تبليغاتX
وبلاگ علی خردپیر
ALI KHERADPIR
علی خردپیر
پنجشنبه 29 دی1384

مدتی است که دارم تلافی این همه سال فیلم خوب ندیدن را در میارم . ده تا ده تا ؛ دی وی دی
می خرم و یکی یکی نگاه می کنم . دیدن آثار کیشلوفسکی از جمله کارهایی بود که باید انجامش
می دادم .حیف است که زنده باشم و سه گانه او را بارها نبینم . واقعا درد آور بود اگر مثل گذشته
دستم از سینمای دلخواهم کوتاه بود . سینمای نیویورک ؛ سینمای اروپا ؛ سینمای کلاسیک ایتالیا و ...
اما امشب هم در ادامه نهضت تلافی در آوردن و انتقام گیری از خودم و آنهایی که نمی گذارند شهروندان از حق انتخاب برای استفاده از محصولات هنری و فرهنگی  برخوردار باشند ؛ نشستم به پای روایت جناب کیشلوفیکی علیه رحمه ! 

این بار NO END میهمان من بود یا بهتر بگویم بنده میهمان این فیلم . خلاصه کلی میهمان بازی شد بین من و این شاهکار اروپای شرقی ...

فیلمی که در سال ۱۹۸۴ در لهستان با بازی بسیار عالی
Grazyna Szapolowska ساخته شد و تا امروز هنوز حدیثی است از بیقراری انسان در برابر از دست رفتگان و نیز روایتی از جدایی انداختن مرگ میان دو عاشق . این فیلم نه فیلمی صرفا دراماتیک بلکه اتفاقا لایه هایی سیاسی را نیز در خود جای می دهد .

این کارگردان شهیر که بیشتر او را بخاطر آثار موسوم به سه گانه  یعنی فیلم های  "سفید" ؛ " آبی " و " قرمز" می شناسند در فیلم NO END نوعی متافیزیک را نیز یه نمایش می گذارد و اینگونه بر جاودانی روان بشر تاکید می کند .

از روایت لطیف و حرکت بی نظیز دوربین هر چه بگویم کم گفته ام . در این میان نباید بازی زیبای نقش اول از یاد برود .

Grazyna Szapolowska که در سال 1953 در ورشو به دنیا آمده است در این فیلم نقش یک عاشق را بازی می کند . به کار ترجمه مشغول است و Ulla نام دارد . پس از مرگ ناگهانی شوهر از شدت اندوه این جدایی تصمیم می گیرد تا علت عشق خود نسبت به شوهر از دست رفته را بیابد .

دراین میان که مدام حضور شوهر را احساس می کند حتی از برقراری رابطه جنسی در یک آشنایی تصادفی و در قالب یک فاحشه ( با قبول پنجاه دلار ) خودداری نمی کند.

در این جا و چند سکانس پس از این اتفاق است که فیلمساز گره خوردگی سکس و عشق را به تصویر می کشد . باید به دیالوگ Ulla و پسرش در تختخواب دقت کرد . تنها فرزند Ulla که مادر را عریان و در حال خود ارضایی می بیند برایش نقل می کند که پیش از این پدر را در همین اتاق با او دیده که هر دو در آغوش هم برهنه بودند . پسرک پرسش بی پاسخ مانده خود را می پرسد : " چه کار می کردین ؟ " و مادر بی پرده به فرزند ۱۱ ساله خود پاسخ می دهد : " ! making love ! yes love "  .

در توصیف و به محک نقد آوردن این فیلم بی شک بسیار نوشته شده است . فیلم بازان حرفه ای و سینماگران ؛ البته بسیار پیش از من این اثر را دیده و درباره اش فکر کرده اند . حالا نوبت من است که تا مدتی گیج آن باشم .

+ Link
دوشنبه 26 دی1384

۲۰۹۴ روز از حبس اکبر گنجی گذشت

امروز، دوشنبه 26/10/84 مصادف با دوهزارونود وچهارمين روز حبس آقای گنجی و صدوسی و نهمين روز زندان انفرادی اوست. طی 145 روز گذشته ايشان فقط 2 بار با فرزندانش كه آرزوی ديدار پدر را دارند، ملاقات كرده است. در آخرين ملاقات وضعيت جسمی ايشان بدين گونه بود:

 

وزن: 50 كيلوگرم با ضعف بسيار شديد و فشار خون بسيار پايين و جز پوست و استخوان از او باقی نمانده است. همچنان در انفرادی امنيتی 2 الف نگهداری مي‌شود در محدوديت بسيار شديد غذايی و دارويي.
به درخواست‌های ما برای ملاقات پاسخی نمي‌دهد و سعی دارند با تحت فشار قرار دادن خانواده به آقای گنجی فشار آورند. طبق قانون زنداني‌ای كه دوران محكوميت خود را مي‌گذراند بايد در بند عمومی نگهداری شود، از تماس تلفني، ملاقات هفتگی با خانواده و وكيل، تغذيه مناسب، امكانات پزشكی و دارويی و مرخصی ماهانه بهره مند است اما هيچ يك از اين موارد در مورد آقای گنجی رعايت نمی شود. آخرين مرخصی ايشان 8 ماه پيش بود.


