هراس من
باری
همه از مردن
در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو - 1341
Sex & Philosophy
من عشقبازي ميكنم، پس هستم. فلسفه ی من اينه.
من دوست داشته ميشوم، پس هستم. فلسفه ی منم اينه.
ميخواستم در آغوشات بگيرم، اما تو ...
جسم من مال كسي است كه روحمرو تسخير كرده باشه.

می گویند و نشان داده اند که محسن مخملباف از سکس و فلسفه گفته است .
فیلم در جشنواره لندن بر روی پرده رفته است .
من اما هنوز آن را ندیده ام و گمان هم نمیکنم به این زودی ها نسخه ای از آن
- طبق معمول قاچاق و بدون رعایت حق کپی رایت - به ایران برسد . این فیلمساز
ایرانی که روزی " عروسی خوبان " می ساخت طی دو دهه گذشته یک دوران استحاله
را پشت سر گذاشته است . اینک پروایی ندارد که - البته در برون مرز - از موضوعی
ممنوعه بگوید . مخملباف که از جمله جوانان پر شور انقلابی در سالهای اول انقلاب بود
با " نون و گلدون " گذشته خود را کاوید و بعد ها پس از ساخت - به گمانم - یکی دو
فیلم دیگر به افغانستان رفت . افغان های رها شده از شر حکومت طالبان را گفتند
که یاری کرد تا مدرسه بسازند . در ایران اسلامی اما آقا محسن ما کمتر آفتابی
است ... خیلی دوست دارم نگاه او را به موضوغ ممنوعه سکس ببینم .
راستی او خیلی وقت است دیگر اورکت آمریکایی سبز رنگ نمی پوشد .

الو.
الو. منم.
كجايي؟
نزديك تو. خيلي نزديك. جان. من از تو خيلي آموختم. آموختم كه عشقبازي فراموشي رنجهاي بودنه. جان. ميتوونم تورو ببوسم؟
ميدوني چه فكري به سرم زد؟ فكر كردم اگه به جاي چهل سال، هزار سال عمر كرده بودم، الان توي هزار سالگي عشق ما، بوسه برام چه مزهاي داشت؟ قصه ی ليلي و مجنون و رومئو و ژوليت متعلق
به گذشته است. ما به اين قصهها ديگه نميتونيم اتكا كنيم. ما به آزادي رسيديم. آزادي در سكس.
ولي وحشتناك اينه كه محروميم از عشق. الو.
سلام ... باز به هم رسيديم. بشينين. بشينين. امروز روز تولد تنهايي منه. سرود ميخونين؟
البته.
برو بريم.
( از دیالوگ های فیلم سکس و فلسفه )
