ايران پروژه را به طور كامل تحويل خواهد گرفت.
سروش و نوروز ظرفيت توليد نفت ايران را تا سقف 210 هزار بشكه ارتقا خواهد داد و اين نكته‌اي است كه بسياري به دليل مخالفت با سياست‌هاي دولت و يا خصومت‌ورزي با حضور شركت‌هاي قدرقامت چندمليتي در ايران، نمي‌خواستند كه باور كنند.

نفت بر سر سفره مردم‌

 قرارداد طرح توسعه ميدان‌هاي سروش و نوروز اواخر سال 79 به منظور توليد 190 هزار بشكه نفت بين شركت ملي نفت و شركت شل منعقد شد.
بيژن نامدار زنگنه، وزير نفت در جمع خبرنگاران گفت: از اين طرح مي‌توان در ظرف زماني 20 سال آينده، يك ميليارد بشكه نفت كسب كرد و اگر ميانگين قيمت هر بشكه را تنها 30 دلار محاسبه كنيم، 30 ميليارد دلار توليد ثروت خواهيم داشت.
زنگنه تأكيد كرد كه از مبلغ 30 ميليارد دلار تنها پنج درصد آن صرف سرمايه‌گذاري و پرداخت هزينه‌هاي جانبي شده است. وي درآمد روزانه اين دو ميدان را بين هفت تا هشت ميليون دلار عنوان كرد و يادآور شد كه در عرض شش ماه پس از نخستين توليد توانايي بازپرداخت هزينه‌هاي آن وجود دارد.
وزير نفت با اشاره به اينكه بالا بردن ظرفيت توليد نفت منجر به پايداري امنيت ملي كشور خواهد شد خاطرنشان ساخت كه با بهره‌برداري از ميدان‌هاي سروش و نوروز ميزان توليد نفت ايران به چهار ميليون و 200 هزار بشكه در روز خواهد رسيد.
وي همچنين پايان طرح‌هاي نيمه تمام نفتي كشور را منجر به افزايش يك ميليون بشكه‌اي توليد نفت ايران خواند. زنگنه ميدان‌هاي نفتي آزادگان، يادآوران، درود، رشادت و رگ سفيد را از جمله طرح‌هايي دانست كه در آينده و به مرور زمان به بهره‌برداري خواهند رسيد.
خبرنگار تلويزيون از زنگنه خواست تا تجربه 22 سال مديريت خود را در وزارتخانه‌هاي كشور در يك جمله بگويد (!) وي پاسخ داد: خيلي كار سختي است كه اين همه را در يك جمله بگويم. من از آنچه انجام داده‌ام پشيمان نيستم و افتخار مي‌كنم كه خدمتگزار بوده‌ام. با وجود فشارهاي زيادي كه به ما آمده است و واقعاً استخوان ما را خرد كرده است من هرگز از آنچه در خدمت مردم انجام داده‌ام پشيمان نيستم.
خبرنگار صداوسيما از وزير خواست تا به اينكه گفته شده است ميدان نفتي دارخوين 800 ميليون دلار گران‌تر از نرخ واقعي به پيمانكار واگذار شده بود، پاسخ گويد. زنگنه قاطعانه گفت: قرار نيست كه من به هر دروغگويي و لاطائلاتي پاسخ دهم.