ما شديدا نگران سلامتی و زندگی آقای گنجی هستيم اين حق قانونی ماست كه از ملاقات هفتگی بهره مند باشيم ولی متاسفانه اوج شقاوت و نامردمی اقتدارگرايان به حدی است كه به خانواده و فرزندان يك زندانی نيز رحم نمي‌كنند چه رسد به خود زنداني. ملاقات كه سهل است اگر بتوانند خانواده گنجی را نيز قتل عام مي‌كنند تا بدين وسيله به گنجی فشار آورند.

 

اميدوارم هر چه زودتر مصلحی جهانی ظهور كند نه اين منظور كه مدعيان دروغين "مردمسالاري" و "عدالت علوي" را قلع و قمع كند، بلكه بدين خاطر كه چشمان منتظر خانواده‌ای مظلوم را از خيره شدن به در، خون دل خوردن، بغض در گلو شكستن و ذره ذره پر شدن از نفرت نجات دهد.


پروردگارا!

آرزوهای ما چقدر نازل شده و زندگی در زمانه‌ای كه همه ارزش‌ها به لجن كشيده شده، چقدر طاقت‌فرسات.


پروردگارا!

عزيز محبوس خود را به تو مي‌سپارم؛ تو شاهدی كه او نيتی جز اصلاح ندارد او نه در پی قدرت است و نه مكنت . گذشته پاك او و كارنامه درخشانش نشان مي‌دهد كه چگونه مردمی است.


پروردگارا!

زمينه خدمت به مردم را برای عاشقان خود و عاشقان بندگان خود فراهم كن.

خانه، از اساس ويران است و شايد با علم به همين موضوع است كه متوليان آن منجمله مسئولين قضايی رغبتی به اصلاح نشان نمي‌دهند.


معصومه شفيعي -
26/دي/84

+ Link
یکشنبه 25 دی1384
سقوط سطح تقاضا در فصل بره كشان ادامه مي يابد

بازار ترك خورده بلور
 
حوالي شوش، از قديمي ترين مناطق جنوبي شهر تهران، بازاري است كه ظروف بلور و كريستال موردمصرف سراسر كشور در آنجا توزيع مي شود.اين بازار نه تنها براي فروشندگان داخل شهر و مشتريان عمده شهرستاني آشناست، بلكه تعداد زنان خانه داري كه در آن رفت وآمد مي كنند نيز بسيارند.ظروف به نسبت گرانبهاي بلور و كريستال از جمله كالاهاي لوكسي به شمار مي روند كه نبود آنها در منازل نمي تواند چندان مشكل ساز باشد.

پس از زلزله خريدها آغاز مي شود

اجناس بلور و كريستال از يك خانواده هستند و از اين رو در كنار چيني تحت نظارت يك اتحاديه قرار دارند.
كريستال با داشتن 24 درصد اكسيدسرب نسبت به بلور شفاف تر و در نتيجه گرانقيمت تر است.

محمد درافشان از فعالان بازار بلور مي گويد: به طور كلي سطح بازار بلور، كريستال و چيني يكسان است با اين تفاوت كه كريستال ها بسته به ميزان قيمت، مشتري خاص خود را دارند .اين ظروف تزئيني داراي بازاري خاص به لحاظ ميزان عرضه و تقاضاست. از آنجايي كه در اين بازار مصرف شرط اصلي براي خريد نيست، نوسان قيمت چندان محسوس نبوده و يا به طورمتوالي در آن ديده نمي شود.درافشان تغيير تعرفه هاي گمركي، ميزان سود و زيان واردكنندگان و نيز سطح تقاضا را از مهمترين عوامل ايجاد نوسان در بازار عنوان مي كند.

ابراهيم يوسفي ديگر فعال بازار بلور تهران نيز نوسان قيمت ها را سالانه دانسته و ميزان اين تغييرات را بين يكصد تا 200 تومان در نرخ عمده فروشي عنوان مي كند.از ديگر مسائل دخيل در اين اتفاق البته مي تواند افزايش و كاهش ارزش دلار، دينار و ريال عربستان سعودي باشد به اين دليل كه بسياري از ظروف بلور و كريستال از طريق دبي به گمرك خرمشهر مي رسند. هم اكنون بازار بلور بنا به گفته واردكنندگان اين كالا، شباهتي با سال هاي گذشته ندارد.

