هراس من
باری
همه از مردن
در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو - 1341
به مناسبت سالگرد قیام ۳۰ تیر
متن استعفا نامه ی دکتر محمد مصدق
چون در نتيجه تجربياتی که در دولت سابق بدست آمده، پيشرفت کار در اين موقع حساس ايجاب می کند که پست وزارت جنگ را فدوی شخصا" عهده دار شود و اين کار مورد تصويب شاهانه واقع نشد، البته بهتر آن است که دولت آينده را کسی تشکيل دهد که کاملا" مورد اعتماد باشد و بتواند ...
روزنامه اعتماد : عدالت از آن دسته واژه هايي است که در طول تاريخ براي رسيدن به تعريفي واحد مورد بحث بوده است. از افلاطون و ارسطو تا انديشه ورزان قرن حاضر هر يک سعي کرده اند تا تعريفي درخور و جامع از آن داشته باشند. همه تلاش ها اگر چه در نهايت روشنگري و تداعي لزوم دقت بر مفاهيم ارائه شده را به دنبال داشته است اما هر يک به بعد يا ابعادي از کارکرد اين واژه معطوف بوده است.
گروهي از معتقدان به سياست جامعه گرايي عدالت را به مفهوم «از هر کس به قدر توانش و به هر کس به اندازه نيازش» به کار گرفته اند. برخي ديگر در پي توجيه مصاديق بي عدالتي همواره ترجيع بند گفتارشان اين است که عدالت به معني برابري نيست. نحله فکري يي که خود را روشنفکران ديني نام نهاده اند نيز در پي دستيابي به تفسيري از اين واژه به اسناد مذهبي رجوع کرده و حقانيت عدالت اجتماعي را از جمله احکام الهي و توصيه و نظريه پردازي پيراموني را منتسب به عالمان ديني برمي شمارند.
تلاش براي بومي کردن عدالت و حتي اثبات زايش آن از بطن مفاهيم الهيات در کنار کنکاش هاي فلسفي و به عبارتي ديگر فلسفيدن حول آن، بي شک از اهميت و عطش بشريت درباره عدالت خبر مي دهد.عدالت همان حقي است که بشر در پي کسب آن، تاريخ ها نوشته است.
از اين رو به نظر مي آيد توده ها بي آنکه توان و ابراز بيان داشته باشند بر مفهوم اين واژه آگاهند. اقشار مردم به ويژه گروه هاي فرودست جامعه به تحقق عدالت ميل دارند و جويندگان عدالت در دهک هاي اقتصادي پايين جامعه به سادگي نسبت به شعارها واکنش نشان مي دهند. پيروي محض از برخي سياست ها بي آنکه به حافظه تاريخي و تجربيات گذشته نگاهي شود، مهمترين منفعتي است که پوپوليست ها از آب گل آلود جامعه به نفع خود و البته به صورت مقطعي به دست مي آورند.
جداي از آنکه فلاسفه و متفکران چه تعريفي از عدالت دارند، مردم براي رفاه اجتماعي و آسودگي زيست خود به شدت به مقوله عدالت حساسند.مردم را نبايد اما به عنوان عناصري نامتغير درنظر آورد. چه بسا با همه کوتاه بودن حافظه تاريخي افزايش يا کاهش فاصله طبقاتي جامعه بر شيوه تفکر اکثريت اثرگذار است، پس شايد يکي هم به اين علت است که پوپوليست ها چه در قامت پرطمطراق ليبراليسم و چه در لباس سرخ زندگي اشتراکي مي توانند در مقطعي کوتاه عامه مردم را به دنبال خود بکشانند.
بايد پذيرفت که عدالت هم به مانند بسياري ديگر از واژه هاي مهم ادبيات سياسي و اقتصادي هر روز دستمايه بسياري از منفعت طلبان مي شود. پوپوليست ها که اينک در جنب و جوش آنند تا هرگونه برابري خواهي را سياستي همسو با طيف عوام گرايان جلوه دهند گويي فراموش کرده اند که حق برابري انسان ها نه تنها از عدالت جدا نيست بلکه در فقدان اين حق اساساً به کارگيري مفهوم عدالت بي معني است.جامعه يي که عدالت در مناسبات اقتصادي، سياسي و اجتماعي آن لحاظ شده باشد همچون دادگاهي است که در پي بازستاندن حقوق انساني شهروندان است. همان اندازه که در اين دادگاه دادستان از حق طرح اتهامات برخوردار است، وکيل مدافع هم فرصت دفاع دارد و همان قدر که شاکي از زمان و ديگر امکانات براي احقاق حق خود بهره مي جويد، متهم هم.پس قاضي با رعايت اصل برابري و رجوع به قوانين عدالت گستر است که حکم مي کند. آيا با کسر اصل برابري در فرصت دفاع و طرح اتهام اساس رعايت عدالت در دادگاه زير سوال نمي رود؟
