هراس من
باری
همه از مردن
در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو - 1341
گفتوگو با مديرعامل پتروايران - بخش پاياني
كارفرما خيال خود را راحت ميكند
"پروژهاي كه قرارداد آن را 27 اسفندماه سال گذشته با شركت ملي نفت منعقد كرديم پروژهاي بود كه در حدود پنج سال كارفرما براي آن با شركتهاي مختلف مذاكره ميكرد و به دلايل بسياري پيشنهاد مطلوبي دريافت نشد."
پتروايران در آخرين روز كاري سال گذشته دو قرارداد لايه بنگستان اهواز و لايه نفتي پارسجنوبي به صورت ترك مناقصه با شركت ملي نفت منعقد ساخت و اين در حالي است كه پترو ايران از جمله پركارترين پيمانكاران صنعت نفت كشور است. مصطفي خويي ميگويد: " اكنون اين شركت به ابزاري استراتژيك براي شركت ملي نفت تبديل شده است تا در چنين مواقعي بهكار گرفته شود."
از عملكرد اين مجموعه پيمانكاري بيشتر جويا شديم كه در ادامه گفتوگويمان با مديرعامل پتروايران ميخوانيد.
***
درخصوص اينكه ميگوييد اين شركت به يك ابزار استراتژيك تبديل شده است بايد توجه داشته باشيد كه هزينهها و پاداشهاي پرداختي به اين مجموعه از شركت ملي نفت دقيقاً برابر هزينههاي يك شركت خصوصي و خارج از مجموعه دولتي است.
البته هزينهها يكي نيست. هزينههاي سرمايهگذاري كه ما ارائه دادهايم بسيار حساب شده و مقرون به صرفه بوده است و ريسكهاي سياسي و اقتصادي را دربرآورد هزينههاي خود منظور نكردهايم. درخصوص پاداش هم، آنچه مدنظر شركتهاي خارجي بوده است بهطور متوسط حدود 50 درصد از هزينه سرمايهگذاري بوده است. در صورتي كه پاداش ما حتي به 20 درصد هم نميرسد. ضمن اينكه آن مبلغ هم معمولاً صرف پوشش ريسك ميكنيم. همچنين هزينههاي مديريتي شركتهاي خارجي حدود 10 درصد و هزينههاي ما در اين زمينه تنها سه درصد است.
چند شركت در داخل كشور ميشناسيد كه دقيقاً ويژگيهاي پترو ايران را در رابطه با شركت ملي نفت داشته باشند؟
پتروپارس تنها شركتي است كه شبيه ما عمل ميكند. البته اين تجربه، تجربهاي است كه در بسياري از كشورهاي توسعهيافته صورت گرفته و نتيجه داشته است.
تغيير در هدفگذاري براي پترو ايران تا چه حدي مشكلزا شد؟
مشكلي نداشت. مقداري تعميم و تجهيز براي ما سخت بود.
واقعيت اين است كه هدف اصلي شريك شدن با خارجيها انتقال تكنولوژي ميتواند باشد. وقتي پترو ايران در ابتدا چنين تصميمي داشت اما از اين مرحله عبور نكرد، پس توانمندي خود را چگونه كسب كرد؟
پترو ايران در زمينه نيروي انساني بدون اغراق بهترين است و مديران توانمندي كه عمدتاً سوابق طولاني در اين صنعت داشتهاند را داراست. همچنين براي مشاوره هم به سوي قدرترين مشاوران رفتيم. از ابتداي كار تصميم گرفتيم كه مديريت نوين را بياموزيم و به همين خاطر نيز از طريق تعامل با پيمانكاران خارج از كشور و شركت متن تبادل دانش اين مديريت را انجام داديم. در زمينه تكنولوژي هم به سراغ اصحاب تكنولوژي رفتيم. ما نخستين شركتي هستيم كه در كشور از تكنولوژي روز دنيا در حفاري بهره ميگيرد. اين امر كمك ميكند تا هزينهها را پايين آوريم. البته مشاركت با خارجيها از راههايي هم صورت گرفت. براي مثال در ميدان آزادگان 25 درصد سهام نيكو را پترو ايران نمايندگي ميكند. از سويي ديگر عملكرد شركتهايي هم كه هرگز شريكشان نبودهايم را ارزيابي كرده و طي جلساتي با آنان مقداري از نحوه انجام كار را ميآموزيم.
