تبليغاتX
وبلاگ علی خردپیر
ALI KHERADPIR
علی خردپیر
سه شنبه 26 تیر1386
 
عدالت و تعبير پوپوليستي برابري

روزنامه اعتماد : عدالت از آن دسته واژه هايي است که در طول تاريخ براي رسيدن به تعريفي واحد مورد بحث بوده است. از افلاطون و ارسطو تا انديشه ورزان قرن حاضر هر يک سعي کرده اند تا تعريفي درخور و جامع از آن داشته باشند. همه تلاش ها اگر چه در نهايت روشنگري و تداعي لزوم دقت بر مفاهيم ارائه شده را به دنبال داشته است اما هر يک به بعد يا ابعادي از کارکرد اين واژه معطوف بوده است.

گروهي از معتقدان به سياست جامعه گرايي عدالت را به مفهوم «از هر کس به قدر توانش و به هر کس به اندازه نيازش» به کار گرفته اند. برخي ديگر در پي توجيه مصاديق بي عدالتي همواره ترجيع بند گفتارشان اين است که عدالت به معني برابري نيست. نحله فکري يي که خود را روشنفکران ديني نام نهاده اند نيز در پي دستيابي به تفسيري از اين واژه به اسناد مذهبي رجوع کرده و حقانيت عدالت اجتماعي را از جمله احکام الهي و توصيه و نظريه پردازي پيراموني را منتسب به عالمان ديني برمي شمارند.

تلاش براي بومي کردن عدالت و حتي اثبات زايش آن از بطن مفاهيم الهيات در کنار کنکاش هاي فلسفي و به عبارتي ديگر فلسفيدن حول آن، بي شک از اهميت و عطش بشريت درباره عدالت خبر مي دهد.عدالت همان حقي است که بشر در پي کسب آن، تاريخ ها نوشته است.

از اين رو به نظر مي آيد توده ها بي آنکه توان و ابراز بيان داشته باشند بر مفهوم اين واژه آگاهند. اقشار مردم به ويژه گروه هاي فرودست جامعه به تحقق عدالت ميل دارند و جويندگان عدالت در دهک هاي اقتصادي پايين جامعه به سادگي نسبت به شعارها واکنش نشان مي دهند. پيروي محض از برخي سياست ها بي آنکه به حافظه تاريخي و تجربيات گذشته نگاهي شود، مهمترين منفعتي است که پوپوليست ها از آب گل آلود جامعه به نفع خود و البته به صورت مقطعي به دست مي آورند.

جداي از آنکه فلاسفه و متفکران چه تعريفي از عدالت دارند، مردم براي رفاه اجتماعي و آسودگي زيست خود به شدت به مقوله عدالت حساسند.مردم را نبايد اما به عنوان عناصري نامتغير درنظر آورد. چه بسا با همه کوتاه بودن حافظه تاريخي افزايش يا کاهش فاصله طبقاتي جامعه بر شيوه تفکر اکثريت اثرگذار است، پس شايد يکي هم به اين علت است که پوپوليست ها چه در قامت پرطمطراق ليبراليسم و چه در لباس سرخ زندگي اشتراکي مي توانند در مقطعي کوتاه عامه مردم را به دنبال خود بکشانند.

بايد پذيرفت که عدالت هم به مانند بسياري ديگر از واژه هاي مهم ادبيات سياسي و اقتصادي هر روز دستمايه بسياري از منفعت طلبان مي شود. پوپوليست ها که اينک در جنب و جوش آنند تا هرگونه برابري خواهي را سياستي همسو با طيف عوام گرايان جلوه دهند گويي فراموش کرده اند که حق برابري انسان ها نه تنها از عدالت جدا نيست بلکه در فقدان اين حق اساساً به کارگيري مفهوم عدالت بي معني است.جامعه يي که عدالت در مناسبات اقتصادي، سياسي و اجتماعي آن لحاظ شده باشد همچون دادگاهي است که در پي بازستاندن حقوق انساني شهروندان است. همان اندازه که در اين دادگاه دادستان از حق طرح اتهامات برخوردار است، وکيل مدافع هم فرصت دفاع دارد و همان قدر که شاکي از زمان و ديگر امکانات براي احقاق حق خود بهره مي جويد، متهم هم.پس قاضي با رعايت اصل برابري و رجوع به قوانين عدالت گستر است که حکم مي کند. آيا با کسر اصل برابري در فرصت دفاع و طرح اتهام اساس رعايت عدالت در دادگاه زير سوال نمي رود؟

+ Link