هراس من
باری
همه از مردن
در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو - 1341
عطر دلاويز عشق 
اينك هزار سال
از داستان دوستى ما گذشته است
در اين درازناى
ما كام را به گفتن حلوا فريفتيم
و در خرابه اى كه به جز آفتاب و فقر
گنجينه اى نداشت
در جست وجوى گنج نهان بوديم
ما رايت بلند تخيل را
بر بام اين سراى تهى برافراشتيم
و عطر دلاويز عشق را
در لابه لاى حافظه و جامه داشتيم
اردیبهشت ۱۳۷۳
جان باخته ی راه آزادی ، زنده یاد پروانه اسکندری
