هراس من
باری
همه از مردن
در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو - 1341

علی خردپیر :هر سال انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران ؛ سوم می میلادی ؛ روز جهانی آزادی مطبوعات را گرامی می دارد و طی آن از برخی از روزنامه نگاران کشور تقدیر می کند . این روز فرصتی است که در نشست برخی از اعضای این انجمن ؛سخنان به دل مانده نصفه و نیمه به زبان آید . چنان که می بینیم امکان گزارش مشروح سخنرانی ها و انتشار نکات مهم بیان شده در این روز و در زیر سقف خانه ی صنفی روزنامه نگاران در جراید نیست .
سال گذشته محسن کدیور به عنوان ریئس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ؛ ناممکن بودن انتشار سخنرانی خویش را در مطبوعات نمونه بارزی از مصادیق” نبود آزادی بیان و قلم “ تلقی کرد و امسال هم گزارش های منتشر شده در روزنامه ها بیانگر همه موارد گفته شده و البته جذاب برای روزنامه خوانان نبود .
مشاالله شمس الواعظین که سردبیری لااقل سه روزنامه توقیف شده را در سال های گذشته برعهده داشته است ؛ امسال آرزویی را در کمال اطمینان به تحقق آن به زبان آورد و با تاکید ریئس کمیسیون اصل نود مجلس ششم باری دیگر بر آن اشاره کرد اما هیچ رسانه ی غیر دولتی حاضر به انتشارش نشد که البته از همان اول هم جز این انتظار نمی رفت .
سخنرانی اکبر گنجی که اشاراتی نیز به مساله پرونده هسته ای ایران داشت هم سر و ته زده و مختصر برای جامعه بازتابانده شد.به راستی نشست امسال در چنین روزی با یک ویژگی همراه بود و آن هم حضور اکبر گنجی و سخنرانی کوتاهی بود که میان تشویق حاضرین انجام می شد .پیکر گنجی بیش از پیش نحیف بود و خبر از وقایعی می داد که بر او در دوران حبس رفته بود . گنجی با هیچ خبرنگاری مصاحبه نکرد . چه ؛ همه آنانی که در چنین مراسمی بودند خود اهل مطبوعات و رسانه بودند و اگر قرار بر پرسش و پاسخی رسمی بود او باید با بیش از یکصد نفر گفتگو می کرد .
گنجی مصاحبه هایش را به آینده موکول می کرد . شاید هم او که اهل قلم است و روزگاری نه چندان دور در روزنامه ها و ماهنامه های کشور قلم می زده بیش تر آسوده است که پرسش ها را با زبان قلم پاسخ دهد .آنهم نه به عنوان یک سوژه که در سمت یک سوژه یاب .
فرصتی دست داد که درآن ازدحام و شلوغی ناشی از حضور و اشتیاق همکاران ؛دو سه کلامی را با گنجی در قالب پرسش و پاسخ رد و بدل کنم . موضوع اما برایم مهم بود و نمی توانستم بیش از این صبر کنم تا در فرصتی مناسب و جایی دور از هیاهو و چنین تراکمی ؛ دغدغه خود را مطرح کنم .
می دانیم که گنجی با نوشتن و انتشار مانیفست جمهوری خواهی خود وجه تمایز افکار سیاسی و اجتماعی خود را با دیگر طیف های سیاسی تشریح کرده است . اما هنوز هستند آنانی که بر اصلاح طلب بودن او اصرار ورزیده و گنجی را به خود نزدیک می بینند . گویی گنجی که اکنون از شهرتی فرامرزی برخوردار است و نزد ملت ایران چنان یک قهرمان ملی است می تواند برای بسیارانی کسب اعتبار کند . تعابیر مختلف از نگرش سیاسی گنجی و کارنامه او در کنار نگاه بسته به مساله موافقت یا مخالفت با نظام باعث شده است که اصلاح طلبان ؛ گنجی را از آن خود بدانند و کوچکترین اشاره ای به محتوای مانیفست جمهوری خواهی نداشته باشند . گنجی برای آنان نامی است که می شود از قبل او و وجه ی موجه او بادی در قب قب انداخت . گنجی اما اصلاح طلب نیست . او هیچ اعتقادی به پیروزی اصلاح طلبان حکومتی درایران ندارد و این را به وضوح در دفتر دوم مانیفست و هنگام دعوت به تحریم انتخابات ریاست جمهوری تیرماه سال 84 عنوان کرد .