زنگنه خاطرنشان ساخت: ايشان چيز ديگري هم مبني بر اينكه 60 درصد درآمد حاصل از ميدان دارخوين طي 20 سال به پيمانكار ايتاليايي پرداخت خواهد شد عنوان كرده بود. اين در حالي است كه 60 درصد توليد دارخوين يعني يكصد هزار بشكه در روز، اگر هر بشكه را 40 دلار در نظر بگيريم در سال يك ميليون و 440 هزار دلار و طي 20 سال نيز 28 ميليارد و 800 ميليون دلار درآمد كشور خواهد ب-ود. چطور مي‌شود وقتي كه كل مطالبات پيمانكار يك ميليارد و 200 ميليون دلار است پرداخت ما 28 ميليارد و 800 ميليون دلار باشد؟
وزير نفت در ادامه و در پاسخ به اين ادعا كه توسعه ميدان دارخوين 800 ميليون دلار ارزان‌تر از رقم كنوني نيز پيشنهاد شده بود، تصريح كرد: كل معامله 540 ميليون دلار بوده است پس چطور ممكن است كه كسي 800 ميليون دلار ارزان‌تر از آن بتواند پيشنهاد كند؟
وي خطاب به خبرنگار صداوسيما گفت: شما اينها را پخش مي‌كنيد. تاكنون هر چيزي را كه فحش به دولت بود پخش كرديد، البته از اين به بعد فكر نمي‌كنم ديگر اين‌گونه باشد.
خبرنگاري پرسيد، نظرتان در اين باره كه مي‌گويند نان نفت را بايد سرسفره مردم گذاشت، چيست؟ زنگنه پاسخ داد: چيزي جز نفت سر سفره مردم نيست. متأسفانه!
زنگنه در ادامه سخنان خود در جمع خبرنگاران پيش‌بيني كرد كه تا قبل از پايان سال ميدان نفتي درود به بهره‌برداري برسد. وزير نفت گفت: صنعت نفت ايران طي هشت سال گذشته بيش از 300 ميليارد دلار معاملات مختلف داشته است، يعني اگر بخواهيم به ريال تبديل كنيم تقريباً 280 هزار ميليارد تومان است و اين را بدانيم كه از زمان هجرت پيامبر اسلام تاكنون تقريباً 40 ميليارد ثانيه گذشته است. وي همچنين از سرمايه‌گذاري 17 ميليارد دلاري در صنعت پتروشيمي ياد كرد و يادآور شد كه به زودي ارزش توليدات اين صنعت در داخل كشور به 10 ميليارد دلار خواهد رسيد.
جهان‌صنعت پرسيد: از نظر شما با غيرشرعي خوانده شدن فاينانس از سوي شوراي نگهبان،‌ تكليف صنعت پتروشيمي كشور چه خواهد بود؟ زنگنه گفت: قرار دولت، مجلس و مجمع تشخيص مصلحت بر آن بوده است كه دولت لايحه پنج ساله را ارائه كند. مجلس تصويب كرد و شوراي نگهبان نيز طبيعي است كه از نظر مواضع فقهي چنين لايحه‌اي را رد كند. اين لايحه بايد به مجمع تشخيص مصلحت بيايد و در آنجا تأييد شود تا گره از كار مملكت گشوده شود.
جهان‌صنعت باري ديگر پرسيد: با تغيير دولت اين لايحه چگونه پيگيري خواهد شد؟ وزير پاسخ داد: مجلس آن را دنبال خواهد كرد.
زنگنه از مذاكرات صورت گرفته براي واگذاري سه فاز از طرح‌هاي توسعه ميدان گازي پارس‌جنوبي به شركت شل خبر داد و افزود: علاوه بر فازهاي ۱۳، ۱۳A و۱۴ پارس‌جنوبي تأسيس كارخانه پرشين ال.ان.جي نيز با همكاري شل صورت خواهد گرفت.

