هراس من
باری
همه از مردن
در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو - 1341
وزارت نفت جمهوری اسلامی ، پرتلاتم ترین دوران خود را در دولت محمود احمدی نژاد تجربه می کند . نهادی که شاهرگ حیات دولت است هیچگاه تا پیش از روی کار آمدن دولت مهروزان سوم تیر اینچنین از سوی جناح های مختلف نظام زیر ذره بین نبود و هرگز از درون طیف به قدرت رسیدگان از همان ابتدای کار با شعار ریشه کنی فساد مواجه نشده بود . پیش از آن اتهام وجود مافیای نفتی در وزارت نفت بسان اتهام فساد اقتصادی به کل نظام تلقی می شد اما با پیروزی شهردار تهران در رقابت با علی اکبر هاشمی رفسنجانی ، به صراحت از زبان رییس دولت جدید شنیده شد .این شعار ها اما آغاز توفان در وزرات نفت بود .
احمدی نژاد برای برگزیدن وزیر نفت طوماری تهیه کرده بود که از این فهرست مطول دو تن ، در مجلس اصولگرایان شکست خوردند و یکی هم پیش از اعلام ناکامی در کسب رای اعتماد ، ترجیح داد که انصراف دهد .اگرچه علی سعید لو به عنوان اولین گزینه پیشنهادی احمدی نژاد به مجلس هفتم پس از شکست به دستیاری رییس رسید ولی شنیده شد که جایی گفته بود مگر من از وزیری هامانه چه کم داشتم که به وزرات نرسیدم . در واقع درمیان منتخبین احمدی نژاد برای وزرات نفت رقابتی درگرفت که آثارش را می توان در لابه لای نقل قول ها یافت .سیدکاظم وزیری هامانه که در وزارت نفت خاتمی به هماهنگی امور مراسم و انجام برنامه ریزی های تشریفاتی می پرداخت به عنوان چهارمین گزینه به مجلس معرفی شد . دیگر صلاح نبود که ماجرای بی وزیری نفت بیش از این ادامه یابد . وزیری هامانه اگر چه هرگز در قامت یک وزیر نبود و نه از سطح آگاهی مطلوب برخوردار بود و نه توان چانه زنی با مجلس و شورای نگهبان و هیات وزیران را داشت اما بی حاشیه به نظر می رسید .اکبر ترکان هم یکی از پیشنهاد کنندگانی بود احمدی نژاد را به ختم ماجرا به وسیله این گزینه فرا خواند .
وزیری هامانه با رسیدن به وزرات همواره متوجه بدگمانی ها و نجوای مشاوران احمدی نژاد بود . او با همه ضعف در آگاهی ، هوشیار بود که پیرامونیان ریس مهروزان به سادگی رهایش نمی کنند . از دیگر سوی ، احمدی نژاد بر آن بود تا وفاداران خویش را به ساختمان خیابان طالقانی بفرستد و برایشان صندلی بگیرد . هامانه اما زیر بار نمی رفت . علی کردان یکی از همان یاران احمدی نژاد بود که هامانه او را به دستگاه نفت راه نداد . در عوض هامانه برای اثبات کارآمدی خویش طوماری از دستاوردهای وزارت نفت را در طی یک سال و نیم گذشته به هر بهانه بر روی خروجی خبرگزاری ها می فرستاد . دستاوردهایی که جز تفاهم نامه ها و چند کار مهمی که سنگ بنایش را پیشینیان نهاده بودند نبود . هامانه در برابر هادی نژاد حسینیان ، معاون امور بین الملل وزارت نفت ایستاد و او را محترمانه اخراج کرد ، چنان که سرنوشت او هم چنین شد .با همه توان به تکذیب افشاگری نژاد حسینیان درباره ارزان فروشی گاز به هند و پاکستان پرداخت و حتی حرمتی در این میان برای لیدر سابق گروه مذاکره کننده خط لوله صلح باقی نگذاشت . با این همه ، مشکل رییس جمهوری با وزیر یزدی تبار نفت بیش از آن بود که چنین ژست های حق به جانبی را باور کند.