سرمقاله شهروند و نگاه سیاسی به پوپولیسم
سرمقاله یشهروند امروز ، نوشته ی محمد قوچانی ؛ بسیار تامل برانگیز است . آنچه که بهانه تحریر شده ؛ به ظاهر بازگشت میرحسین موسوی نخست وزیر دهه ی شصت جمهوری اسلامی به عرصه سیاست است . نویسنده که همواره خود و رسانه های تحت هدایت خود رامدافع راست مدرن خوانده است ، کوشیده تا جریان پوپولیستی دولت وقت را رو در روی ایده ها و برنامه های فکری دوجریان سیاسی لیبرالیسم و سوسیالیسم قرار دهد . به اعتقاد قوچانی ، موسوی یک چهره سوسیالیست است ...
معجزات اسلامی
شنیده شد : بیژن امکانیان روز پنجشنبه به مناسبت برگزاری دهمین جشن دنیای تصویر جایزه خود را از دست لباس شخصی سابق و سازنده فیلم اخراجی ها گرفت . این جشن در تالار وزارت کشور برپا شد . و گفته می شود : مثل اینکه مسعود ده نمکی ، راستی راستی به خانواده ی هنربندان ! ببخشید هنرمندان پیوسته ! الله اکبر . تبارک الله ! صلوات . دو رکعت نماز شرک ، بازهم ببخشید شکر ، به جا می آورم قربت الی الله ... یاد آوری می شود : فردا اگر دیدید که حاج مسعود با یکی از بانوان عرصه ی سینمای ایران روی سن دست داد و بوسه ای
ضرورت خانه تکانی فکری
در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران
در حالی که بچه های هم میهن به یکدیگرپیشاپیش تبریک می گفتند ،خبرگزاری کار ایران به محاق توقیف رفته بود و بسیاری از خبرنگاران ، ازکارشان جدا افتاده بودند .تعدادی از همین خبرنگارها در نشست امروز انجمن شرکت کردند اما وقتی که دیدند در این برنامه هیچکس سخنی از توقیف ایلنا نمی گوید ، به نشانه اعتراض تالار اجتماعات را ترک گفتند . جالب این است که حتی بحث بر سر توقیف هم میهن هم چندان پر رنگ نبود . یعنی قرار بود که پر رنگ نباشد ...
باز انتشار این مطلب در اخبار روز و همچنین ایران امروز .
هم میهن آزاد می شود
حداکثر تا دو هفته آینده روزنامه هم میهن را می خوانید . همین !
تجمع در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران
در پی توقیف دوباره ی روزنامه هم میهن ، انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در نظر دارد تا با حضور اعضای تحریریه این روزنامه تجمعی را به نشان اعتراض برگزار کند . روزچهارشنبه از ساعت 13 الی 15 روزنامه نگاران در سالن اجتماعات ساختمان انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران گرد هم می آیند تا ...
هفت هفت دو هزار و هفت که این بود
هفت هفت هفت هزار و هفت
دگر چه فاحشه ایست
هفت بار بر سر زیستن فریاد
که متولد هفت زمستان ام
هفت بار باران ادرار عجوزه ای گمنام
بر صفحات بی نقطه ی تاریخ
هفت بار من تمام هفت آسمان دروغ را بر شانه هایم نشاندم
بی آنکه خواب جنینی را آشفته سازم
هفت بی نشان هفت غایب هفت ستیز بی صدا
هفت بار مرا در هفت شب صدا کرد
و
هفت بار به حال هفت سالگی خود گریستم
هفت رنگ اگر به هفت صورت مینشست
هفت بار برای یافتن شاخه گلی به بقال ها نمی گفتم این من کجاست
هفت بار من ؛ من را گم کردم
هفت بار به گه نشستن راستی را تماشا کردم
هفت قطره اشک بر مزار هفت اعدامی ریختم
هفت بار هفت تیر خشم بر دل کوه نشاندم
هفت بار باورت کردم
هفت بار دوستت داشتم
پس
سرم را بر شانه ات می گذارم
هفت پیامبر شاید از هفت بار هق هق ام شرمگین شوند
هفت زخم از هفت بار مردن سخت تر است
باور کن هفت مرگ از هفت قبر غربیه گی تنگ تر نیست
2007 / 07 / 07
خبر دادند که ایران امروز هم منتشر کرده است
هم ميهن توقيف شد

