تبليغاتX
وبلاگ علی خردپیر
علی خردپیر 
روزنامه نگار
چهارشنبه 22 مهر1388
بهنود از ما چه آموخته بود ؟

 ضربان قلب بهنود باز ايستاده است . 21 ساله اي كه دقايقي پس از ساعت 5 روز يكشنبه 19 مهر بهبهنود شجاعي در 17 سالگي مرتكب جرم شده بود جرم قتل به قتل رسيد . بزه اما در كودكي روي داده بود . بهنود متولد سال خشونت بود . 1367 سال اعدام و اعدام شد بي آنكه التماسش بر دل صاحب دم نشيند . 17 ساله بود كه خشونتي سخت مرتكب شد . ناخواسته در يك نزاع جمعي ، سينه ي احسان را شكافت . بهنود بي مادر اما خود قرباني خشونت بود و شد . از مرداد 1384 چهار سال در زندان زيست . شايد هزاران بار با تصور پيكر خويش بر چوبه دار ، مرده بود.
خشنونت عليه بهنود و بهنود ها ، داغي است بر دل ايران . بهنود 14 سال بيش نداشت كه در برابر ديدگانش مادر را به گور سپرده بودند ...


ادامه‌‌ی مطلب
+ لینک
سه شنبه 21 مهر1388
طبل هاي توخالي
بخشي از گفتگويي كه با بي بي سي  داشته ام را مي توانيد اينجا بخوانيد .
+ لینک
دوشنبه 20 مهر1388
مي توانيم به آمريكا هم گاز صادر كنيم

مهندس سيد رضا كسايي زاده - مديرعامل صادرات گاز صادرات گاز يكي از مهمترين و حساس ترين مقولات در ديپلماسي اقتصاد ايران است . مساله اي كه در سال هاي اخير به دلايل گوناگوني پر رنگ تر از گذشته به چشم مي خورد . رشد شتابان مصرف داخلي و برنامه هايي كه گاه خلاف واقعيت هاي سياسي ، بلند پروازانه به نطر مي رسد موجب شده تا در محافل كارشناسي اقتصاد انرژي و سياسي موضوع صادرات گاز بحث هايي جدي را پديد آورد .
براي ورود به اين دست مباحث اما پيش از هرچيز بايد ديد كه در عمل مسوولان چه كرده اند و آيا اساسا موازنه اي ميان اقدام و برنامه هاي آتي وجود دارد .
سيد رضا كسايي زاده بهترين گزينه اي است كه در ميان مسوولان مي تواند پاسخگويمان باشد . كسي كه سال ها در مجموعه مديران وزارت نفت حضور داشته است و از نقطه اي به شركت ملي صادرات گاز پا گذاشت كه نياز داخلي را با توجه به مسووليت توزيع به خوبي درك مي كرد . كمبود گاز در زمستان سخت 86 را مديريت كرد و به اين ترتيب مسووليت صادرات را عهده دار شد .
كسايي زاده مي گويد كه ايران بايد حداقل سهم 16 درصدي بازار گاز جهان را در اختيار گيرد و خبر از گسترش مذاكره با اروپايي ها مي دهد . در اين گفتگو سعي شد تا علاوه بر مروري موردي بر آنچه گذشته به خبرهايي تازه نيز دست يابيم ... 


ادامه‌‌ی مطلب
+ لینک
شنبه 11 مهر1388
كردانيسم نمرده است

محمد علي آبادي كسي كه مي خواست كردان دوم باشد مصائب دامن گير صنعت نفت ايران پيش از ظهور احمدي نژاد در راس دستگاه مجريه كشور كم نبود كه پس از سوم تير و شعارهاي مصرانه بر وجود مافيا ، هم شدت يافت . سوم تير 84 چنان نقطه عطفي بود در حيات وزارت نفت و توسعه صنعتي كه بخش اعظم درآمد ارزي كشور را حاصل كرده است .
ادبيات ايرانيان البته " نقطه عطف " را هماره باري مثبت مي نهد حال آنكه اين نقطه اي است كه از آن امتداد يك منحي را در جهتي ديگر از سير قبلي ، مي توان پي گرفت و چنين است كه الزاما حركت پس از عطف ، در راستاي محور مثبت نيست.
نقطه عطف وزارت نفت در جمهوري اسلامي ايران بي ترديد ، زماني است كه براي نخستين بار رئيس يك دولت خبر از وجود مافيايي مي دهد كه شاهرگ اقصاد كشور را در اختيار دارد . اين جريان تا جايي پيش رفت كه...

* اين يادداشت در ايران امروز منتشر شده است.


ادامه‌‌ی مطلب
+ لینک
چهارشنبه 1 مهر1388
شب ها،روزها،چشم ها

همه ي شب در خواب و بيداري و كابوس و كتاب و سيگار است كه مي گذرد . صبح صداي زجه هاست كه پرزخمم كرده است . اول صبح . تازه هوا روشن شده است . صدايي مهيب همه محله را پر مي كند . انگار خانه اي ويران شد .نعره اي به هوا مي رود . گيج شده ام . بيرون مي پرم . روي زمين يكي افتاده كنار جوي . مردم يك به يك جمع مي شوند . مردم باز، جمع مي شوند اين روزها . كلانتري هم مي رسد . تازگي كلانتري زود تر از هميشه مي رسد .
من ديشب پلك بر هم نگذاشته ام اين هشدار روزگار است كه نمي گذارد خوابي به چشم آيد يا كه سبب چيز ديگري است . هشدار روزگار نوشته اسلامي ندوشن هم بالين من است . دو سه تايي نيم خوانده دارم كنار اين صفحه وامانده مانيتور . اينترنت جان مي كند . اي بميري و خلاصم كني . نعره به هواست . آمبولانس مي رسد. مورفين كار ساز است حتما اما لباس سفيد ها مورفين از خورجين بيرون نمي كشند .
خيابان بسته شده است . چشم مردم نگران است. دلهره فضا را پر كرده است. حالا مرا بازداشت مي كنند ؟ ضارب آرام از من مي پرسد .  موبايلم را مي دهم زنگي بزند مگر فريادرسي را صدا زند. صبح تا ظهر آسمان مي گريد بر تن سياه اين شهر . هر بار كه از صداي رعد از خواب پريدم يكي كشته شده بود. ياد روزهاي پاياني سربازي افتاده ام . همان صبح آخرين روزي كه از خواب پريدم يكي كشته شده بود . اينترنت به گند نشسته است .
سرور بلاگفا از كار افتاده است . در شهر قدمي مي زنم ، ديشب هم سر قرار هميشگي كسي نبود . چشم مردم نگران است كه باز باران مي گيرد.

+ لینک