يكي از مشهورترين واردكنندگان كريستال به كشور مي گويد: پنج ماه پاياني هر سال فصل رونق فعاليت در اين بازار است، اما امسال با آنكه سه ماه از مدت ياد شده را پشت سر گذاشته ايم، همچنان شاهد ادامه ركود در بازار هستيم . اكثر فروشندگان و واسطه هاي اين بازار عنوان مي كنند كه از تابستان به اين سو با وجود حضور اقلام ممنوع بلور در بازار و پر بودن انبارها از كالا، ميزان تقاضاي خريد در بازار كاهش يافته است.

داود عليپور از جمله واردكنندگان بلور و كريستال به كشور در اين باره مي گويد: در حال حاضر و با توجه به شرايط فعلي بازار بلور، تنها هزينه هاي ما تامين مي شود. از طرفي واردكنندگان نيز ميزان فعاليت خود را محدود كرده اند. به عنوان نمونه اشخاصي هر ماه حداقل يك كانتينر از كالاي موردنياز اين بازار را از خارج كشور وارد مي كردند، اما هم اكنون اين مدت زمان به 2 تا 3 برابر افزايش يافته است.
 
عليپور در كنار اشاره به مسائل كلان مبتلا به سياسي و اقتصادي جامعه كه دامان بازار بلور و كريستال را نيز به عنوان جزئي از اقتصاد كشور گرفته است، از نكته اي جالب ياد مي كند و مي گويد: وجود برخي از شايعات و ذهنيت ها نيز به شدت در ميزان كاهش يا افزايش سطح تقاضا تاثير گذاشته است . اين فعال بازار از حرف هاي در گوشي مشتريان خانه دار مي گويد كه سالگرد وقوع زلزله بم و حادثه سونامي را به يكديگر گوشزد مي كردند.

ظاهرا چنين شايع است كه چندي پس از سالگرد زلزله بم و وقوع سونامي، احتمال وقوع زمين لرزه درتهران وجود دارد! از اين رو برخي از زنان خانه دار به يكديگر يادآور مي شوند كه خريدشان را به پس از وقوع زلزله احتمالي موكول كنند تا مبادا بلورها و كريستال هاي خريداري شده شان از دست برود!

اين شايعات در حالي در بازار از اين گوش به آن گوش مي رسد كه طي سال هاي گذشته، بارها كارشناسان ارشد، استادان دانشگاه و ديگر صاحبنظران تاكيد كرده اند كه اگرچه احتمال وقوع زلزله درتهران وجود دارد، اما به هيچ وجه با ابزار علمي امروز نمي توان زمان دقيق وقوع اين زلزله يا ديگر زلزله ها را تعيين كرد.

كريستال به مثابه طلا

واردات بلور و كريستال به كشور با پرداخت تعرفه و حقوق گمركي آزاد است. اگرچه همواره دست هايي وجود دارند كه با دور زدن مراحل قانوني در پي كسب منفعت بيشتري هستند، اما واضح است كه كنترل موثر اين بازار در دست چند نفر واردكننده مجاز است.

ميزان تعرفه گمركي كريستال و بلور با يكديگر فرق دارد و بر مبناي هر كيلوگرم بايد پرداخت شود. بيشتر اين اقلام از دبي توسط لنج هاي چوبي به سوي بندر خرمشهر حمل شده و از آنجا به تهران ارسال مي شوند.

به مرحله فروش رسيدن بلور و كريستال، نيازمند گردش اين كالا بين واردكننده، واسطه و فروشندگان بازار شوش است، حتي اكثر حجره داران بازار تيمچه حاجب الدوله واقع در دل بازار سنتي تهران نيز از جمله مشتريان بازار شوش هستند.

در اين بازار البته توليدكنندگان ايراني نيز حضور دارند و تلاش مي كنند تا سهم قابل توجهي از بازار را به خود اختصاص دهند، اما همچنان بهترين كريستال ها متعلق به چكسلواكي و كشورهاي فرانسه، ايتاليا و آلمان است؛ اين كشورها به ترتيب با كيفيت ترين بلور را در بازار ايران عرضه مي كنند.

يوسفي كه از فروشندگان بلور در بازار است محصولات كشور ژاپن و سپس تركيه، ايتاليا و فرانسه را در صدر جدول فروش برمي شمارد. وي يادآور مي شود كه محصولات چيني در اين بازار نيز مانند بسياري ديگر از بازارها رسوخ كرده و با قيمت هاي پايين و كيفيت نه چندان مطلوب به رقابت جدي با محصولات ساير كشورها برخاسته اند.