سه شنبه ۱۲/ ۰۴ /۱۳۸۶

سمیرا وکیلی ( خبرنگار گروه حقوق ) و محمد عطریانفر ، رئیس شورای سیاست گذاری
سعیده اسلامیه ، امیلی امرایی ، فیروزه اکبریان

رویا راوری ؛ کامران ملک پور ( پشت میز گروه اقتصاد )


متین غفاریان

هم ميهن باري ديگر توقيف شد . پس از هفت سال از زمان توقيف اول ؛ دادگاه راي به بي گناهي اين روزنامه داده بود كه گويا از كرده خود پشيمان شد .
گفتند كه راي دادگاه كامل نبوده است و بايد به دادگاه تجديد نظر رجوع شود . ما بيكار شديم . قند در دل برخی آب شد . می دانم . بازهم بيكار شديم . اما چه باك . من اصلا از بيكار شدن خود غمگين نيستم . اين ۲۰۰ نفر چه خواهند كرد ؟ مي دانم اين هم فصلي است از مطبوعات ايران . مگر نبودند آنان كه در سال هاي ۷۸ و ۷۹ زير تيغ توقيف رفتند . مگر هفت سال پيش از اين بچه هاي هم ميهن بيكار نشدند ؟ نه موضوع بيكار شدن نيست . كسي از ما تحریریه ای ها بيكار نمي ماند . چنان كه از هر دري كه خارج مي شويم به در ديگري وارد شديم . نوشتن كار ما است . مي نويسيم . حتي اگر خوششان نيايد . ما كارمان را مي كنيم حتي اگر هر از گاه لگدي نوش جان كنيم . اما تلخ است . تلخ . نمي دانم چگونه اين تلخي را بازگو كنم . نمي دانم . حالم بد است . تنفر وجودم را فرا گرفته است . ديشب ساعت ۱۰ شب براي گفتگو با "وزير نفت ونزوئلا "رفته بودم . بعد از ظهر صفحه را بستيم . بلافاصله خبر آمد كه روزنامه توقيف شد . الان در ساختمان روزنامه ولوله بر پاست . حالم بد است . حالم بد است . حالم بد است . حالم بد است ....

فرید مدرسی - احمد زید آبادی - عماد الدین باقی

همه از هم می پرسند ، چه باید کرد ؟

محمد عطریانفر : پیگیر پرونده می شویم

اتاق حروفچینی و تصحیح خالی از کارمندان شد

باقی و سعیده اسلامیه
چه باید کرد ؟

فرشید خاموشی و علیرضا بهداد ، دو عضو تازه وارد به گروه اقتصاد هم میهن

زید آبادی : فردا تجمع می کنیم

رامین راد نیا

روزنامه نگاران و کارمندان هم میهن در حالی خبر توقیف را دریافت کردند
که بخش اعظم صفحه های اصلی روزنامه کم کم برای ارسال به چاپخانه آماده می شد .
لایی ها و ضمیمه هر روزه نیز چاپ شده بود.
خبر توقیف روزنامه هم میهن در france 24
خبر در رویترز
عكس هاي حجت سپهوند در روزنا