آيا واقعاً مديران شل و توتال در تهران حاضر هستند كه تجربيات خود را به همين سادگي به شما منتقل كنند؟
ظاهراً خودشان اعلام ميكنند كه مشكلي در اين خصوص ندارند و بايد بخش ايراني بيشتر آماده باشد.
به غير از اين دو شركت، از آن اصحاب تكنولوژي نامي نبرديد؟
طي يك دوره يكساله با شركت BHP استراليا براي پروژه فروزان قرارداد همكاري داشتيم و احتمال آن وجود داشت كه پس از آن دوره بهعنوان شريك اين همكاري ادامه يابد كه چنين نشد. در حدود سه سال نيز قراردادي با اشلامبرجر درخصوص مديريت داشتيم و هشت نفر از آن شركت در تيم حفاري ما حضور داشتند و سمتهاي كليدي را برعهده داشتند.
وضعيت پروژه لايه نفتي پارسجنوبي در چه حال است. آيا كار كليد خورده است؟
اشلامبرجر بهعنوان پيمانكار مديريتي (MC) در آنجا فعال است كه البته اين تصميم شركت ملي نفت و نفت و گاز پارس بوده و پس از انعقاد قرارداد پروژه اين قرارداد نيز به ما تخصيص يافت. اكنون يك گروه 27 نفره از اشلامبرجر تجهيز شده است و مطالعات مخزن آغاز و گزارشهايي نيز در رابطه با نحوه توسعه آماده شده است. همچنين براي سرويسهاي حفاري و انتخاب دكل حفاري، مناقصاتي را در دست داريم.
نتيجه مطالعات درخصوص حجم و ميزان نفت اين لايه به صورت نهايي چه زماني اعلام خواهد شد؟
فكر ميكنم ظرف چهار ماه آينده نتيجه اعلام شود.
عمليات پروژه بنگستان در چه وضعي است؟
تيم مديريتي را در حال تجهيز هستيم. اين مخزن با وجود اينكه از مخازن قديمي كشور است اما متأسفانه تاكنون مطالعات زيادي روي آن صورت نگرفته است و مسائل ناشناخته بسياري دارد. بخصوص كه طبقات اين مخزن، طبقات همگني نيستند. بنابراين بايد تكنولوژي مناسبي را برگزينيم تا منجر به افزايش توليد شود با شركتهاي توتال، اني و استات اويل نيز مذاكره داشتهايم.
محور اين مذاكرات مشخصاً چه بود؟
خواستيم كه آنان هم وارد مشاركت با ما در اين پروژه شوند.
مايل هستيد كه در كدام بخش عهدهدار مسووليت شوند؟
چند تا از اين شركتها اطلاعات منطقي خوبي در دست دارند براي مثال استاتاويل در حدود سه سال روي اهواز آسماري مطالعه جامع داشته است و طبيعتاً فصول مشترك زيادي بخصوص در زمينه تأسيسات سطحالارضي در بين اهواز آسماري و اهواز بنگستان وجود دارد. توتال هم از اطلاعات بالايي برخوردار است. اني هم بهدليل حضور در دارخوين از اطلاعات زمينشناسي خوبي برخوردار است. ارزش اين پروژه 987 ميليون دلار است و اميدواريم كه با اين مشاركت، ريسك را بتوانيم تا حدي توزيع كنيم.
انتخاب اين شريك خارجي همچنان به صورت مذاكره خواهد بود يا به مناقصه خواهد كشيد؟
بستگي به تعداد شركتهايي دارد كه اعلام آمادگي ميكنند. اگر تعداد، قابل توجه باشد حتماً مبناي انتخاب براساس نتيجه مناقصه خواهد بود ولي اگر تعداد كمتر باشد به ناچار مذاكره ميكنيم.
