نوشتن از مشکل و مصائب خود سخت است . روزنامه نگار به حکم وظیفه همواره در پی ذره بین گذاردن بر رفتار حاکمان بوده است و در پی جستجوی علل حوادث و ناهنجارهای جامعه . روزنامه نگار ایرانی چندان که باید برای گفتن از خویش و مطالبه حقوق صنفی اش گام بر نداشته است . اگر هم خطی نوشته یا کلامی گفته است حداقلی از حداقل ها محسوب می شود و این روزها هم در کمال محافظه کاری چنان گام بر می دارد که مبادا صدای پایش گوش آزار باشد .
اینکه بخواهیم در کمال صحت و سلامت و در بستری از آرامش و امنیت به کار صنفی و حرفه ای خود بپردازیم ، گویی رویایی است دست نیافتنی . با این همه مگر می شود شاهد ریزش نیروهای خلاق بود و کوله باری از بی حرمتی ها را بر دوش کشید و دم نزد ؟ .
بی کاری و خانه نشینی این جماعت را چه کسی واکاوی می کند و برای دخلی که می رود از خرج فرسنگی فاصله یابد چه کسانی پاسخگو هستند ؟ . اکنون از وضع به شدت ناگوار روزنامه نگاران شهرستان های کشور که بگذریم در این پایتخت ، دسته دسته از همکاران ما با بی کاری و بی حرمتی روزگار تلخ خویش را سپری می کنند . تعطیلی خبرگزاری ایلنا ، روزنامه های هم میهن و شرق چنان توفانی سهمگین دامان صنف روزنامه نگاران را گرفت . باز هم بیکاری و جدا ماندن قلم از دست نویسنده ؛ طاقت فرساست .
این روزها نارضایتی همکاران در روزنامه کارگزاران را هم شاهدیم و زمان زیادی از استعفای گروه فرهنگ و ادب آن روزنامه به نشانه اعتراض به کارفرما نگذشته است . دیگرانی هم که مشغول به کارند ، هرگز لبخندی از رضایت و آسودگی فکر بر لبانشان دیده نمی شود . دستمزد های ناکافی و اعمال سیاست های غیراخلاقی خبر- آگهی از سوی کارفرمایان رمق را از بسیاری ربوده است . برخی از همکاران از هراس اینکه مبادا همان مبلغ بخور و نمیر را هم از دست دهند جرات اعتراض ندارند .
مطبوعات ورشکسته ی ایران ، همچنان نفس نفس میزند اما سعی بر ایستادگی دارد . در این میان انجمن روزنامه نگاران ایران را چه می شود ؟ . آیا جز این است که هر وقت شکایتی می کنیم از رخوت انجمن ، پاسخ می رسد که شما چه کرده اید برای انجمن خودتان ؟ انجمن صنفی حالا چنان درمانده شده است که به جای حمایت ، میل به نسبت دادن ضعف خود به اعضا را دارد . سستی گروهی از اعضا عیان است ولی دلیل این همه ناکارآمدی نمی شود .
همین انجمن چه زمانی قصد کرده است تا عضو حرفه ای را از کارمندان دولت تمییز دهد . چه زمانی پرونده ها را مرور کرده است و در کمال عدالت ، اعضای تقلبی را از کسانی که جز از راه نوشتن در مطبوعات ارتزاق نمی کنند جدا کرده است که حالا جای شکایت باشد ؟
پرسش اصلی اما این است که انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران برای جلب حمایت و همکاری اعضای خود چه برنامه مشخصی را ارایه کرده است ؟ انجمن برای القای حس رضایت اعضای خود نسبت به عضویت در آن مجموعه چه کرده است ؟ بگذریم که مانده ام مگر انجمن جز انتشار بیانیه کار دیگری هم می کند . به راستی چه زمانی وقت حمایت انجمن از اعضای خود فرا می رسد . اگر قرار است این حمایت به صورتی حرکتی گسترده و جمعی باشد چرا فراخوان نمی دهد ؟
از سویی دیگر وقتی که انجمن " صنف روزنامه نگاری" ، به چنین خواب عمیقی رفته است ، باید لااقل برای جلوگیری از سقوط جایگاه اجتماعی روزنامه نگار ؛ اعضای انجمن به چهره مدیران آن آبی بپاشند تا به هوش آید .
انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران " باید " از اعضای خود دفاع کند و در درجه اول به کارفرمایان و ناشران مطبوعات و سپس به دستگاه های نظارتی بر مطبوعات نسبت به رعایت حقوق خبرنگاران هشدار دهد .
انجمن باید نسبت به بازسازی و غبار روبی خود همت گمارد و در این راه از اعضا یاری طلبد . انجمن باید بر نقض حقوق روزنامه نگاران انگشت گذارده و از مقامات مسوول پاسخ روشن بخواهد . به نظر می رسد کنون وقت آن است که انجمن صنف خود از این سکوت و سکون به درآوریم .