محمد قوچانی - مریم باقی - مهران کرمی ( عکس :AP )
چهارشنبه ۱۳/ ۰۴/۱۳۸۶

احمد زید آبادی در گفتگو با بچه های تحریریه . موضوع بحث : چه باید کرد ؟


بازتاب یک توقیف را در سایت رادیو زمانه بخوانید .
واکنش خبرنگاران به توقیف هممیهن را در سایت ایران امروز بخوانید .
روزنامه هم ميهن :عمر دولت احمدينژاد به نيمه رسيد و سرانجام بنزين جيرهبندي شد. در كشاكش تصميم دولت و مجلس بر سر يافتن چارهاي براي درمان بيماري بدخيم بحران كسري بودجه تامين بنزين مصرفي كشور كه ميراث بيتدبيري دولتهاي گذشته بود و البته با شعارهاي مردمپسند دولت نهم و افزايش فشارهاي بينالمللي شدت يافت، كم نبودند آناني كه گمان ميكردند نه مجلس و نه دولت گردن به جيرهبندي نخواهد سپرد.
تجربه شكست تثبيت قيمتها اما در مجلس هفتم نشان داده بود كه جبر حاكم بر مسائل اقتصادي كشور پرزورتر از آوازه شعار است. پس پيشنويس سومين قطعنامه سازمان مللمتحد عليه ايران نوشته شد و نمايندگان كنگره آمريكا در واشنگتن تحريم صادرات بنزين به ايران را در حال تدوين بودند كه ناگاه جيرهبندي بنزين در ايران اجرا شد.
ناگفته هويداست كه جيرهبندي يك كالاي ضروري كه اتفاقا سياسيترين كالاي ايران نيز هست، بدترين راهكار از سر ناچاري و البته موقتي در زمانه بحران است. برخي از كارشناسان مسائل اقتصادي و جماعتي از هواداران اقتصاد آزاد اما نگاهي فراتر از گذار از يك مقطع دارند. نسخه تجويزي آنان اصلاح قيمت و آن هم افزايش تا رسيدن به نرخ تمام شده است.
گويي همه مشكل در قيمت عرضه خلاصه شده است و بايد با يك اقدام جسورانه در نحوه فروش بنزين همگام با كشورهاي توسعهيافته، عرض اندام كنيم. در آن صورت دولت از تخصيص يارانههاي چندين ميليارد دلاري آسوده ميشود و مردم هم از بند جيرهبندي رستهاند.
آنان هر از گاهي هم يادي از نهضت ملي زنده ياد محمد مصدق ميكنند و سررشته همه مصيبتهاي اقتصاد نفتي ما را پيراحمد آباد ميخوانند. بيچاره رهبر نهضت ملي ايران كه همه عمر در جنگ با استعمار انگليس و خيانت تودهاي جماعت سر كرد، نفت ايران را به ايراني باز پس گرداند و حالا هم هر از گاهي پايش را از پس نيم قرن به ميان معركه ميكشند.
در اين مجال فرصت پاسخگويي به مخالفان نهضت مصدق نيست و اين تنها اشارهاي بود به اينكه به هنگامه ناتواني در يافتن راهكارها چگونه برخي صفحات تاريخ را با شتاب ورق ميزنند. اكنون به حكم هواداران آنچه كه اقتصاد آزاد ناميده ميشود افزايش حدود 25 درصدي نرخ بنزين كفايت نميكند و تا رسيدن اين نرخ به قيمت آزاد هر اقدامي ديگر عبث است.
در تحليلها و دفاعيات آنان همواره گذاره ارزان بودن قيمت بنزين تكرار ميشود، عرضه بنزين و نرخ آن با كشورهاي توسعهيافته قياس ميشود بيآنكه ديگر ويژگيهاي اقتصادي و اجتماعي الگوي درنظر گرفته شد، به محك قياس وارد شود.
آيا در قياس ناقص طرفداران عرضه بنزين550 توماني به پايين بودن دستمزد كارگران پالايشگاه در ايران نسبت به كشورهاي توسعهيافته توجهي شده است؟ اگرچه 40 درصد بنزين مصرفي كشور وارداتي است اما 60 درصد مابقي توسط همين نيروي كار ارزان پالايش ميشود. آيا درآمد سرانه كشورهاي توسعهيافته در قياس با درآمد سرانه ايران داراي اختلافي فاحش نيست؟
طرفداران خصوصيسازيهاي لجام گسيخته، ظاهرا كمترين توجهي به عواقب سياسي و امنيتي افزايش ناگهاني قيمت ندارند. آيا در كشورهاي توسعهيافته، كه امروز در بخش عرضه بنزين الگوي جماعت مذكور است تغيير نرخ بنزين همچون ايران بر نرخ مسكن، خودرو، مواد غذايي و ساير خدمات رفاهي و اجتماعي مردم تاثيرگذار است؟
