تبليغاتX
وبلاگ علی خردپیر
ALI KHERADPIR
علی خردپیر
دوشنبه 10 مرداد1384

                  خداحافظي وزير و آنچه باقي مي‌ماند

"مسائلي هست كه نمي‌توانم با مطبوعات در ميان بگذارم. چرا كه براي من يقين است اما نمي‌شود در دادگاه به اثبات رساند."
بيژن نامدار زنگنه، وزير نفت دو دولت اصلاحات جمهوري اسلامي، روز گذشته از خبرنگاران و نمايندگان رسانه‌هاي كشور خداحافظي كرد.اين وزير كرمانشاهي در حالي با پايان يافتن كار دولت، صنعت نفت را ترك مي‌كند كه موجي از اتهامات در قالب به اصطلاح كشف مافياي نفت عليه‌وزارتخانه تحت مديريتش روانه است.
شك نبايد داشت كه زنگنه با 22 سال كار اجرايي در نظام كنوني ايران بيش از آنكه تنها يك وزير باشد چهره‌اي سياسي است. اگرچه روز گذشته خود به خبرنگاران گفت هرگز در چارچوب حزبي فعاليت نكرده و در مجموعه نفت نيز از حمايت و موضع هيچ حزبي برخوردار نبوده است اما به ياد مي‌آوريم پيش از 27 خرداد را كه در مهمانسراي نفت و در پاسخ به اين راقم، به صراحت خود را يك مدير سياسي معرفي كرد.
سياست اساساً ذاتي خشن دارد. بازي برد و باخت است. مي‌شود روزي در اوج بود و روزي ديگر در حضيض. سياسيون موافقان و مخالفان بسيار دارند و در اين طيف گوناگون از متملق تا تخريب گر،از موافق تا مخالف و از مشاور تا منتقد را مي‌توان انتظار داشت.
زنگنه اينك كه جريان موافق او - به لحاظ سياسي- در انتخابات نهم رياست‌جمهوري ناكام ماند با كوله‌باري از اتهامات و بي‌رحمانه‌ترين انتقادات روبه‌رو است.زنگنه بايد اين يكي دو روز را هم جور ياران را بكشد و آخر كار هم به گوشه دانشكده پناه ببرد.
هشت سال بحث و جدل براي تصويب بيع متقابل، بهره مالكانه، اكتشاف ميدان‌هاي جديد نفتي، توسعه ميدان‌هاي مشترك ذخاير فسيلي و به ويژه ميدان گازي پارس‌جنوبي و هشت سالي كه چون سال‌هاي پيشين آن نشست و برخاست با راست و چپ را به همراه داشت پايان يافت.
نبايد تعجب كرد كه اينك اين وزير با چنين هجمه‌هايي روبه‌رو باشد.چه ؛ سياست لايه‌هاي زير و نهان دارد و هميشه در شرط‌بندي بر روي برگي كه برنده مي‌پنداريم برنده نيستيم.
اين وزير هم جداي از ساختار حزبي روشن اما با جهت‌گيري ويژه‌اي بازي را در ايام قبل از انتخابات اخير ادامه داد و شايد از جمله مديران ارشدي بود كه نسبت به حركات پوپوليستي و شعارهاي انقلابي برخي از كانديداها واكنش صريح نشان داد.
اينك دور، دور ديگري است چه به مذاق ما خوش باشد و چه تلخ، اما زنگنه و مديران نفتي دولت خاتمي ساختمان خيابان طالقاني را ترك مي‌كنند، تا ديگراني بيايند و سياست‌هايي ديگر را طرح زنند. آناني كه از حقوق‌هاي ميليوني مديران زمينه‌سازي را آغاز كردند و به مافياي نفتي رسيدند. زنگنه مي‌رود با همه كم و كاستي‌هايي كه مي‌شود بدان اعتقاد داشت.
انتقادهاي ما اما در كنار نتايج عملكرد او باقي است. پيرهن دريدن و بي‌آبرو ساختن نه كار منتقدان است و نه كار سياسيون حرفه‌اي. ختم كلام آنكه زنگنه را خارج از نظام در نظر نمي‌آوريم و آنگونه كه بود از وي ياد خواهيم كرد. نه كم چون مخالف، نه بيش چون متملق.



علي خردپير - سه شنبه 11 مرداد 1384 - روزنامه جهان صنعت

+ Link