به حمايت انگليس نياز داريم‌

 رابرت وينر، مديرعامل شركت" رويال داچ‌شل" در ايران پس از بهره‌برداري وزير نفت از لوح يادبود پروژه سروش و نوروز، در جمع مدعوين و خبرنگاران حاضر به سخنراني پرداخت.
اين مدير انگليسي با اشاره به اينكه شل از سال 1999 ميلادي فعاليت خود را در ميدان‌هاي سروش و نوروز آغاز كرد گفت: حاصل فعاليت ما توليد 63 ميليون بشكه نفت از اين دو ميدان است كه با استفاده از تكنولوژي مدرن امكان‌پذير شده است. وي همچنين بابت تأخير يك ساله شل عذرخواهي كرد و يادآور شد كه مشكلات فني اين پروژه سرمايه‌گذاري بيشتري را مي‌طلبيد.
وينر ادامه داد كه پروژه سروش و نوروز بر تجربه شل در ايران افزوده است. وي اظهار اميدواري كرد كه در پروژه‌هاي آتي ايران مشاركت داشته باشند.
مديرعامل شل در ايران تأكيد كرد كه نسبت به ادامه حضور اين شركت در ايران خوش‌بين است و مايل است كه شل براي 50 سال ديگر نيز فعاليت خود را در اين كشور ادامه دهد. وينر گفت: به عقيده ما ايران نقش بزرگي در تامين نياز انرژي جهان بخصوص اروپا و شرق دور دارد و در آينده به تعداد مشتريان ايران افزوده خواهد شد. هدف ما ايفاي نقشي كارآمد در حمايت از ايران براي تأمين نياز انرژي كشورهاست. بدون ترديد بايد به قوانين بين‌المللي احترام گذاشت و ما به حمايت دولت انگليس براي فعاليت در ايران نياز داريم اما بايد گفت كه سياست‌ در اين روند دخالت ندارد. بار ديگر تأكيد مي‌كنم كه شل، فعاليتي 50 ساله در ايران داشته و ما اميدواريم حداقل 50 سال ديگر در اين كشور فعاليت كنيم.

ما هم اميدواريم شل بماند

 طي هشت سال گذشته 5/7 ميليارد دلار از محل قراردادهاي بيع‌متقابل در صنعت نفت وارد خزانه كشور شده است.
زنگنه، پس از رابرت وينر در ايراد يك سخنراني كوتاه تلويحاً از شيوه قراردادهاي بيع‌متقابل و عملكرد وزارت نفت در دو دولت خاتمي دفاع كرد. وي گفت: از كل 10 ميليارد دلاري كه نفت به خزانه وارد ساخته است 5/7 ميليارد آن عايدات ناشي از قراردادهاي بيع‌متقابل و 5/2 ميليارد دلار مابقي صرف بازپرداخت شده است.
زنگنه تأكيد كرد كه با بهره‌برداري از ميدان‌هاي سروش و نوروز براي نخستين مرتبه پس از انقلاب، ميزان توليد نفت كشور به چهار ميليون و 200 هزار بشكه خواهد رسيد. وزير نفت يادآور شد: برآوردهاي ما نشان‌دهنده آن است كه ساخت و ايجاد پالايشگاه براي تصفيه نفت ميدان‌هاي به بهره‌برداري رسيده ايران چه به منظور صدور و چه براي مصرف داخلي اقتصادي است.
زنگنه در بخشي از سخنان خود به مقوله مديريت و اهميت فراموش شده آن در كشور اشاره مستقيم كرد. وي با مثال آوردن عملكرد پيمانكار ميدان‌هاي سروش و نوروز گفت: مديريت بزرگ‌ترين فناوري در دنيا است ولي ما كمتر به دنبال آن هستيم. اكنون كه رويال‌داچ و شل به تازگي با هم ادغام شده‌اند، مي‌بينيم كه به دنبال يك مدير جديد اروپايي هستند. ممكن است اين مدير چيزي از نفت نداند اما مطمئناً مسلط بر مقوله مديريت خواهد بود.
وزير نفت در پايان اظهار اميدواري كرد كه شل بتواند طبق اميد خود لااقل تا 50 سال ديگر نيز در ايران فعاليت كند.
پس از پايان سخنان زنگنه، مديرعامل شل به وي لوحي را به رسم يادبود هديه كرد.