چگونه است كه بيتوجه به ملزومات تغيير نرخ بنزين، نسخهنويسان با شعار منفعت بخش خصوصي، كمترين توجهي به رفاه اجتماعي ندارند. پرسش اينجاست كه چرا به محض سخن گفتن از كلاف كهنه سردرگم بنزين عدهاي درد دلشان از قيمت آغاز ميشود. آيا آنان طرحي هم براي واقعي شدن قيمت خودرو در كشور دارند؟
مردم اينك بنزين جيرهبندي با نرخ يكصدتومان را در خودروهايي ميسوزانند كه در آن سوي خليجفارس همان خودرو با نصف بهاي پرداختي ايران و البته كيفتي بهتر قابل خريداري است با اين حساب آيا به راستي مردم براي هر ليتر بنزين به دولت 100 تومان پرداخت ميكنند؟
مشكل كجاي كار است كه اين دلسوزان اقتصاد، هرگز از قاچاق بنزين به مرزهاي شرق و غرب سخن نميگويند. آنچه گفته شد بيشك در دفاع از جيرهبندي نيست كه اين خبر به تشكيل بازار سياه نميانجامد اما آنچه كه برخي از علماي اقتصاد بازاري هم از آن دم ميزنند به نظر نميآيد راهكاري به نفع اكثريت باشد.
بعيد است كه مساله بنزين برفرض با افزايش ناگهاني قيمت، به تغيير الگوي مصرف بينجامد اتفاقا در آن زمان ديگر نه دولت و نه شبهدولت در اين مملكت نگران از تعادل مصرف بنزين 5/8 ميليون خودرو در قياس با35 ميليون خودرو بريتانيا نخواهد بود.
روزنامه همميهن: كارت هوشمند سوخت از 80 تا 150 هزار تومان در تهران خريد و فروش ميشود.
محمدرضا نعمتزاده، مديرعامل شركت ملي پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي چندي پيش اعلام كرد كه فرصت پيشخور جيرههاي بنزين براي خودروهاي شخصي و موتوسيكلت از چهار ماه به شش ماه افزايش خواهد يافت. تكرار اين خبر از زبان مديرعامل شركت ملي پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي كه پيش از اين توسط وزير نفت نيز عنوان شده بود بر قيمت كارتهاي هوشمندي كه توسط برخي از صاحبان خودرو در بازار سياه خريدوفروش ميشود، تاثير گذاشته است...
فايل پي دي اف
مردم جيرهبندي بنزین را تجربه کردند
روزنامه هم میهن : نخستين روز جيرهبندي بنزين در دولت احمدينژاد روز گذشته تجربه شد. وزارت نفت در آخرين ساعات سهشنبه شب به ناگاه جدول سهميهها را اعلام كرد و بلافاصله خبر داد كه «جيرهبندي بنزين پس از ساعت 24» آغاز ميشود، به دنبال اين خبر مردم در سراسر كشور براي پر كردن باك خودروهاي خود به جايگاههاي عرضه بنزين هجوم بردند. همين مساله به بروز ترافيك سنگين در اكثر معابر شهرهاي بزرگ از جمله تهران منجر شد. دولت پيش از اين در پي خلف وعدههاي خود درباره زمان جيرهبندي بنزين، شاهد صف كشيدن خودروها در جايگاههاي بنزين بود و از اين رو سعي كرد تا هنگام اعلام خبر تا زمان اجرايي شدن قانون مصوب مجلس هفتم فاصله زماني كوتاهي وجود داشته باشد ...
روزنامه هم میهن : نشست مطبوعاتي وزير نيرو قرار بود يك روز زودتر و در سالروز پيروزي رئيس دولت مهرورز برگزار شود كه به گفته پرويز فتاح سوم تيرماه امسال طولانيترين جلسه هيات دولت در طول عمر دوساله دولت احمدينژاد طي 12 ساعت متوالي اتفاق افتاد.
فتاح كه روز گذشته به رسم سابق براي ارائه گزارش عملكرد سهماهه وزارت نيرو در جمع خبرنگاران حاضر شده بود، از تهيه لايحه مبارزه با استفادهكنندگان انشعابهاي غيرمجاز برق خبر داد. به گفته فتاح دولت با همكاري قوه قضائيه در صدد است تا در مجلس قانوني به تصويب بگذارد كه بر مبناي آن متخلفان مجرم شناخته شوند.
بخش عمده مشكل وزارت نيرو در رويارويي با سرقت برق و انشعابهاي غيرقانوني البته مربوط به حاشيهنشينان شهرهاي جنگزده در استان خوزستان است.همميهن تلاش كرد تا وزير روشن سازد از طرف دولت براي تامين برق جنگزدگان چه تدبيري انديشيده شده است كه پاسخ روشني دريافت نكرد.