علي پور خريد ظروف با كيفيت كريستال و بلور را باوجود داشتن قيمت بالاتر براي خانه داران به صرفه تر مي داند. وي  مي گويد: كريستال هاي چكسلواكي (كشورهاي چك و اسلواكي) به لحاظ كيفيت مشهورند و درست مانند طلا به راحتي قابل خريد و فروش هستند اما كالاهاي ديگر كشورها در اين بازار صرفا به مشتري فروخته مي شود و پس از آن يافتن متقاضي خريد براي آن دشوار است .

ايراني ژاپني تبار

باوجود اشباع بازار از بلور و كريستال هاي خارجي با كيفيت، اما توليد كنندگان ايراني نيز در تلاشند تا به رقابت با آنها برخاسته و بخشي از بازار را از آن خود كنند.

محصولات بلور ايراني نسبت به اجناس فرانسوي و ايتاليايي قيمت هاي بالاتري دارند. در بازار بلور تهران مي شود با پرداخت يك هزارتومان بيشتر از قيمت محصول ايراني، كالاي فرانسوي و البته با كيفيت بهتر را تهيه كرد. نرخ تمام شده بلور ايراني از جمله مهمترين معضلات توليدكنندگان داخلي است. از اين رو به نظر مي رسد كالاي بلور و كريستال ايراني راه درازي را تا رسيدن به جايگاه رقابتي در برابر ساير توليدكنندگان جهان پيش رو دارد.

در بازار داخلي ايران تنها يك برند است كه تحت ليسانس چكسلواكي فعاليت مي كند و البته از كيفيت بي نظيري هم برخوردار است. همه اين اقلام، داراي هولوگرام بوده و متعلق به شريان اصلي واردات محصولات چكسلواكي به ايران هستند. به گفته علي پور برخي از توليدات اين برند ، نمونه خارجي نيز ندارد و طراحي آن به طور كامل ايراني است.

اما ممكن نيست به بازار بلور تهران برويم و با كثرت محصولات ژاپني و به طور عمده از يك برند مواجه نشويم. بلورهاي ... كه به اعتبار برچسب هاي آن ساخته ژاپن است امروز با تنوع بسيار و قيمت هاي نه چندان بالا، بخشي عمده از سهم فروش بازار را تصاحب كرده اند.

كمي بيشتر كه در اين زمينه پيگيري مي كنيم فروشندگان از تحت ليسانس ژاپن قرار داشتن اين محصول مي گويند و اينكه هنوز كسي نمي داند كه اين محصول در كجا توليد مي شود! برخي ورامين ، عده  ديگر دبي و حتي گروهي چين را مكان توليد اين محصول مي دانند! يكي از بنكداران مي گويد: مطمئن باشيد كه خود ژاپني ها هرگز از چنين محصولي با اين سطح كيفيت استفاده نمي كنند، چرا كه اين اجناس از نازل ترين نوع محصولات ژاپن است .

وي با ارائه توضيح بيشتر ادامه مي دهد كه كشش تقاضا در بازار عمده ايران بيش از اين نيست و خريداران خانگي نيز به جز عده اي خاص توان پرداخت وجوه بيشتر براي خريد اين اقلام را ندارند.
يكي ديگر از عمده فروشان از آغاز فروش محصولات ... در ايران چنين ياد مي كند: در سال 1378 در شمس آباد قم كارخانه اي شروع به كار كرد و اميد داشتن ليسانس ... را از ژاپن داشت. تا امروز هم اين محصول در بازار عرضه مي شود ولي همچنان به نام محصول ژاپن به فروش مي رسد!

بازار بلور و كريستال جدا از رقابت هاي سالم و ناسالم موجود در آن، در اين روزهاي آغاز فصل زمستان، خواب آلوده، ماه هاي پاياني سال 84 را نظاره مي كند. اين بازار ديگر حتي شكايتي از حضور محصولات ارزان قيمت چيني ندارد، مشكل او سقوط سطح تقاضا در فصلي است كه هر ساله بره كشان اش مي ناميدند. از واردكننده تا فروشنده همه يك جمله را در پايان حرف هايشان تكرار مي كنند: اميدواريم وضعيت بازار اينگونه باقي نماند .
 