كاهش توليد سروش سه سال ديگر آغاز مي‌شود

مهدي عطريانفر، مديريت پروژه طرح توسعه ميدان‌هاي سروش و نوروز را برعهده داشته است. عطريانفر با اشاره به اينكه آبان سال 78 براساس مجوز شوراي عالي اقتصاد اين قرارداد با شل منعقد شده است، توليد روزانه 60 هزار بشكه نفت از ميدان سروش در ظرف دو سال و توليد روزانه 190 هزار بشكه از هر دو ميدان را هدف اصلي اين طرح برمي‌شمارد.
در اين طرح شل با 70 درصد، شركت جي‌جي‌آي با 20 درصد و شركت اويك با 10 درصد در سرمايه‌گذاري مشاركت داشته است. همچنين شركت تكنيپ از فرانسه و تكنيپ از ابوظبي نيز دو مشاور اين پروژه به شمار مي‌روند.
عطريانفر گفت: در مدت 15 سال مي‌توان از اين طرح 14 ميليارد دلار برداشت كرد. وي ادامه داد: طبق مصوبه شوراي عالي اقتصاد، سقف هزينه‌ها يك ميليارد و 610 ميليون دلار برآورد شده بود كه از اين مبلغ يك ميليارد و 450 ميليون دلار آن صورت گرفت و از اين ميزان نيز تنها 400 ميليون دلار به هزينه‌هاي پيمانكار اختصاص داشته است.
وي حفاري 29 حلقه چاه در مدت يكهزار و 200 روز به روش Batch Drill را يك ركورد دانسته و حجم حفاري صورت گرفته را يكصد كيلومتر عنوان كرد. عطريانفر، ميزان توليد سروش و نوروز را تا به امروز 63 ميليون بشكه اعلام كرد.
وي تأكيد كرد كه در دو، سه ماهه گذشته ركود توليد 210 هزار بشكه نيز به دست آمده است.
عطريانفر باري ديگر در جمع خبرنگاران خاطرنشان ساخت كه تأخير يك ساله در به بهره‌برداري رسيدن ميدان‌هاي سروش و نوروز تنها موجب ضرر مالي براي پيمانكار (شل) است و هيچ گونه جريمه‌اي در قرارداد لحاظ نشده است.
مدير پروژه اين طرح پيش‌بيني كرد كه ميدان سروش حدود سه سال و ميدان نوروز نيز تا 10 سال آينده به افت توليد رسند. همچنين وي بازار هدف محصول اين ميدان‌ها را آسيا عنوان كرد.