براساس قانون، وزارت نيرو حق ندارد به ساختمانهايي كه از پروانه ساخت برخوردار نيست، انشعاب آب و برق تخصيص دهد. در اين ميان آناني كه همه زندگي خود را در جنگ باختهاند باز هم آسيبپذيرترين قشر جامعه ايران باقي ماندهاند.همميهن همچنين درخصوص تفاهمنامه صادرات آب به كويت و زمان احتمالي تمديد آن جويا شد.
به نظر ميرسد با توجه به اظهارات وزير نيرو و مساله ضرب و شتم يك ديپلمات كويتي در تهران، اگرچه تمايل طرفين بر سر تفاهمنامه باقي است، اما برخلاف اخبار گذشته، اين پروژه چنانكه جلوه داده شده در حال حاضر جدي نيست.وزير نيرو همچنين در پاسخ به يكي از خبرنگاران، با لبخند از پايان آبگيري سد سيوند خبر داد و با مسرت يادآور شد كه همه كارهاي اين سد به خوبي و خوشي پيش رفت.
روزنامه هم میهن :در راه بازگشت از عسلويه، حسب اتفاق كنار يكي از فعالان بخش خصوصي صنعت پتروشيمي هستم. ميگويد: «اكثر قراردادهاي منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس به سالهاي گذشته بازميگردد.» گويا پنج، شش سالي است كه هفتهاي دو بار مسير هوايي عسلويه -تهران را ميپيمايد.
او راضي است. از تاخير در راهاندازي مجتمعهاي پتروشيمي ميگويم و از به دست انداز افتادن آغاز طرحهاي جديد. قانع است و ميگويد «اگر همين را هم كه داريم قدر بدانيم منافع بزرگي متوجه كشور است».نگاهم به آينده است. او ولي مسرور از منفعت بخش خصوصي صنعتگران طي 10 سال گذشته. به مسائل سياسي كه اشاره ميكنم، بيش از هر چيز ثبات را در هر چه كه هست ميخواهد.
«حالا اگر هم طرحهاي جديد براي حصول بيشتر ارزش افزوده از گاز طبيعي پارس جنوبي شكل نگيرد مهم نيست، تا به حال كه برايمان خوب بوده است.» مهندس جوان بارها تاكيد ميكند كه رشد و توسعه صنعت پتروشيمي درگير مسائل مبتلابهاي است كه بر همه آشناست، پس يكسال تاخير در راهاندازي هر مجتمع امري طبيعي است!
اين همان بهانهاي است كه قائممقام مديرعامل شركت ملي صنايع پتروشيمي به آن در پاسخ به علت تاخير راهاندازي مجتمع پتروشيمي برزويه اشاره ميكند. نميدانم پس مطالعات اوليه و امكانسنجي طرح بر مبناي كدام واقعيات صورت ميگيرد، كه در كشاكش رسيدن به پايان كار هزار و يك مشكل نهادينه شده مملكت دستاويز و بهانه ميشود.
همسفرم ميل به عادت دارد و خبرنگار جوياي علتهاست. او به منفعت مقطعي راضي است و خبرنگار به منفعت نسلها ميانديشد. به تهران رسيدهام زير لب ميگويم اين ميل به عادت در جامعه نكند كه « اقتصاد آزاد بازار » را به قول زنده ياد محمدجعفر پوينده « اقتصاد بازاري آزاد » سازد.
در باب تحمل
ظاهرا مطلب قبلی ؛ خاطر برخی را مکدر ساخته است. یکی از همکاران که البته از جمله سابقه داران مطبوعاتی است تماسی گرفت . نه از سر گله و شکایت که از باب روشن شدن موضوع . می گفت تعدادی هم توصیه کرده اند که با فلانی تماس نگیر و سخنی مگو . یاد شب های انتخابات تیر 84 افتادم که ...
گاف روزنامه ها درباره بنزین
وقتی خبرنگار بی خبر است
روزنامه های پنجشنبه را ورق می زدم . کما بیش پیدا کردن گاف در روزنامه های دست چندم و کم تیراژ کار سختی نیست . اما بستگی به اهمیت خبر دارد . موضوع هر اندازه که بزرگ تر باشد گاف ها هم بزرگ تر هستند . روزنامه سرمایه که روزی به جرات یکی از با محتوا ترین روزنامه های چاپ تهران بود مدتی است که به روزمرگی افتاده است . از جریان اتفاقات داخل هیات تحریریه مطلع هستم و می دانستم که سرمایه سیر نزولی در پیش خواهد گرفت .
حالا دیگر فرقی میان سرمایه و ...