 شنبه ۱۰ دي ۱۳۸۴ - روزنامه همشهری - ضمیمه ایرانشهر - صفحه ۱۳- علی خردپیر
انتشار این گزارش در وبلاگ ؛ پس از ۱۵ روز تاخیر صورت گرفت !
+ Link
پنجشنبه 22 دی1384

۱ - فیلترینگ سایت های اینترنتی بد جوری به پر و پایم پیچیده اما من از آن روی که منم از پسش بر می آیم . عجب کلام قصاری شد ؛ جان خودم !
به هر حال ؛ وب گردی های ادبی و اجتماعی و گاهی قلمبه سلمبه ی ما این شب ها کمی تا قسمتی کم و کوتاه و مشکل شده اما ولی اما باز هم ادامه می دهیم که این کار اعتیاد که چه گویم خود نهضت ماست ! آقا کجای کاری اگر روزنامه نگار این مملکت نخواند وای به حال بقال سر کوچه و نظافت چی تنبل تحریریه ها ! ما ملت اتوماتیک وار نمی خوانیم حالا اگر یکی پیدا شده که بیمار است و معتاد چه کارش دارید ؟ آقا جان به جان همه علمای فرهیخته ی دانش و اندبشه نباشد به مرگ شما ؛  بهانه مبارزه با ترویج پورنوگرافی برای حذف متن کمی فقط کمی نا کافی است! فکر نمی کنید برخی از تلویزیون های ماهواره ای میان خلق الله از نیمه بامداد بیشتر خواهان دارد تا مرور چند تصویر فکسنی در سیستم دایال آپ ؟  

۲ -  ای عجب ؛ ما را باش با کی حرف می زنیم . ملت منتظر " شب های بربره " هستند . این شاهکار فرهنگ سوز جناب مدیری ! " کیانوش"  و " تیرداد " باید نام هایی بی اصالت و مسخره خوانده شود و هرهر به ریش خودمان بخندیم که آقای مدیری هرچه محبوب تر در نزد روسای سیما باشد .
مهران غفوریان هم با ما چنین کرده بود پیش از این . چقدر دلم سوخت وقتی اول نام  ایرانی  " هژیر " و بعد " خشایار " را به گند کشید ! فرهنگ سوزی این روزها طرفدار ساز است میان ملت بربره دوست ما . اگر جرات دارید با نام های عربی چنین معامله کنید !

۳ - از این به بعد سعی می کنم نشانی برخی از وب سایت هایی  که حاصل کشف و شهود شبانه ام است را در اختیارتان بگذارم . دستم درد نکند !

فرزانه تائیدی را که می شناسید . اگر فیلم های پیش از انقلاب را دیده باشید می دانید که تائیدی از جمله بازیگران مطرح سینمای ایران بوده است . البته تبحر او به بازی در تاتر بر می گردد . حالا خانم تائیدی هم به جرگه وبلاگ نویسان پیوسته و سایتی دارد که در آن علاوه بر تعدادی از عکس ها به زندگینامه و گفتگو ها و خلاصه یادی از دوران اوج کار خود پرداخته است . فرزانه تاییدی مرا بیش از هر چیز یاد فیلم هایی می اندازد که بخشی از تاریخ سینمای ایران را شکل داده است  و البته فیلم جنجالی " بدون دخترم هرگز " که هیچوقت کامل ندیدم اش  !

http://farzanehtaidi.com 

مهین شهابی ؛ عزت الله انتظامی و فرزانه تاییدی در تاتر بنگاه تاترال

۴ - فراخوان گزارشگران بدون مرز برای دفاع از آزادی بيان را اینجا بخوانید .

+ Link
دوشنبه 19 دی1384

پسین سرد زمستان را گویی پایان نیست

یک نقطه فراموش شد

آنگاه که زمستان را می نوشت مادر بی رحم زندگی

 

دستهایم منجمد از قصاوت دلخوشی ها

دستهایم اینک از خون خالی می شوند

پیش پا ؛ چکه چکه می کند قطره های جان

 

و چه زود می خشکد

و چه زود می میرد

و چه زود فراموش می شود این زجه ی سرخ

 

زمستان است

دیری است ؛ زمستان است

 

سوز و بوران لانه می کند در رگهای زخم دارم

چون جغد بر خرابه های میکده ای

 

در برابر هیچ چیز نقطه ای نیست در این فصل

جز این دقیقه ی کش دار ماندن

 

زمستان است

دیری است چکه چکه می کند قطره های جان

 

آشنایتان نمی شوم دیگر

که تا ابد ؛  کسی فراموشم نکند !

 

جمعه 16 دی 84

+ Link
جمعه 16 دی1384

پس از راه اندازی سایت "مصدق" توسط سهیلا ستاری

سایت مشروطیت راه اندازی شد

 

کلیک کنید

 

****
 

سایت خبری وابسته به شیخ حسن روحانی گزارش داد

مصباح ؛ جمهوریت کنونی ایران را  به زیر سوال برد

 

آيا مردمي كه صدها هزار شهيد دادند تا جمهوري اسلامي برقرار شود، دو هدف داشتند؟ يعني در كنار اسلام خير مطلوب ديگري داريم؟ اين مستلزم آن است كه گفته شود اسلام چيزي كم دارد تا چيز ديگري ضميمه آن شود و اگر كم ندارد بايد چيز مبايني اضافه شود تا اين دو هدف مستقل شوند كه تربيت توحيدي با چنين چيزي سازگار نيست !

