هراس من
باری
همه از مردن
در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو - 1341
امروز
یک ساعت فکر کردم تا اسم فیلمی که دو هفته ی پیش دیده بودم یادم بیاد . خیلی وحشتناک است . با هزار تقلا یادم افتاد . افشا نکن! .
این البته ترجمه ی خودم از dont tell هست . فیلمی که نام اصلی اش به زبان ایتالیایی labestia nel cuore ( + ) است .
داستان دو محور روایی دارد و در این دو بستر است که تاثیر دو اتفاق در زندگی روانی - جنسی دو زن و انعکاس آن بر روابط و زندگی اجتماعی و خانوادگیشان به تصویر کشیده
می شود . شاید نقطه ی ضعف فیلم ، پایان خوش آن باشد . سینمای ایتالیا ، سینمایی نیست که بخواهد از شیوه ی happy ending هالیوود وام گیرد و از این روی جوری انگار سر و ته را هم آورده اند .
به هر حال پرداختن به مساله تجاوز جنسی فرزند از سوی پدر خود و لزبینیسم ( همجنس خواهی زنان ) در این فیلم جسارتی است که خرج شده است . نگو ، افشا نکن یا هر چه می خواهید اسمش را به زبان فارسی بگذارید ، فیلمی است که شورش علیه سنت ها را به عنوان نیازی مبرم به ویژه در سرزمین های مذهب زده یادآور می شود . فراموش نکنیم که ایتالیای امروز به لحاظ فرهنگی حتی با وجود استقلال واتیکان بسیار متاثر از مذهب است و با دیگر نقاط اروپا قابل قیاس نیست . تاثر از مذهب البته نباید تداعی کننده جامعه ای مثل ایران باشد که از راه به بیراه رفته ایم . اساسا در نگاه من ایران و هر کشور دیگری که از نظام تئوکراسیک رنج می برد در قیاس های امروزی جایی ندارند .حرف آخر اینکه " افشا نکن " فیلمی است درباره نیاز به دانستن ،حق حکومت بر سرنوشت خویش ، شهوت ،عشق و در نهایت انسان . این فیلم را ببینید.