تبليغاتX
وبلاگ علی خردپیر
علی خردپیر 
روزنامه نگار
چهارشنبه 11 دی1387
کارگزاران در مسلخ

بالاخره بهانه ای جور شد تا روزنامه " کارگزاران " را هم توقیف کنند. روزنامه ای که به تعویق افتادنروزنامه کارگزاران دستمزد خبرنگاران و دیگر کارمندانش در این ماه های اخیر ، موضوع بحث بسیاری از ما بود. روزنامه ای که از زمستان سال گذشته ، دور دوم انتشارش را از سر گرفته بود و دیری نگذشت که مدیرمسوول با آن افاضات عجیب و غرییش در برابر دوربین سیمای ضرغامی و پس از آن روی خروجی خبرگزاری فارس همه ما را به شگفتی واداشته بود.
به خیال برخی کارگزاران قرار بود ارگان رسمی به اصطلاح حزبی به نام کارگزاران سازندگی باشد که البته هرگز نشد. خبرنگاری نبود که به طور رسمی گرایشی به این به اصطلاح حزب داشته باشد و در قالب حمایت و در جهت اهداف آن گروه خاص به استخدام روزنامه در آمده باشد.
روزنامه کارگزاران از همان اول روزنامه ای شد که پناسیل بالقوه ای برای جلب گرایش های گوناگون طیف اصلاح طلبان را در خود نمایان و بالفعل ساخت . از ملی - مذهبی ها تا مشارکت و از تحکیم وحدتی تا مستقل ها .
از نخستین روز آغاز به کار دوره تاره انتشار این روزنامه به دعوت دبیر گروه اقتصادی مشغول به کار شدم.
یکی دو ماه اول کار هر نشریه تازه متولد ، سخت ترین روزهای کاری است. باید روزنامه را معرفی کرد و این هم همتی می طلبد که در اغلب همکاران وجود داشت.
این همکاری با حضور آرش حسن نیا تا پایان اسفند به طول انجامید. روزگار اما چنان گشت که فروردین امسال چند خیابان بالاتر از کوچه یزدان پرست،مستقر شوم.به همشهری امارات رفتم و در همه این ۱۰ ماه گذشته شاید دو سه باری بیشتر نشد که به دیدار همکاران و دوستان عزیزی که در آن تحریریه داشتم بروم .
روزگار ما پیچیده تر از آن است که بشود هر لحظه اش را به سادگی به زبان آورد .
همین دیشب بود که به یکی از دوستان داشتم می گفتم که چه تلخ بود آخرین جمله ای که از سردبیر شنیدم وقتی که گفتمش دیگر همکاری نخواهم کرد. تلخ بود اما تلخ تر این است که باز روزنامه ای توقیف شود و باز عده ای در این شرایط اقتصادی بیکار .
تلخ است که روزنامه نگاری در این مملکت جدای از "بی در و دروازه" شدنش ، آنقدر با توقیف و بگیر و ببند دست و پنجه نرم کرده است که خبر مرگ یک رسانه مکتوب دیگر خبری تکان دهنده نیست.
تلخ است که روزنامه نگاری در این مملکت بازیچه دست عده ای سیاست باز است اما تلخ تر آنکه روزنامه نگار بی حرمت است.
اینجا ایران است. به وقت نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری .
نوشتن درباره دلایل توقیف روزنامه و سخن گفتن از تهدید های صورت گرفته را به دوستانی می سپارم که به طور مستقیم درگیر ماجرا بودند.

* گفتگوی صدای آلمان را با خبرنگار این روزنامه اینجا بخوانید  و بشنوید.

+ لینک