 

لینک به مطلب مورد نظر


****

 

سایت خبری وابسته به محسن رضایی ؛ گیر سه پیچ خود را محکم تر کرد


برگ ديگري از عملكرد مافياي نفتي

 

روابط عمومي وزارت نفت، تنها در سال گذشته، مبلغي بالغ بر 185 ميليارد ريال را كه بيشتر از كل بودجه برخي وزارتخانه‌ها مي‌شود، به برخي رسانه‌ها پرداخت كرده است.

  

لینک به مطلب مورد نظر

 

****

وبلاگ نویس معروف از دست کارآموزان خبرنگاری نالید

از کوچه‌ی علی‌چپ تا خیابان وقاحت

 

گاهی آدم از رفتار غیرحرفه‌ای، غلط و عجیب برخی ایشان حرصش درمی‌آید، خصوصا که وقتی متوجه اشتباه‌ کارشان و یا اشکال خودشان شوند، به‌جای رفع اشتباه و یا جبران کاستی، چشم بدرانند، خودشان را به آن راه بزنند و یا بدتر و فاجعه‌آمیزتر این که خیره‌سری و دهان‌کجی کنند!

 

لینک به مطلب مورد نظر در سایت خبری جناح حاکم

 

+ Link
چهارشنبه 14 دی1384

خدای نکرده یه وقت یادی از ما نکنید ها !
نه جونم چرا اینقدر بی قراری می کنید ؟ !!! چرا اینهمه ابراز نگرانی ؟
نه خیر من سالم و سلامت هستم و حالا حالا هم خیال مردن ندارم .
من فقط موندم چه جوری جواب کوهی از کامنت های محبت آمیز شما را بدم ؟ واقعا چه کنم ؟ آخه چرا اینقدر مهربونید شما ها ؟
خلاصه بد ما رو شرمنده کردین البته توی خواب !
خجالت بکشید دیگه !!!
آخه یکی یادی از ما کنه .. مگه من مسخره شماهام ؟

اصلا برو بینیم با ...............

 

گزارش در روزنامه همشهری - صفحه ۱۳ -  قابل انتشار در این وبلاگ نیست . چون نسخه اینترنتی نداره !

گزارش در روزنامه سرمایه - صفحه ۸ - ایضا .!!! چرا ؟ چون سایت روزنامه از کار افتاده !!!

حوصله نوشتن توی وبلاگ هم ندارم !!! از بس شما ها منو لوس کردین ... حالتونو می گیرم .... !!!

+ Link
جمعه 9 دی1384

اتريش: ديگر به ايران تفنگ " اشتير اچ اس 50 " نمی فروشيم

بی بی سی : در پی اعلام نام شرکت اتريشی اشتاير منليشر به عنوان يکی از۹ شرکتی که به علت دادوستد با ايران مورد تحريم دولت آمريکا قرار گرفته است، دولت اتريش اين اقدام آمريکا را مورد سؤال قرار داد و اعلام کرد که اين شرکت با اجازه وزارتخانه های خارجه و کشور اتريش و با رعايت مقررات بين المللی به دادوستد به ايران پرداخته است.

دولت آمريکا بنابر قانونی که پنج سال پيش در اين کشور وضع شده، شرکتهايی را که دادوستدشان با ايران را کمک به برنامه های تسليحاتی آن کشور تلقی کند مورد تحريم قرار می دهد و از معاملات مهمی با شرکتهای آمريکايی محروم می کند.

شرکت اتريشی اشتاير منليشر در ماه اوت گذشته هشتصد قبضه تفنگ دوربين دار از نوع اشتير اچ. اس ۵۰ به ايران فروخت که آن گونه که سخنگوی وزارت کشور اتريش می گويد، برای استفاده پليس آن کشور در مبارزه با مواد مخدر درخواست شده بوده است.

يوهانس راوخ، سخنگوی وزارت کشور اتريش می گويد با توجه به اينکه پروانه صدور و تحويل اين سلاحها به ايران فقط تا اول ماه اوت گذشته معتبر بوده روشن نيست که چرا آمريکا اکنون شرکت اتريشی را در فهرست شرکتهای تحريم شده خود قرار می دهد.

به گفته آقای راوخ، تحويل اين نوع تفنگ در تعداد مشخص شده از نظر دولت اتريش قانونی و بی مانع بوده است بويژه آنکه زمان آن نيز محدود و مشخص شده بوده و هرچند وزارت کشور مسئول اين گونه صادرات است ولی اجازه آن از وزارت امورخارجه نيز در موقع خود دريافت شده بوده است.