علي خردپير - چهارشنبه 5 مرداد 1384- روزنامه جهان صنعت

+ Link
یکشنبه 2 مرداد1384

        ملت ايران غارتگر نيست‌

پيش‌بيني‌هاي نادرست و كم‌كاري مسوولان طي برنامه‌هاي دوم و سوم توسعه كشور در بخش پالايش و پخش فرآورده‌هاي نفتي ؛ سبب شد تا مسأله كمبود بنزين در كنار كيفيت نامطلوب توليدي اين فرآورده در ايران به يك معضل جدي بدل شود.
معضلي كه بي‌تعارف بايد از آن به‌عنوان يكي از خوره‌هاي اقتصاد و توسعه امروز اين مملكت ياد كرد. در سال‌هاي گذشته بي‌توجهي به نوسازي پالايشگاه‌هاي فرسوده كشور و غيراقتصادي خواندن ساخت پالايشگاه جديد، كمتر مورد نقد واقع شد و اما اتهام پراكني نهادهاي دولتي و نيمه‌دولتي عليه يكديگر بر سر يافتن مقصر هويدا بود.
در آخر هم شركت پالايش و پخش، همه انگشت‌هاي اشاره‌اي را كه به سويش نشانه رفته بود به مصرف‌كننده نهايي حواله كرد. به راستي اين نكته، بحث غريبي است.
در كشوري كه صنعت خودروسازي آن، چشم و گوش بسته بر روي استانداردهاي جهاني به توليد و مونتاژ انبوه خودروهاي سواري مشغول است و از ديگر سو، كارخانه‌هاي توليد موتورسيكلت با اسامي گوناگون در عرض كمتر از چهار سال چون قارچ از زمين روئيدند، چگونه مي‌توان جسارت متهم كردن مصرف‌كننده را به خود داد؟
بر فرض هم كه توليد انبوه وسايل نقليه شهري در كار نبود و شاهد اين همه تبليغ گسترده نبوديم و بر فرض كه اين‌گونه با نازل‌ترين قيمت‌ها - آن هم به‌صورت اقساط - شهروندان را به سوي مصرف جلب نمي‌كردند، مگر مي‌شد كه اساساً حق مصرف را از مردم گرفت؟
اگر آقايان زماني سهل‌ترين مسير را بهترين، مي‌خواندند و به جاي ساخت پالايشگاه بر واردات افزودند و در آن كنار هم كوچك‌ترين توجهي به چگونگي تأمين سوخت خودروهاي عرضه شده نداشتند اكنون چرا مردم متهم مي شوند؟ مردم متوقع هستند كه مسوولان و زمامداران امور از هر طيف و هر جناح سياسي به شرح وظايف خود عمل كنند اما واي از آن روزي كه اين شرح وظايف مخدوش باشد. پالايش و پخش خود را مجري مي‌داند. آيا نهادي نيست كه بپرسد اگر شما صرفاً در نقش مجري حاضر هستيد، پس علم مديريت سازماني به چه كار مي‌آيد؟ تدبير و اتخاذ تصميم با كدام نهاد است كه شركت تحت امر شما (شركت مهندسي و ساختمان نفت) را به نوسازي پالايشگاه‌ها فراخواند؟ چرا كسي پاسخ نمي‌دهد كه برنامه تأمين بنزين براي مصرف داخلي كشور با داشتن تنها 9 پالايشگاهي كه با تكنولوژي 40 سال گذشته در حال ادامه حيات است، چيست؟
در حالي كه پالايشگاه‌هاي كنوني كشور براي توليد حداقل 25 درصد نفت كوره از كل ميزان توليدات خود طراحي شده است اما نياز امروز كشور به بنزين تماماً درك مي‌شود، يكي از نمايندگان مجلس افزايش تعداد پالايشگاه‌ها را غارت منابع نفتي ايران مي‌خواند!
چگونه است كه براي مثال قاچاق روزانه 5 /1 ميليارد دلار فرآورده‌هاي نفتي را كسي غارت منابع نفتي ايران نخواند اما اينك پاسخ به نياز داخلي چنين شمرده مي‌شود؟
آيا در برابر ساخت پالايشگاه‌ - كه البته پيش از اينها بايد مورد توجه واقع مي‌شد -  گزينه‌اي به‌صورت طرحي جامع و شفاف در دست مسوولان وجود دارد؟ به راستي تنها با گوشزد مكرر آمار رشد و افزايش ميزان مصرف بنزين، دردي دوا خواهد شد؟

علي خردپير -دوشنبه 3 مرداد 138- روزنامه جهان صنعت

+ Link
شنبه 1 مرداد1384

دوم مرداد سالروز درگذشت شاملو

یادش گرامی و کلامش زنده باد

احمد شاملو و آیدا

*** انتظار***

از دريچه

با دل خسته، لب بسته، نگاه سرد

مي كنم از چشم خواب آلودة خود

صبحدم

بيرون

نگاهي:

 

در مه آلوده هواي خيس غم آور

پاره پاره رشته هاي نقره در تسبيح گوهر . . .

در اجاق باد، آن افسرده دل آذر

كاندك اندك برگ هاي بيشه هاي سبز را بي شعله مي سوزد . . .

 

من در اينجا مانده ام خاموش

بر جا ايستاده

سرد

وز دو چشم خسته اشك يأس مي ريزم به دامان:

جاده خالي

زير باران! 

+ Link