احمدی نژاد نمی توانست گوش خود را به روی پچ پچ مشاوران ببندد وقتی که می خواندند وزیر نفت دولت سوم تیر از وجود مافیای نفت اظهار بی اطلاعی می کند و سفارش شدگان را به بازی نفت راه نمی دهد .با استعفای اجباری وزیری هامانه ، پس از 20 ماه دوباره داستان بی وزیری وزارت نفت رقم خورد . هامانه رفت تا جا برای علی کردان و دیگران باز شود و چنین بود که برای نخستین بار سمت قائم مقامی وزیر نفت با حضور دادستان اسبق دادگاه انقلاب در استانهای گیلان و مازندران تعریف شد و غلامحسین نوذری سرپرست و جانشین احتمالی هامانه با کمال میل از حضور کردان استقبال کرد .
نوذری که از بدو دریافت حکم سرپرستی وزرات نفت از سوی رئیس جمهوری سعی کرد ناباوری خویش را از دستیابی به چنین مقامی پنهان کند نه تنها از حضور علی کردان - یار دیرینه علی لاریجانی - استقبال کرد ، بلکه خود دست به تغییر و جا به جایی در سطوح مدیران نفت زد تا خوش خدمتی به کمال رسد .
اکبر ترکان از پست اجرایی و مهمی چون مدیرعاملی شرکت نفت و گاز پارس برکنار شد و به امور برنامه ریزی رفت تا دیگران بدانند فرصت حضور برای برخی از چهره های نزدیک به جناح حامی رفسنجانی پایان یافته است . علی مروی به معاونت امور حقوقی و پارلمانی وزرات نفت رسید و مهندس لطفی را هم از پژوهشگاه صنعت نفت به نفت و گاز پارس آوردند و علی محمدی را از امور هماهنگی به سمت مشاور عالی خود منصوب کرد . شایع شد نوذری می خواهد کردان رئیس سابق سازمان فنی و حرفهای کشور که حالا قایم مقام وزیر شده است را به شرکت ملی صادرات گاز ایران فرستد و وقت خداحافظی نصرت الله سیفی فرارسیده است که البته تکذیب شد . حالا کار به جایی رسیده است که درتمام معاونت ها و اداره های وابسته به وزارت نفت هراس از تغییرات موج می زند .
نوذری اما بیش از آنکه نگرانی کارمندان و مدیران آن وزرات برایش مساله باشد همزاد پنداری با رئیس جمهوری دلمشغولی اوست .او برای جلب رضایت احمدی نژاد تلاش کرد تا همانند ریس دولت از زبان تهدید و گاه بی تفاوتی بهره بجوید .
وقتی که رو در روی خبرنگاران اعلام کرد " ما در پروژه خط لوله صلح معتطل هند نخواهیم نشست ! " . و گویی کسی نبود تا بپرسد که خط لوله صلح بدون حضور هند که دیگر خط صلح نیست .از نگاه نوذری تحریم ها و فشار ها هیچ اهمیتی ندارد و اگر شرکت های خارجی در ایران پا نگذارند خود ایرانیان پروژه ها را پیش خواهند برد . شاید هم نوذری ارمنستان و سوریه را جایگزین شرکای کاری سابق می داند !. این درست همان نگاهی است که احمدی نژاد به مساله تحریم دارد و قعطنامه های شورای حکام سازمان ملل را کاغد پاره می خواند .
به هر روی نوذری که حالا در کنار علی اکبر محرابیان سرپرست وزارت صنایع و معادن به مجلس معرفی شده است خیالی آسوده تر از گزینه های سال 1384 دارد . نوذری می داند که وقت ماجراجویی برای مجلس هفتم به پایان رسیده است . مجلسیان خود را برای دور هشتم انتخابات آماده می کنند و هر چه می خواستند با دولت سوم تیر کنند تا به حال کرده اند . نوذری 53 ساله که در دولت احمدی نژاد به سرعت پله های وزارت نفت را بالا رفته است می داند که لابی دولت در مجلس ، در کنار هم راهی با دستورات رییس ، شانس بزرگی را پیش پایش نهاده است . نوذری هم اگر وزیر نشود ، وزرات نفت احمدی نژاد وزراتی دیگر است .