اين مقام اتريشی در عين حال تصريح کرد که با توجه به اينکه ايران از ماهها پيش به دليل سياست اتمی اش در اختلاف با جامعه جهانی قرار دارد، درحال حاضر چنين درخواستهايی از جانب آن کشور پذيرفتنی نخواهد بود. اما او اظهارات پتر پيلتس، سخنگوی امنيتی حزب سبزهای اتريش را نيز رد کرده که گفته است صدور اين سلاحها به ايران از گام نخست غير قانونی بوده است.

از سوی جامعه دفاع ازحقوق بشر در ایران منتشر شد :

گزارش جمع آوري کمک براي زلزله زدگان بم

روزنامه اینترنتی روز : جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران با صدور اطلاعيه اي به مناسبت پشت سر گذاشتن دومين سالگرد زلزله بم، اعلام کرد که کار جمع آوري کمک هاي نقدي براي زلزله زدگان به پايان رسيده و اين کمک ها، براي احداث يک فرهنگسرا در شهر بم مصرف خواهد شد.

در اين اطلاعيه که به منظور گزارش نحوه کار حساب مزبور به مردم و با امضاي دکتر عبدالکريم لاهيجي رييس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران و نايب رييس فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر منتشر شده، آمده است:

"پيرو اطلاعيه های پيشين و مقارن با دومّين سالگرد زلزله فاجعه بار بم، خاطرنشان می سازيم که جمع کمکهای نقدی به زلزله زدگان بم که طّی دو سال گذشته به حساب جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران واريز گرديد، بالغ بر مبلغ 78 هزار و 808 يورو گرديد. با انتقال اين وجوه طّی سه حواله بانکی به حساب شماره 8080 بانک صادرات ايران شعبه 1238, اسدآبادی تهران، به نام خانم شيرين عبادی، حسابی که به اين منظور در بانک سوسيته ژنرال پاريس افتتاح شده بود مسدود گرديد."

در ادامه اطلاعيه آمده است: "عمليّات ساختمانی يک فرهنگ سرا در شهر بم از محّل اين وجوه و مبالغی که در ايران جمع آوری شده، آغاز گرديده و گزارش تفصيلی آن توسّط هيأت ناظر بر اجرای اين طرح به آگاهی همگان خواهد رسيد."

راه‌اندازی هيات نظارت بر خبرگزاري های کشور 

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی : مديركل اداره مطبوعات و رسانه‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: تا دو هفته آينده هيات نظارت بر خبرگزاري ها در كشور راه‌اندازی می‌شود.
علاالدين ظهوريان، روز چهارشنبه در حاشيه جلسه بررسی مسايل و مشكلات مطبوعات آذربايجان غربی، در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: هم‌اكنون ‪۹‬ خبرگزاری دارای مجوز در كشور فعاليت می‌كنند كه با راه‌اندازی هيات نظارت بر خبرگزاری‌ها كار بررسی پرونده‌های درخواست و صدور مجوز صورت خواهد گرفت. 


 توقيف یک نشريه دانشجویی

ادوار نیوز: کميته ناظر بر نشريات دانشگاه شهيد رجايي طي حکمي نشريه گزينه11  را به مدت سه ماه معلق کرده است .
گفتنی است که اين نشريه داراي بالاترين تيراژ در بين نشريات دانشگاه شهيد رجايي بوده است .

دیگر سیزده به در هم نداریم

این روز ها : تعـدادي از نمايندگان مجلس هفتم با ارايه طرحي خواستار سامان دهي تعطيلات رسمي كشور به 22 روز شدند. 
به موجب اين طرح كه در 5 ماده تنظيم شده است، هيأت وزيران موظف است تا پيش از دي ماه هر سال، تقويم تعطيلات رسمي سال آينده را تهيه و ابلاغ نمايد.
به موجب ماده 2 اين طرح، تعطيلات رسمي كشور به جز روزهاي جمعه، حداكثر 22 روز اعلام مي شود كه شامل چهار روز نخست فروردين ماه، چهاردهم خرداد (سالروز ارتحال امام خميني)، 22 بهمن، تاسوعا و عاشوراي حسينـي، اربعيـن حسينـي، وفات رسول اكرم و شهادت امام حسن مجتبي، شهادت امام رضا، ميلاد پيامبر اسلام و امام جعفر صادق، شهادت حضرت زهرا، ولادت حضرت علي، مبعث پيامبر گرامي اسلام، نيمه شعبان (ولادت حضرت ولي عصر)، 21 رمضان (شهادت امام علي)، عيد سعيد فطر، شهادت امام صادق و عيد غدير خم مي شوند.