ازگنجی تا امروز هیچ سخن و یا نوشته ای موجود نیست که اثبات کند او به راهکارهایی چون نافرمانی مدنی و تحریم انتخابات های پیش رو بی اعتماد شده است .هنوز هم بر آنچه که در نقد نظریه مشروطه طلبی حجاریان مطرح کرده پایدار است .
بحث در مورد تفکر گنجی و اصلاح طلب بودن یا نبودن او در نهایت به اینجا ختم می شود که او زنده است و می تواند خود موضوع را روشن کند . با وجودی که مانیفست را خوانده بودم اما حضور او در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران فرصت مغتنمی بود تا تعبیر خودش را درباره این بحث بدانم . در لابلای جمعیتی که او را محصور کرده بود این گفتگوی کوتاه شکل گرفت که بدون توضیح بیشتر می خوانید :
مسلم است که میان تفکر سیاسی من و حجاریان اختلاف عمده ای وجود دارد و این اختلاف نظر نیز بر جای خود باقی است . ولی او به خاطر دفاع از آزادی بیان ترور شد و از این نظر عنوان کردم که بهتر است جایزه را به حجاریان می دادند .
به نظر می رسد که وقت آن است تا موضع خود را در قبال نظریات و بیانیه های احزاب کشور بیان کنید .آیا به نقد روش و دیدگاه های آنان خواهید پرداخت ؟
این کار را انجام خواهم داد و نقدهایم را ادامه می دهم .
بسیاری از یاران سابق شما در طیف اصلاح طلبان ؛ اصرار دارند که شما را هنوز هم به عنوان چهره ی اصلاح طلب معرفی کنند . نظر خودتان در مورد این تعبیر چیست ؟
تمام این بحث ها را نوشته ام . مواضع سیاسی من روشن است و بار ها روی آن تاکید کرده ام .
با در نظر داشتن محتوای مانیفست جمهوری خواهی و از سوی دیگر این اصرار برخی از حامیان جریان اصلاح طلبی در ایران ؛ آیا تایید می کنید که از چارچوب های نظام فراتر رفته اید و مدت هاست که دیگر تعلق به این جریان ندارید ؟
بله . صد در صد . من مواضع خود را به روشنی بیان کرده ام .
رامین جهانبگلو ؛ متفکر ؛ مدرس رشته ی فلسفه ی سیاسی و نویسنده ؛ در تهران دستگیر شد . روزنامه اينترنتى " روز " از قول برخى از نزديكان جهانبگلو نوشت : " احتمال دارد كه جهانبگلو بخاطر اين دستگير شده باشد كه در مصاحبهاى با روزنامهاى اسپانيايى به گفتههاى رييس جمهوری ايران احمدىنژاد در باره افسانه بودن هولوكاست، كشتار يهوديان، انتقاد كرده است."
نمی دانستم که مصاحبه ی خبرنگار خبرگزاری ایسنا ؛ در اسفند سال گذشته با من ؛ منتشر شده است . گفتگوی دیگری هم به تازگی داشته ام که پس از انتشار آن ؛ لینک خواهم داد . کلیت حرف من این است که : " فضاي وبلاگ يك فضاي مجازي براي آنانی است كه ميخواهند بدون هرگونه چارچوب خاصي، عقايد خود را ابراز كنند ." خبرنگار ایسنا در باره ضرورت حمایت دولت از پدیده ی وبلاگ نویسی می پرسد و من که از فشار های موجود امنیتی و فیلترینگ به خوبی خبر دارم می گویم : " اگر حمايت ارگان خاصي مطرح باشد، به دنبال آن چار چوب هم ايجاد ميشود كه اين مساله با نفس وبلاگ منافات دارد . " به همکاران ایسنا حق می دهم که دقیقا آنچه که مطرح کرده ام را منتشر نکنند . آخر آنان هم در داخل دایره فشار هستند .