از ميدانهاي مشتركي كه توسعه آن برعهده پتروايران است كدام يك زودتر به نتيجه خواهد رسيد؟
عمليات ميدانهاي فرزام و نصرت را دو سال پيش به پايان رسانديم و توليد ميدان نصرت به 16 هزار بشكه در روز افزايش يافت. توليد گاز از ميدان دالان كنگان هم تا پايان سال 2005 آغاز خواهد شد.
هنوز اين پرسش باقي است كه چگونه پتروايران ميتواند همزمان چند پروژه مهم نفتي را اجرا كند؟
كار راحتي نيست و باتوجه به كمبود نيروي انساني و محدوديتها كار سختي است. ولي ما مديريت را متمركز ميكنيم و براي هر پروژه يك تيم مديريت شكل ميگيرد و شركت هم درحد مديريت كلان به رفع اشكال و تأمين نيازها ميپردازد و هر طرحي به صورت مستقل تجهيز ميشود. سيستم مديريت ما ماتريسي است كه در حقيقت هر طرحي به لحاظ اجرايي استقلال خاص خود را دارد. اكنون جمع سرمايهگذاري در كل پروژههاي در دست اجراي پتروايران 5/4 ميليارد دلار است در صورتي كه ديگر شركتهايي كه در پروژههاي بيعمتقابل حضور دارند تنها يك پروژه را عهده دارند و اين پاسخ به آن پرسش شماست كه اشاره به امتيازهايي داشتيد كه شركت ملي نفت به پتروايران داده است. يعني در قبال آن امتيازها اينگونه كار كردن را نيز بايد پاسخگو باشيم.
جناب خويي، ديده شده است كه بسياري از پيمانكاران پس از ورود به پروژهاي كه به مناقصه گذاشته شده است به مشكل برميخورند. اتفاقاً اين پيمانكاران هماناني هستند كه پايينترين هزينهها را ارائه ميكنند. پرسش من از شما اين است كه با توجه به تجربه شما، مطالعه و پيشبيني كارفرما كجاي اين انتخاب قرار دارد؟
به هر حال اين امر منطقي است كه ارزانترين پيشنهاد لزوماً بهترين پيشنهاد نيست. حتي ضوابطي هم وجود دارد كه اگر 10 درصد بيشتر و يا كمتر از برآورد ارائه شود قابل قبول نخواهد بود ولي در مناقصات با توجه به شرايط موجود كمترين قيمتها مورد توجه قرار ميگيرد و پاسخگويي به سيستمهاي كنترلكننده خيلي سخت است. بهويژه كه ابزار شكايت آناني كه قيمتهاي پايينتري را پيشنهاد ميكنند نيز بسيار خوب عمل ميكند. سخت است كه اختلاف فني تبديل به اختلاف مالي شود. براي همين هم كارفرما با انتخاب كمترين هزينه خيال خود را راحت ميكند. اگر كمي حمايت حقوقي و قانوني از تصميمهاي كارفرمايان صورت گيرد نتيجه انتخابها مطلوبتر خواهد شد.
بهعنوان آخرين پرسش ميخواهم ارزيابي شما را از وضعيت صنعت نفت ايران طي دولت هشت ساله آقاي خاتمي بدانم؟
اين را بهعنوان دولت آقاي خاتمي عنوان نميكنم، بلكه در دوران وزارت آقاي زنگنه به نظر من وضعيت خوب بود. من اين را به آقاي زنگنه ربط ميدهم نه آقاي خاتمي.
چرا؟
خوب منشأ كارها، آقاي زنگنه بوده است و نه آقاي خاتمي.
يعني اگر آقاي زنگنه در كابينه دولت ديگري حضور داشت...
همين كارها را ميكرد.
و ربطي هم به سيستم دولت نداشت؟
بله! يك وقت آقاي خاتمي كارها را براي آقاي زنگنه ديكته ميكند، يك وقت نه، آقاي خاتمي مساعدت، موافقت و تأييد كرده است. در هر صورت به نظر من عملكرد آقاي زنگنه مثبت بود. اگر با اصرار آقاي زنگنه پتروايران و پتروپارس تشكيل نميشد اكنون خيلي مشكل داشتيم.
علي خردپير - يکشنبه 29 خرداد 1384