بنا بر ماده سه اين طرح، با توجه به تلاقي مناسبت هاي ذكر شده در اين طرح با روزهاي جمعه، هيأت وزيران مي تواند به مناسبت هاي ديگر مذهبي و ملي و يا فاصله بين دو تعطيلي را تا حداكثر 22 روز در سال در تقويم سالانه پيش بيني كند، منوط به آنكه موجب تعطيلات ممتد مراكز آموزشي، بهداشتي و درماني و خدمات عمومي نگردد.

بنا بر ماده 4 طرح سامان دهي تعطيلات رسمي كشور، دولت مي تواند با استفاده از حداكثر دو روز پاياني آخر سال يا روز هاي پنجم و ششم فروردين ماه منتهي به روز جمعه، تعطيلات عيد نوروز را تا شش روز در تقويم سالانه تعطيلات پيش بيني كند. به گزارش خبرنگار ما، تبصره ديگري از ماده 4 تصريح مي كند كه هيأت وزيران مي تواند حداكثر تا يك هفته تعطيلات زمستاني براي مراكز آموزش رسمي اعم از مدارس، دانشگاه ها و ... پيش بيني كند كه با توجه به تفاوت وضعيت آب و هوايي اسـتـان هـاي مـخـتلف كشور، مي تواند زمان آن متفاوت باشد. گفتني است، اين طرح هم اكنون در دستوركار كميسيون اجتماعي به عنوان كميسيون اصلي و كميسيون هاي آموزش و تحقيقات و قضايي و حقوقي به عنوان كميسيون هاي فرعي قرار دارد و پس از تصويب در اين كميسيون ها به صحن علني ارايه خواهد شد.

+ Link
پنجشنبه 1 دی1384

ممنوعیت موسیقی غربی در ایران

لوموند : احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران خواستار ممنوعیت پخش موسیقی غربی در رادیو و تلویزیون ایران شد.
این تصمیم سمبولیک که دوران اوایل پیروزی انقلاب ۵۷ را در اذهان عموم تداعی کرده، پس از سالها آزادی فرهنگی نسبی عکس العمل های بسیاری را برانگیخته است.

این درحالی است که رییس شورای انقلاب فرهنگی هم در ماه اکتبر خواسته بود تا موسیقی مبتذل و غربی وهمچنین موسیقی کلاسیک در رسانه های کشور پخش نشود. از کانال های تلویزیون نیز خواسته شده که این حکم را اجرا کنند و گزارشی از آن را در 6 ماه آینده تهیه و ارائه دهند.

البته این مساله بدین معنی نیست که آوای این گونه موسیقی ها دیگر در کشور شنیده نخواهد شد، زیرا که گیرنده شبکه های ماهواره ای  و سی دی ها و فیلم های غیرمجاز موجود در بازار اجازه تحقق چنین تصمیمی را نخواهند داد.
بابک ریاحی پور، گیتاریست ایرانی، این تصمیم که " نشان دهنده عدم وجود دانش و تجربه است" را وحشتناک و غیرقابل تحمل می داند.
در اوایل ماه دسامبر، علی رهبری، رهبر ارکستر سمفونی تهران هم از سمت خود استعفا داد و به منظور اعتراض به سرنوشتی که برای موسیقی کشور رقم زده اند، ایران را ترک کرد. وی قبل از عزیمت، نهمین سمفونی بتهوون را برای اولین بار پس از انقلاب  درطی شب های متمادی به اجرا گذاشت. محافظه کاران دراین خصوص عکس العمل نشان دادند و او را متهم به ترویج فرهنگ و ارزش های غربی کردند.

در اوایل انقلاب، موسیقی به عنوان وسیله ای برای شهوترانی و عیاشی معرفی شده بود. در آن دوران بسیاری از موسیقی دانان، ایران را ترک و بیشتر آنها به لوس آنجلس عزیمت کردند و در آنجا یک صنعت موسیقی جدید را گسترش دادند.

طی سال های اخیر، قطعات کوچکی از موسیقی کلاسیک وارد رادیو و تلویزیون شد و در اواخر سال 1980 نیز به سالن های نمایش اجازه اجرای این قطعات داده شد. دهه بعد از آن با 8 سال ریاست جمهوری خاتمی با به وجود آمدن آزادی فرهنگی نسبی و کمتر کردن سانسور، بسیار چشمگیر بود. اما طی انتخابات ریاست جمهوری، پخش موسیقی های انقلابی و حماسی که نشان دهنده "روحیه خالص اسلامی و انقلابی" است، نگرانی عمیق مردم را برانگیخت.
پس از گذر چند ماه از ریاست جمهوری احمدی نژاد، می بینیم که آن نگرانی ها بی مورد نبوده است.

+ Link