۱ - اولین روز ماه می میلادی ؛ روز جهانی کارگر است . روزی که در گوشه گوشه ی جهان شاهد برپایی تظاهرات تشکل ها و سندیکاهای کارگری هستیم . در ایران هم برخلاف وجود سندیکالیسم مستقل از دولت ؛ هر ساله این تظاهرات برگزار می شود . امسال " مخالفت با قرارداد های موقت " مهمترین بهانه برای فریاد ها بود . ظاهرا ریس جمهوری و ریس مجمع تشخیص مصلحت هم در برنامه هایی جداگانه به این مناسبت ؛ حاضر شده و عکس یادگاری هم انداخته اند ...
با حجاب ؛ بی حجاب ؛ بد حجاب . این ها اصطلاحاتی است که پس از انقلاب در ایران رواج پیدا کرد .
در دهه های 60 و 70 خورشیدی به بانوانی که از مانتو و روسری یا حتی مقنعه برای پوشش اسلامی و به اجبار قوانین حکومتی استفاده می کردند بی حجاب گفته می شد . این سوال اما همواره از بیرون متوجه جامعه ایران بود که زنانی که از روپوش و روسری برای پنهان نگاه داشتن مو و بدن خود از نگاه مردان استفاده می کنند چرا بی حجاب خوانده می شوند . مگر چنین پوششی که اتفاقا در سالهای پس از انقلاب ابداع شده بود نوعی حجاب نیست؟.
|
یک هفته از قطع همکاری من با روزنامه سرمایه می گذرد . در کمال ناباوری امروز مطلع شدم که یکی از مطالبم پس از گذشت نزدیک به ۱۰ روز از تاریخ تحریر آن ؛ به چاپ رسیده است! شگفت زده ام که حضرات چگونه دست به چنین کاری می زنند و همچنان سینه سپرکرده ؛ مدعی علامه دهر بدون اند . انگار فراموش کرده اند که بحث تحلیل اخبار با توجه به زمان باید صورت گیرد . خبر نویسی کاری ایستا نیست ؛ از این رو تحلیل خبر هم وابسته به زمان است . آنان که سخنان معاون وزیر نفت ( محمد رضا نعمت زاده ) را تبلیغ خواندند و چشم بر روی خبر بودن آن جملات بستند ؛ خوب است بدانند که این مطلب پیش از سخنان مدیر عامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی درخور توجه بوده است . و اینک انتشار آن ؛ نه تنها می تواند توانایی نویسنده را مورد پرسش قرار دهد ؛ بلکه برگ دیگری است بر بی تدبیری و بی توجهی حضرات عالی منسب ؛ به امر اطلاع رسانی و تحلیل رویداد ها . باشد که ملت ایران ؛ روزی صاحب روزنامه هایی در شان خویش شوند . |
|
|
|
سرمايه: احتمالا در نيمهء دوم سال جاري، بنزين جيرهبندي خواهد شد. اين در حالي است كه شروط لازم براي انجام چنين تصميمي مطابق با تبصره 13 قانون بودجه سال 85 توسط دولت در نظر نيامده است. دولت، بودجه مورد نياز واردات بنزين براي سال جاري را چهار ميليارد دلار به مجلس پيشنهاد كرده بود كه توسط كميسيون تلفيق به 5/2 ميليارد دلار تقليل يافت.اگرچه كميسيون تلفيق ... |

An Iranian policewoman (back to camera) watches
a couple kiss before restraining them
on a street in Tehran, Iran April 22, 2006