تبليغاتX
وبلاگ علی خردپیر
ALI KHERADPIR
علی خردپیر
دوشنبه 23 اردیبهشت1387
صبحانه نویسی

همشهری چاپ عصر ، آغاز تجربه ای تازه بود . در این سال ها که به جرات می توانم بگویم بی وقفه و با همه توان در کار تهیه گزارش ، خبر و گفتگو بوده ام فعالیت برای ماهنامه ، هفته نامه ، روزنامه های اقتصادی و سیاسی ، سایت خبری و خبرگزاری را تجربه کرده بودم جز کار کردن برای روزنامه ای که باید هربعد از ظهر در کیوسک های این شهر عرضه شود .
پیش از اینکه قرار شود کار جدید را شروع کنم ، تصورم در واقع عبور از مسیری بود که بخش اعظم تاریخچه رونامه نگاری ایران آن را از سرگذرانده است . روزنامه نگارانی که باید ساعت 4 صبح به تحریریه می رفتند و جز تلفن تنها امکانی که برای آگاه شدن از تازه ترین اتفاق ها برایشان مهیا بود تلکس خبرگزاری پارس بود . آن زمان البته رقابتی در کار بود . رقابت میان اطلاعات و کیهان و بعدها رستاخیز . بعد از انقلاب هم البته آیندگان و انقلاب اسلامی به میدان آمده بودند . با اینکه تعداد روزنامه های مملکت به سهولت قابل شمارش بود ولی رقابت بر سر کیفیت و جذب مخاطب ، هدفی بوده که مرور آرشیو ها به ما می آموزد .
روزگار دولت احمدی نژاد و چه گویم این فشار مضاعف بر مطبوعات اما خواننده ای درخور شمار برای روزنامه باقی نگذاشته و آنچه را هم که بود به محاق توقیف بردند . میهمانی شرق و هم میهن را در خانه های مردم ممنوع کردند تا دیگرانی هم که هستند دست و قلمشان بیشتر بلرزد و تیترهایشان بی جان تر و متن ها مرده و شبیه آن دیگری باشد . چاپ عصر همشهری حالا با این اوضاع تجربه ای است که صرفا از بعد حرفه روزنامه نگاری در نگاهم تازه است . از آنچه پیش از این می نوشتم باید سریع تر بنویسم و گاه حتی فرصت مروری بر آن را پیش از چاپ نداشته باشم . آنگونه که پیشتر می نوشتم و چنان که فکر می کردم همه بر سر جایش باقی است .
راستش اصلا دلم برای چاپ صبح تنگ نشده است . وقتی می بینم که صبح و عصر همه یک چیز را شکسته و بسته می خواهند بگویند و رسم کار همان است که بود . دیگر دلگیر نیستم که چرا روزنامه وب سایت ندارد یا اینکه چرا همکارانم در دیگر روزنامه ها می گویند روزنامه شما به تحریریه ما نمی آید . دلگیر نیستم که چرا کمتر کسی در این حرفه "چرا" مطرح می کند پیش از آنکه بخواهد دولت و ملت را زیر پرسش بگیرد. به جای همه این ها ، به شدت نگران ام که مبادا تنگ بودن وقت مایه سهل انگاشتن آنچه که برایم همیشه مهم بوده شود . این روزها که حتی برای فکر کردن به خود هم کمترفرصت و حوصله ای باقی است از هر زمانی بیشتر نیاز مروری بر آنچه گذشت را حس می کنم .
.
.
.
تا جای بعدی کجا باشد و دفتر و دستکم را کجا پهن کنم .

+ Link